ترجمه یکی از آهنگهای دکتر شوان پرورشوان پرور ( دنبال چی میگردی ) دختر کرد
Li kolane bajare avrupa li kecek kurd rast hatim be xodi digeriya
در کوچه و پس کوچه های اروپا با یک دختر کرد روبرو شدم
Bi dilgermi bervi min hat xuya bu li cara sere xo digeriya
با دلگرمی به سویم اومد و معلوم بود دنبال راه چاره ای برای خود میباشد
Min go delale delale
گفتم ای ما ه چهره
Sirine hevale
ای دوست و خواهر
Be xodi be male
بی صاحب و بی خانه
Ci digeri
دنبال چی میگردی
Go lolo birawo em bi ber zolma baye res ketin iro welate durye va derketin
گفت ای برادر ، ما از ظلم طوفان سیاه فرار کردیم ،خودمان در وطن غریبه دیدیم
Weke min hezara hene be karo sermiya welate xeribye sermeze ketin
هزارن نفر مثل من هستند ، بی پول و سرمایه در وطن غریبه شرمنده شدند
Min go delale delale
گفتم ای ماه چهره
Sirine hevale
ای دوست و خواهر عزیز
Be xodi be male
بی صاحب و بی خونه
Ka beje ez cibikim
بگو من چکار کنم
Disa go lolo keko bele heq negotine welate meriya sirintire
باز هم گفت ای برادر ، آری راست گفتند. وطن خود آدم خیلی شیرین تره
Ger hindiki azadi hebya bircibuna walate me ter buna walate xelqe bi rumet tire
اگر کمی آزادی باشه ، گرسنگی وطن آدمی خیلی از سیر بودن وطن غریبه خیلی بهتر است
Min go delale delale
گفتم ، ای خوب ماه چهره
Sirine hevale
ای دوست و خواهر عزیز
Be xodi be male
بی صاحب و بی خونه
Bele tu rast deji
آره تو راست میگی
Ka emji welate xo sen bikin
بیا ماهم وطن خود را گلستان کنیم
Welat azadiye
یک وطن آزاد داشته باشیم
برچسبها: شوان، کورد، کرمانجی، شوان پرو
نوامبر 10, 2007 در 7:57 ق.ظ. |
http://napteam.blogfa.com/post-356.aspx
نوامبر 28, 2007 در 3:11 ب.ظ. |
من از طرفداران شوان پرور هستم از شما به خاطر كارتان متشكرم
نوامبر 28, 2007 در 3:39 ب.ظ. |
ba sepas az shooma
doste aziz ma vazife khod midanim
ke dar khedmat kurd o kurmanj bashiim.
http://kormanj.wordpress.com/
http://kormanj.wordpress.com/
دسامبر 22, 2007 در 2:59 ب.ظ. |
deste we nesewe
emma keskana we pi hurufe latin matne vi seri we qoraq enivisi
mal ava
دسامبر 26, 2007 در 10:41 ق.ظ. |
dîsa li we silav dikim
şêvan perver ê êşqê mine
gelek ê sipas dikim
ez pirr keyf xwe ş bûm
bigît
دسامبر 26, 2007 در 5:04 ب.ظ. |
من کرد فیلی هستم(ایلامی) . مثل خیلیهای دیگر از ایلامیها من هم عاشق مرام و آهنگهای شوان پرور هستم . ما ایلامیها به خاطر زبان خاص خودمون از ترانه های کرمانجی میفهمیم و کمی از لغات ان را نمیدانیم. اگه میشه ترانه های ذیگر شوان پرور را به فارسی ترجمه کنیذ . واقعا اگه اینکار رو بکنید ممنون میشم . راستی اینرو هم بدونید که توی استان ایلام یه طایفه هست که زبانشون شبیه کردی کرمانجیه . مثلا به جای له واژه ژ رو بکار میبرند و یا اینکه کلمه چما توی کرمانجی را با چمان تکلم میکنن و صدها شباهت دیگه به زبان شما دارند . اسم اون طایفه ملکشاهی . برای مردم ایلام عجیبه که اینها چطور زبانشون به کرمانجی نزذیکه . اگه خواستین میتونین تحقیق کنین شایذ اونها هم اصیشون کرمانجی باشه
دسامبر 26, 2007 در 5:57 ب.ظ. |
با سپاس از رضا و كرمانج شيروان و مهدي عزيز
1- در مورد نظر آقا رضا قبلا» توضيحاتي داده ايم.
2- از كرمانج شيروان هم به خاطر قوت قلبي كه به ما مي دهند هم متشكريم.
3- مهدي عزيز حتما» در پست هاي بعدي در اين باره سعي مي كنيم مطلبي داشته باشيم.
دسامبر 27, 2007 در 1:22 ب.ظ. |
درود بر شما دوست عزیز . من خیلی از زبان کرمانجی خوشم میآد . اگه میشه ترانه های ذیگر دکتر شوان رو ترجمه کنید چون اینجوری بیشتر یاد میگیریم . اگر هم امکان داشت جمله های کرمانجی رو با ترجمه بنویسید . ممنون از شما
ژانویه 3, 2008 در 9:54 ب.ظ. |
زور سوپاس بو توی خوشه ویست.ویستم روخسه تو لی بخوازم بو ئه وی ئه وشیعره ی دوکتور شوانم بو وبلاگی تازه دروسبوی خوم نارد.هیوا دارم له ریگای ناردنی مه تالبی کوردیو پیوندیم له گه ل به کی ( سه رکوتوبی)
ژانویه 10, 2008 در 12:58 ب.ظ. |
ey val
ژانویه 20, 2008 در 11:30 ق.ظ. |
[...] شوان پرور در 23/12/1955 در روستای سوری « بین اورفه و دیاربکر …، واقع در شمال كردستان ( شرق و جنوب شرقی ترکیه ) دیده به جهان گشود، ایشان از خواننده های ملی مشهور کُرد و یکی از ستاره های درخشان آسمان هنر و موسیقی سنتی و کلاسیک ملی « کُرد» می باشند، ایشان در زادگاه آبا و اجدادی خود به خاطر تکلم و آواز خوانی به زبان مادری خود، از طرف رژیم نظامی ترکیه چندین بار بازداشت و زندانی شدند، تا اینکه در سال 1976 در آلمان مجبور به پناهندگی شدند، و چندین سال است که در« آلمان » و « سوئد » در تبعید می باشند. گفتگویی که هم اکنون پیش رو دارید، بخش دوم از سه بخش مصاحبه ی وبلاگ مذکور میباشد که با شوان پرور و دوست و همکار گرامی اش Willi Resetarits اتریشی، ترتیب داده شده است، البته در اینجا ترجمه شده بخش دوم این مصاحبه را ( از سه بخش مصاحبه ) ، که بیشتر طرف مخاطب آقای شوان پرور می باشد آورده ایم.. intimacy-art : آقای شوان پرور، شما نقش نمایندگی اقلیت قومی کُرد را در سراسر جهان دارید، این « کُردستان » که شما، در آوازهایتان به خاطر آن، فریاد برآورده اید، چه سرزمین ( یا کشوری ) را در بر می گیرد؟ در کل حد و مرز مشخصی در گذشته داشته است؟ [...]
فوریه 27, 2008 در 11:53 ق.ظ. |
مطلع هستيد كه تركيه دست به قتل عام كردها زده ،چرا شما از برادران كرد خود كه اين روزها تحت نابرابر ترين جنگ قرار گرفته اند چيزي نمي نويسيد.آيا سكوت چيزي جزنشان رضايت از اين وضعيت نيست؟وقتي يك يهودي را زنبور مي زند صداي وا مسيبتا از هر يهودي درگوشه كنار دنيا شنيده مي شود ،چرا ؟مگر كرد يك ملت نيست؟ تعريف شما از يك ملت چيست؟زبان مشترك دين مشترك فرهنگ مشترك ديگر چه ؟اينهابيانگر يك ملت نيست ؟ آيا فقط قرارگرفتن درچارچوب يك مرز بندي معرف يك ملت است ؟
مارس 11, 2008 در 4:46 ب.ظ. |
drood bo hamo kurdik slaw la ewah bo aw mosahbaeh la gal doctor showan sarkwten bo hamo gali kurd saman zardooi kermashan
آوریل 9, 2008 در 2:38 ب.ظ. |
من دختري كرمانج هستم كه به اصليت خودم ميبالم.ترانه هاي كردي و كرمانجي خيلي دوست دارم.ترانه هاي خواننده ي محبوبم(شوان پرور)مرا شاد و اميد وار ميكند.از ايشان بيشتر برايمان بگوييد و شعر هايشان را هم ترجمه كنيد.هر چند بيشترمفهوم انرا متوجه ميشوم ولي بعضي از كلمه ها برايم نا مفهومند. با تشكر:تيتكانلوئي
آوریل 10, 2008 در 11:42 ق.ظ. |
ئيرو نوويي مي دوانه دووه چونه تاس تپانه تا چووم هاتم شيزين دانه شاعر:اسدا..راستگو از تيتكانلو
معني فارسي:امروز نوبت من است كه شتر ها را به صحرا ببرم.شتر ها تا تپه هاي تاس قوچان رفتند. تا من رفتم و بر گشتم يارم را برده بودند.
تو چوئي و ئز هين خورينم ژه وي وقته دل وه شينم تريم كينگا ته ده وينم
ترجمه.تو رفتي ومن هنوز ناشتا منتظرتم/از همان موقع قلبم را بسويت مي فرستم/پس يعني كي تو را ميبينم؟
اي كرد ها خاموش نباشيد.چطور يك نفر ميتواند براي يك ملت تصميم بگيرد ولي 40 مييون كرد نميتواند براي خودش تصميم بگيرد؟ سا كولي كه چك و لائاكي گولي كورمانج و هم كلاسي مي(ط.ر)
آوریل 19, 2008 در 1:58 ب.ظ. |
از زحماتتون براي ساختن اين وبلاگ تشكر ميكنم به رلستس كارتون بسيار عالي است من يك دانشجوي كردستاني هستم و از شما خواستارم كه شعرهاي ماموستا هيمن و هژار را هم در وبلاگتون بزاريد و ترجمه كنيد و كتابعاي علمي نويسندگان كرد رانيز در وبلاگتون بزاريد و ترجمه كنيد . با تشكر
ژيان وشه يكي ويله گالته به واتاي خوي ده كات :زندگي كلمه اي سر گردان است
تيدا رو له هه ر كه سي كه ي پيك غه م و ناموراديت بو تي ده كات
:با معناي خود بازي ميكند در آن به هر كس رو كني پيك غم ونامرادي برايت خواهد ريخت.
تقديم به هم كلاسيم ص . ج. ت
آوریل 19, 2008 در 6:00 ب.ظ. |
خانگ و بری رند و هی جای من دهستی وه نیشاوا
سا زه حمه تی کو ده کشینن
زانن کو هه نه ک ژه مه بی این کو ژه ارزشی زمانی خا توشته ک زاناوان له زمانی خا پشت کرنه کو وه نه ظه ری من مشکلی ئه صلی کورد و کورمانجان تحصیله. اگر هر که س له هر سطح کو ده رس خواندیه مه قطع کی خا بکشینی ژور هینگا دهوینن کو چه ره عشق وطن و فه رهه نگ له وان ده که لی و هینگا ژه شونی کو وه خزانی خا فارسی گه پ کن وه خا دهوانه موحه ققی زمانی خا
آوریل 20, 2008 در 2:49 ب.ظ. |
ضرب المثل كردي
ئاشتي دواي شه رخوشه
آشتي پس از دعوا شيرين است
ئاو بتبا له پردي نا مرد مه په ره وه
اگر آب تو را ببرد از پل نامرد عبور نكن
ئاسني سارد به فوو نه رم نا بي
يعني آهن سرد با فوت كردن نرم نمي شود