Archive for مه 2007

کرمانج ها در روستاهای دهستان پیرکوه از استان گیلان

مه 31, 2007

این مطلب توسط آقای پیرکوهی در قسمت نظرات فرستاده شده است . با تشکر از ایشان از شما دوستان نیز می خواهیم که از این گونه نوشته ها برای ما ارسال نمایید . روستاهای دهستان پیرکوه از استان گیلان نیز جز کردهای کرمانج می باشند .عجب عاشق کوژی دنیه خرابی
وجودی عاشقان نکوی بتابی
دکوژی عاشقان اما نزانی
فقط عاشق دمینه تو سرابی

شعر کردی کرمانجی
شاعر عطا عطایی پیرکوه

با تشکر وحیدآقایی پیرکوهی ,

گزارشی از همايش‭ ‬جعفرقلي شاعر کورد خراسانی‭ ‬در زادگاهش‭ ‬گوگان از توابع شهرستان‭ ‬قوچان

مه 28, 2007


 روز جمعه 28 اردیبهشت 1386( آخرین جمعه اردیبهشت ماه هر سال) براي سومين سال متوالی، حركت زيباي فرهنگي و هنري ديگري در قالب يك همايش بزرگ و ارزشمند با عنوان سومين «همايش فرهنگي و هنري جعفرقلي» در روستاي گوگان، از توابع شهرستان ……

قوچان، زادگاه اين رادمرد هنرمند، شاعر وارسته جلوه گر شد و جمعيت كثيري از اقشار مختلف، به ويژه كردهاي شمال خراسان، استادان و پژوهشگران، دانشجویان و هنرمندان، زن و مرد، پیر و جوان را به خود جلب نمود.

همايشي كه با سعي فراوان و طولاني مدت پژوهشگران و فرهنگ دوستاني چون «كليم ا… توحدي»، با همراهي استادان، شاعران و هنرمندان کرد خراسانی و همكاري اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و فرمانداري قوچان توأم با اشتياق و دلگرمي هاي مردمي، پربارتر از سال قبل برگزار شد. امید است که با پایه ریزی نمودن دروس زبان و ادبیات کردی در مدارس و همچنین ارتقاء امور هنری، فرهنگی و آداب و رسوم گرانقدر و ارزشمند کردی که جزء لاینفک کرامت انسانی کردهای خراسان می باشد را هر چه مهمتر قلمداد نموده و بواسطه آن همزیستی مسالمت آمیز را تحکیم بخشند.  

شمال خراسان از ديرباز خاستگاه عالمان، انديشمندان، عارفان، هنرمندان و دلاوران کورد بوده است که متأسفانه بواسطه دخالت عامدانهء حاکمین مانع از درخشش آنان در خصوص هدایت اجتماع خود جهت دستیابی نهایی به حقوق انسانی، مدنی و فرهنگی که از اصول اولیه، بدیهی و بنیادی قانون حقوق بشر سازمان ملل می باشد، شده اند. در این راستا، شهرستان قوچان نيز دراين منطقه با تاريخي همگن شده با کردها که اندکی بیش از4 قرن پیش به این دیار کوچ نموده اند، نام هاي گوناگوني چون « کوچان » و «آساك» و «خبوشان»، با فرهنگ و تمدني كهن، در اين رهگذر جايگاه ممتاز و خاصي در میان کردهای خراسان داشته است. قوچان از روزگاران كهن به سبب ويژگي هاي خاص اقليمي و مرزی، شرايط مناسب ارتباطي و آب و هوايي، در تمامي دوره ها مورد توجه فرمانروايان، حاكمان، یورشگران، بازرگانان و سياحان بوده است و کردهای این دیار را همواره پاسداران قدرتمند اين ناحیه از ایران دانسته اند، که متأسفانه خود از حداقل امکانات بی بهره اند، و حتی مورد کم لطفی حاکمین مرکز نیز می باشند.روز جمعه 28 اردیبهشت 1386( آخرین جمعه اردیبهشت ماه در هر سال) براي سومين سال متوالی، حركت زيباي فرهنگي و هنري ديگري در قالب يك همايش بزرگ و ارزشمند با عنوان سومين «همايش فرهنگي و هنري جعفرقلي» در روستاي گوگان، زادگاه اين رادمرد هنرمند، شاعر وارسته جلوه گر شد و جمعيت كثيري از اقشار مختلف، به ويژه كرد هاي شمال خراسان، استادان و پژوهشگران، دانشجویان و هنرمندان را به خود جلب نمود.همايش جعفرقلي با سخنان كوتاه «علي خشنود» رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي قوچان آغاز شد که به اهميت همايش و تاكيد در برپايي چنين همايش ها و بزرگداشت هايي، با خوشامدگويي به جمع مسئولان استان هاي خراسان شمالي و رضوي، مردم و ميهمانان کردزبان، مراسم را با شکوه قلمداد نمودند.

شور و حال خاصي دره وسيع و سرسبز گوگان را فراگرفته بود، جمعيت مشتاق هم كه از روزها قبل خود را براي حضور در همايش آماده ساخته بود، از نخستين ساعات صبح در حركتي زيبا و خودجوش، خويشتن را به محل رسانده بودند. گويي هنوز هم ندا و هيبت مردانه پهلوانان کرد آن زمان از جاي جاي منطقه و زمزمه هاي عارفانه اهل معرفتش از كوچه باغ هاي خبوشان و خسرويه و نواي عاشقانه ساز صاحبدلانش همچون «جعفرقلي» شاعر و عارف «کورد»، در كوه هاي هزارمسجد به گوش مي رسد و قله رفيع آن بر استواري و سرافرازي بزرگمردانش رشك مي برد.

اجراي قطعاتي از موسيقي مقامي توسط استاد حاج قربان سليماني و فرزندش عليرضا و در فاصله هاي زماني مختلف از برنامه هاي همايش، هنرنمايي ديگر هنرمندان و استادان موسيقي محلي کردی و مقامي همچون استاد ولي رحيمي، به راستي ترنم عشق را در يك فضاي سرشار از احساس، معنا، صفا و همدلي جاري ساخته بود.

فرماندار قوچان طي سخناني در همايش گفت: برگزاري چنين همايش ها و برنامه هاي فرهنگي و هنري با توجه به استقبال كم نظير مردم و حضور مسئولان، استادان، محققان و اهل معرفت و ادب و مردمي كه فرهنگ و آداب و رسوم خود را حفظ كرده اند و به گويش زيبا و زبان شيرين کوردی خود مباهات مي ورزند، همه حاكي از غناي فرهنگي منطقه است.

سيدجلال هاشمي افزود: ما نيز می بایستی به عنوان مديران و خدمتگزاران مردم به اين فرهنگ و سنت هاي اصيل احترام بگذاريم و براي حفظ و احيا و ماندگاري آن تلاش کنیم.استادان و شاعراني چون دكتر متولي حقيقي و دكتر فرهادي از ديگر سخنرانان در همايش بودند كه با قدرشناسي از تلاش برگزاركنندگان همايش و حضور گسترده مردم به قرائت اشعاري از جعفرقلي به زبان كردي و سخناني در مورد اين شاعر و عارف و هنرمند موسيقي مقامي پرداختند.

بیانات و نظرات تعدادي از محققان و شركت كنندگان همايش را پيش روي خوانندگان صميمي سایت انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان و علاقه مندان به زبان و فرهنگ کردی تقدیم است:

استاد محمد جاباني، نويسنده و محقق گفت: جعفرقلي از مردم است و بيگانه نيست. تجليل از بزرگان و گراميداشت ياد و نام آنان نيز همواره در فرهنگ و آداب اصيل ما وجود داشته است پس با اين همه، آنچه خود داريم از بيگانه تمنا نخواهيم كرد. غناي زبان و فرهنگ کردی همواره مورد بالندگي است. وي افزود:برپايي اين همايش موجب خوشحالي است. مردم ما هم همواره شور و شوق بسياري در برنامه هاي فرهنگي و هنري از خود نشان داده اند.جا دارد به برگزاركنندگان و زحمتكشان اين همايش آفرين گفت چرا كه برگزاري اين گونه مراسم و برنامه ها چندان هم آسان نيست.

حاج احمد پهلواني، از ديگر چهره هاي نام آشناي ورزش باستاني خراسان نيز گفت: امروز براي کردهای خراسان و بخصوص قوچاني ها روز بزرگي است.

دكتر فرهادي از استادان دانشگاه و از شاعران كرد زبان گفت: برگزاري همايش در راستاي بزرگداشت مقام جعفرقلي زنگلي در زادگاهش روستاي گوگان قوچان، به راستي كه اقدام بس ارزشمند و قابل احترامي است كه افراد بلندهمتي چون كليم ا… توحدي در انجام آن سعي بي دريغ و وافري داشته اند.اميدواريم مسئولان شهرستان و فرهنگ و ارشاد اسلامي قوچان، پاسخگوي خواسته ها و اين همه احساسات پاك مردم و شيفتگان فرهنگ و هنر و تاريخ کردها در اين منطقه باشند.

رستمي نماينده مردم قوچان و فاروج گفت: برگزاري اين مراسم در واقع، احترام به هويت و فرهنگ مردم است كه موجب نشاط، شادابي و سرزندگي همه شده است. اميد است مديران فرهنگي و مسئولان پرتلاش شهرستان در برپايي چنين برنامه هايي، برنامه ريزي هاي جامع و جدي تري داشته باشند.

كليم ا… توحدي، گردآورنده ديوان اشعار جعفرقلي، بیان فرمودند:جعفرقلي از نوادر دوران است. او از طایفه كردهای «زنگلانلو» و ایل زعفرانلو بود و در روستاي گوگان در شمال شرقي قوچان در سال 1855 دیده به جهان گشود.چگونگي كسب علم، شور و شيدايي او از نوجواني، سرگشتگي در پي معشوق و معبود خود، عرفان و طي طريق او در اين اندك نمي گنجد. جعفرقلي تنها يك شاعر، عارف و هنرمند موسيقي مقامي نبوده بلكه او يك معلم اخلاق است كه راه درست انديشيدن و نيك زيستن را به شاگردان و پيروانش مي آموزد. شعر و موسيقي را با آواي شورانگيز دو تار در خدمت فرهنگ، معرفت و سعادت قرار داده است و با اشعار عرفاني به زبان هاي كردي، تركي، فارسي و عربي شوري در جان ها مي افكند.

در موسيقي مقامي شاگردان برجسته اي چون استاد «غلامحسين سلطان زيرابه اي قوچاني» و «هَلوخان تيرگاني» تربيت كرده است. او را سر سلسله بخشي ها و دوتارنوازان بيش از يك قرن اخير در شمال خراسان دانسته اند. از مرگ و محل دفن و مرقد او اطلاع دقيقي نداريم. گفته شده وي  بيش از 90 سال زندگي كرده است. در منبع ديگري نيز آمده كه مختوم قلي، شاعر معروف تركمن، حدود 50 سال قبل از جعفرقلي مي زيسته است.

در پایان ناصر خاكشور، مدير اجرايي همايش نيز، هدف كلي از برپايي همايش را معرفي و شناساندن هرچه بيشتر جعفرقلي به عنوان يكي از مفاخر کردزبان كشورمان به مردم و اهل ادب و معرفت عنوان كرد.

بر گرفته از : انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان

|لينك ثابت

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

مه 26, 2007

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

.

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

انگلیسی English

آلمانی Deutsch

فارسی Persian

کردی Kurdî

very sehr خیلی Zor/fre  
woman frau زن afret  
drop tropfen چکیدن drope/dlope  
short kurz کوتاه kurt  
great groß بزرگ gewre  
hope hoffen امید hêvî/hîwa  
moon mond ماه mang  
earth erde زمین erd/herd  
evening abend عصر evarê  
honey honig عسل/انگبین henguyn  
beautiful schön زیبا cwan  
here hier اینجا êre  
iron eisen آهن asin  

 

کردی

اوستایی

فارسی

سانسکریت

انگلیسی

زبان آلمانی

لاتین

ez azəm من aham I ich ego
jin janay زن janay- queen    
zîndu «alive» jiyan «to live» jī-/gay- زنده «alive», زیستن «to live» jīvati     vīvus «alive», vīvō «live», vīta «life»  
mang māh ماه mās- moon, month Mond, Monat mēnsis «month»  
mirdu «dead», mirdin «to die» mar-, məša- مرده «dead», مردن «to die» marati, mrta- murder Mord «murder» morior «die», mors «death»  
ser sarah سر śiras- dial. harns «brain» Gehirn «brain» cerebrum «brain»  
sed satəm صد śatam hundred Hundert centum  
zānîm «I know» zānîn «to know» zan- دانم «I know», دانستن «to know» jānāti know kennen nōscō, co-gnitus -}}  

 الفباهای کردی

برای نوشتن زبان‌کردی‌ در کشورهای گوناگون خط‌‌های گوناگونی به کار می‌رود. زبان کردی در ترکیه و سوریه با حروف لاتین ( برای مثال) و همچنین در ارمنستان با حروف سیریلیک نوشته می‌شود. کردی سورانی و جنوبی در ایران و عراق با خط فارسی-عربی و اخیرا با الفبای لاتین نیز نوشته می‌شود.

امروزه‌ تلاشهای زیادی در راستای یکی کردن الفبا و تبدیل آن به‌ لاتین در حال انجام است [4].

در زیر دو نمونه از الفباهای بکار رفته برای زبان‌ کردی‌ می‌آید.

الفبای کردی از 31 حرف تشکیل می‌شود: A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z

زبان کردی دارای 8 مصوت می باشد:

کردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 
فارسی آ (مثل آرام) إ مثل (امروز) أ (مثل اندک) ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) ای (مثل ایلام) أ (مثل أردک) او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) او (مثل دوست)  

و نیز دارای 23 صامت می باشد:

کردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 
فارسی ب ج چ د ف گ ه ژ ک ل م ن پ ق ر س ش ت و (مثل ویژگی) و (مثلwindow) خ ی (مثل یاور) ز  

الفبای کردی سورانی:

ا ب ج چ د ه ێ ف گ ژ ک ل م ن ۆ پ ق ر س ش ت و ڤ خ ی زواژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان کردی از زبان‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به‌ زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه‌، به‌ دلایل مختلف از جمله‌ کوهستانی و منزوی‌ بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله‌ عربی به‌ ویژه‌ در زمینه‌ نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه‌ با دیگر زبان‌های خاورمیانه‌ که‌ تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد و البته‌ بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.

جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (وامواژه‌)

کردی

Season فصل Werz وه‌رز
History تاریخ Mêjû میژوو
North شمال Bakûr باکوور
Ratio نسبت Rêje ریژه‌
Right حق Maf ماف
Centre مرکز Nawend ناوه‌ند
Barrier مانع Kosp کوسپ
Corpse جنازه‌ Term ته‌رم
Economy اقتصاد Abûrî ئابووری
Prose نثر Pexşan په‌خشان
Important مهم Girîng گرینگ
Opportunity فرصت Derfet ده‌رفه‌ت
Literature ادبیات Wêje ویژه‌
Election انتخابات Helbijardin هه‌لبژاردن

جدول زیر تعدادی از واژه‌ سره‌ (غیر وامواژه‌) فارسی را با معادل واژگان آنها در زبان کردی را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (سره‌)

کردی

Tale داستان Çîrok چیروک
Driving (رانندگی Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن
Injury زخم Birîn برین
Research پژوهش Lêkolîn لیکولین
Response پاسخ Welam/Bersiv وه‌لام/به‌رسڤ
Future آینده‌ Dahatû داهاتوو
Past گذشته‌ Rabirdû رابردوو
Value ارزش Bayex بایه‌خ
Earthquake زمین‌لرزه‌ Erdhejan/Bume Lerze ئه‌ردهه‌ژیان/بوومه‌له‌رزه‌
Special ویژه‌ Taybet تایبه‌ت
Ice یخ Sehol سه‌هول
Race نژاد Regez ره‌گه‌ز
Expert کارشناس Pispor پسپور

و در خاتمه‌ جدول زیر تعدادی از فعل‌های دو زبان را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی

کردی

To Forgive بخشیدن Lêburdin لیبوردن
To Move حرکت کردن/ جنبیدن Bizûtin بزووتن
To Produce تو‌لید کردن Berhem hênan به‌رهه‌م هینان
To Encourage ترغیب کردن/انگیختن Handan هاندان
To Play بازی کردن Leyistin له‌یستن
To Come آمدن Hatin هاتن
To Go رفتن Çûn چوون
To Throw پرت کردن / انداختن Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ هه‌لدان/هاویشتن
To inform اطلاع دادن / آگاهاندن Rageyandin راگه‌یاندن
To Strike (As in «Labor Strike») اعتصاب کردن Mangirtin مانگرتن
To Transfer انتقال دادن Guwastinewe گواستنه‌وه‌
To Learn یاد گرفتن /آموختن Fêrbûn/Hînbûn فیر بوون/هینبوون
To Send فرستادن Nardin/Şandin ناردن/شاندن

موسیقی کردی ، افسانه ها ، حکایت‌ها و داستان ها ،هنرمندان

مه 23, 2007

موسیقی کردی

موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کردیزبان گفته‌ می‌شود.

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی ….

.

موسیقی کردی

موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کردیزبان گفته‌ می‌شود.

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی

هاموید (فولکلور) کردی از سه بخش افسانه‌ها، حکایتها و داستان‌ها تشکیل شده است.

 افسانه ها

پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند و این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.

اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند که مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده است.

 حکایت‌ها و داستان ها

نوع دیگری از موسیقی فولکولور کردی مربوط به حکایتها و داستان‌هایی می‌شود که ترانه‌های داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند.

در ترانه‌های قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبی‌های یک قهرمان پرداخته می‌شود و در ترانه‌های دلدادگی جنبه‌های رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان می‌شود که از این میان، ترانه « زنبیل‌فروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانه‌های «آس و حسن» و «خج و سیامند» که سرگذشت دو دلداده را بیان می‌کند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.

در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژه‌ای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» می‌‌گویند که این نوع ترانه‌ها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته می‌شود و این نوع گورانی‌ها ریتمی به نام «قه‌تار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه‌ از واژه‌ زرتشتی «گاتا» گرفته‌شده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایش‌ها و مراسم مذهبی بوده است.

دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که در ابتدا ترانه‌های ویژه‌ای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایش‌های مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شده‌اند.

در مراسم ترحیم هنگامی که فردی برای مردم آن منطقه دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای بوده، فوت می‌کند، کردها از یک نوع موسیقی که با مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او زاری می‌کنند.

در آیین‌های زادروز محمد، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا می‌کنند که به آن «مولودی» می‌گویند. البته مولودی‌خوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولودنامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سروده‌های وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیل‌ترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی « سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شده‌اند مانند «دف » و «تنبور» دارای اهمیت ویژه‌ای شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر می‌‌توانید به میژوی ئه ده بی کوردی علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیهاو غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.

 هنرمندان نامدار کرد در عرصه موسیقی

شهین طالبانی . محمدرضا شجریان کیومرث پورناظری رشو جانه آزاد عین الدین عادل هورامی عزیز شاهرخ فتانه ولیدی قادر الیاسی حشمت الله لرنژاد حسین صفامنش سیروس امامی حمید حمیدی رضا لرستانی سید جلال الدین محمدیان میکائیل

خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي قوم کرد

مه 23, 2007

خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي :: تاريخ قوم کرد….



قبل از اينکه در باره منشاء نژاد اکراد صحبت شود بهتر خواهد بود بدانيم چرا اين طايفه را کرد مينامند ؟ و لفظ کرد از کجاست ؟کتابهاي تاريخي جديد و نژاد شناسي قديم و جديد نظير نوشته هاي تورودان ژن Thureau.Gin درايورdriver و پروفسور مينورسکي و همچنين گزنفون سردار و معرف معروف يوناني و استرابون و سرمارک سايس و نيز کتيبه هاي آشوري از فلاتي بنام Kardaka وطوايفي بنام کورتي Kortti که ساکن آنند صحبت  ميکنند وتا با مروز که آنرا دنبال مينمايند آن سرزمين حوضه بالاي دجله و فرات و ناحيه کوه «جودي»و ميان موش ودراربکر و سرچشمه هاي زاب کبير و ضغير و کوههاي زاگروس و مردم آن را «کردان»امروزي ميدانند و اين مطلب تقريبا «مسلم شده که از چنين هزار سال باين  طرف  هيچگونه تغيير و تبديلي در ساکنان آن سرزمين صورت نگرفته است . با اين حساب گوتي ها ،کورتي ها و قردوها و بقولي که منسوب به يوناني ها است کردوئن ها بگفته ارامنه  کردوخ ها  هم يکي بوده  و همان اکراد امروزي  ميباشند.
نظامي شاعر بلند آوازه ايران ميفرمايد:

گر شد پدرم به نسبت جد يوسف پســـر زکي محمد
گر مادر من رئيسه كـــرد مادر صفتانه پيش من مرد

واين نظريه را دانشمند ان متبحر يچون همارتون (HOMARTON) و نولدکه (NOLDKE) و وايسباخ (WAISSBACK) تاييد نموده و ميگويند قوم کورتي که مورخان يونان قديم در جزء طوايف ماد  و  پارس نام  برده اند  همين کرد فعلي است.نوشته هاي اردشير بابکان سر سلسله  ساسانيان و ساير مورخين عرب و ايراني را دليل اين ادعا بيان ميکنند.
راسيک و دراور مستشرقين معروف اين منظور را چنين بيان ميکنند (در طول تاريخ تا آنجا که بيش از سه هزار سال به عقب برميگردد. در هر جا به نامهاي گوتي يا کورتي ، خالدي الکردي ،کاردا ، کار توخي، سيرتي غوردياي ، غوردوئه تي ، کارتاوايه ، کارداک ،……. برميخوريم بايد بدانيم همه آنها اجداد کردهاي امروزي را تشکيل مي داده اند و همين نام را به سرزمين خود که عبارت ازهمان مناطق فوق الذکر باشد داده اند ).ا.م دياکو نوف در کتاب تاريخ ماد مينويسد: واژه کوتي فقط در هزاره سوم و دوم قبل از ميلاد معني و مفهوم داشته است و بيک گروه معيني اطلاق ميشده که در مشرق و شمال غربي لولوبيان (سراسراراضي که از درياچه اورميه تا بخشهاي علياي رود ياله ممتد بود ، گفته ميشد که همان ناحيه شهرهاي کنوني مياندواب و بانه و سليمانيه و ذهاب و سنندج است)ودر خاک آذربايجان کنوني و کردستان زندگي ميکردند ودر هزاره اول قبل از ميلاد همه «اورارتوئيان» و مردم «ماننا» و»ماد» را»کوتي»ميناميدند و فقط گاهي در کتيبه هاي نظير کتيبه «سارگوم دوم» مادهاي ايراني زبان از «کوتيان»مشخص و ممتاز گشته اند.
عده اي  دربعضي ازکتابها به استنادقرآن کريم درموردطوفان نوح  وبساحل رسيدن کشتي حضرت نوح درکنارکوه «جودي» مي نويسندهمان زمان اقوامي که دراطراف همين کوه زندگي مي کرده اند،گوتي نام داشته اند و نام خود راهم بدان داده بوده اند که امروز با تغيير لفظ گوتي،جودي شده است.
«ابن قتيبه»درکتاب «عيون الاخبار»مينويسد:اولين آبادي که ÷س ازطوفان نوح ساخته شده»بقردي»بودکه نامش درسوق الثمانين است ووجه تسميه آن چنين است»نوح چون ازکشتي بيرون آمدآنجارابنانهادوبراي هريک از مرداني که باوي به کشتي پناه برده بودند خانه اي ساخت وچون هشتادنفربودندآنجارا»سوق الثمانين»خواندند.
نظريه  ديگردراينباره متعلق به فون لوشان است»مي گويددر2500 سال قبل ازميلاد آريائيها به ايران آمده اندوقسمتي ازآنها به فارس رفته ودسته ديگربه کوههاي زاگروس رفته  وطايفه طايفه شده  بنامهاي  لولو،گوتي، کوسي،مانائي ،کاردوس،خالدي،کاردو وماد معروف شده اند.
باتوضيحات فوق ومدارک وآثارموجود و کشف شده ميشود بااطمينان گفت که براي تاريخ کرد وسابقه آن ميتوان تاچند هزارسال پيش ازميلاد به عقب برگشت که بقول دکتر»سپايرز»اين رقم تاشش هزارسال قبل ازميلادبه عقب برمي گرد دو تابه آنجا ميرسدکه  نخستين دوره به سال 3600قبل  از ميلادختم مي شود که سلطنت «نارامسين» پسر»سارگون اول» پادشاه » اکد » بدست «گوتي»ها يا اکراد»آراراتي»منقرض گرديد و سلاطين کردبيش ازدوقرن برسرزمين «سومر،اکد وعيلام»هم جزومتصرفات سلطنت «گوتي» يا اکراد قرارگرفت با توجه به يک چنين ماخذي است که نتيجه گيري اين امرکه سابقه وجود سلطنت وحکومت دراکراد حکمراني آنان(اکراد)درسرزمينهاي جغرافيايي خودشان مربوط به خيلي پيش ازاين تاريخ است،کاملا منطقي وعلمي مي نمايد.
چنانکه ماازپادشاهي بنام «سيراب» خبرداريم که پادشاه شاخه اي ازاکراد «لولوم ها»بود که خيلي پيش ازتاريخ  قتح  سومر»سومرواکد»بوده  ونوشته هاي مختلفي هم که به آن اشاره کرده انداين نظريه را تائيد ميکنند، که البته ناقض نظرياتي نظير اينکه ميگويند :قديمترين اثري که نام «کرد» بميان آمده کتيبه «وارادنز»مربوط به 2272قبل ازميلاداست، نمي شود بلکه مکمل وياتصحيح کننده آنها ميتوانند باشند.چنانکه باتوجه به اشاره «تورودانژن»Thuresll-Dangin که موردتائيدباستان شناسان ومحققين اين رشته است مطلب بيشترموردقبول قرار ميگيرد.
دکترسپانيررسابقه اين امر راتا شش هزارسال قبل ازميلاد درکوههاي زاگروس تشخيص داده  ميگويد»تاريخ ملتي کهن ترازکرد دراين سرزمين نشان نمي دهد».
درباره لفظ کرد وطايفه اکراد،کتاب ايران باستان هم نظريه جالبي ازقول استرابون نقل ميکند که بنوبه خود قابل توجه است وآن اينکه عده اي ازجوانان پارسي را طوري تربيت ميکردند که درسرما و گرما وباران وبرف بردبار و ورزيده باشند وبه حشم داري درهواي آزادبپردازند وازميوه هاي جنگلي بخورند،اين دسته ازجوانان را کردک Kardak يعني مرد جنگي دليرمي ناميدند.
اين گفته استرابون خواننده را بياد چگونگي تربيت جوانان اسپارتي يونان مي اندازد که درزمان باستان عمل ميشده  وشباهت زيادي با اين نوع تربيت کارداکها دارد،حال کداميک ازديگري اقتباس کرده بوده، معلوم نيست.

منبع:http://www.mahabad-city.info/index.php?sec1=history&sec2=op02

شرحی بر مجلد های حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران

مه 23, 2007

:: شرحی بر مجلد های حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران

به دلیل درخواست برخی از دوستان درباره کتب حرکت تاریخی کرد به خراسان در این پست شرحی در مورد این مجلدها می نویسیم ..

امیدوارم که برای شما قابل قبول باشد . و اگر نظر خاصی دارید به اطلاع ما برسانید

شرحی بر  مجلد های حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران:

 جلد ششم » حركت تاريخي كرد به خراسان در دفاع از استقلال ايران » نیز  منتشر شد . 

ششمين جلد از دوره ده جلدي » حركت تاريخي كرد به خراسان در

 دفاع از استقلال ايران » به قلم كليم الله توحدي:

 نويسنده در تاليف مجلدهاي » حركت تاريخي كرد به خراسان در دفاع از استقلال ايران » از اسناد و مدارك تاريخي استفاده كرده و به بررسي قوم شناسي كردان خراسان پرداخته است .  جلد اول كتاب كه اولين بار در سال 1359 منتشر شد و در سال 1371 نيز به چاپ مجدد رسيد به سه كوچ بزرگ كردان در دوره هاي شاه اسماعيل ، شاه تهماسب و سرانجام شاه عباس صفوي ( سال 1000 ه ق ) و حوادث منتج از آن تا دوران ناصري مي پردازد . جلد دوم كه در سال 1364 به چاپ رسيده به حوادث بعدي و فتنه سالار در زمان ناصرالدين شاه اختصاص يافته است . مجلد سوم كه در سال 1366 عرضه شده  مشروطيت و اسارت دختران كرد قوچان و اسناد حاشيه اي آن را در بر گرفته است .جلد چهارم كتاب شامل  تحليل نحوه قيام كمونيستي خدو سردار در سال 1373 و جلد پنجم در شرح قيام محمد تقي پسيان و مبارزه كردان با وي در سال 1378 به چاپ رسيد . 

جلد ششم كه در نمايشگاه بين المللي عرضه خواهد شد به روي كار آمدن پهلوي اول  و اعدام سرداران كرد چون سردار معزز بجنوردي اختصاص يافته است . 

مجلد هاي هفتم تا دهم كه به قيام سالار جنگ به وسيله كردان قوچان در سال 1305 ، حوادث بعد از 1305 ، قيام گوهر شاد و گل محمد كلميشي مي پردازند تا پايان سال در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرند

نگاهی به موسیقی شمال خراسان سراسر رزم و حماسه

مه 23, 2007

نگاهی به موسیقی شمال خراسان سراسر رزم و حماسه

موسیقی کوهپایه توام با فریاد است؛ نگاهی به موسیقی خراسان

 

 

 قسمتی از موسیقی شمال خراسان، موسیقی کوهپایه ای است. کوهپایه های هزار مسجد، الله اکبر، دامنه های اترک و منطقه لایین. موسیقی کوهپایه توام با فریاد است و در مقایسه با موسیقی جلگه، قوی تر، رساتر و گاه تندتر است. در کنار موسیقی کوهپایه، موسیقی جلگه و دشت وجود دارد : جلگه قوچان، موسیقی جلگه معمولا ملایم تر و درونی تر است. اگر به پایین و مرکز نزدیک شویم به جلگه نیشابور و سبزوار می رسیم که تقریبا حاشیه کویرند و موسیقی شان نیز ملایم تر شده، از نرمش بیشتری برخوردار است .

 موسیقی خراسان به دو قسمت شمال و شرق تقسیم می شود : موسیقی شمال خراسان و موسیقی شرق خراسان .موسیقی شمال خراسان

شمال خراسان که دربرگیرنده شهرهای بجنورد، اسفراین ، درگز، قوچان، و شیروان است، از جمله مناطقی است که موسیقی در آن از انواع واقسام مختلف حضوری قابل تامل دارد.

بخش عمده ای از ساکنین شمال خراسان را مهاجرین کرد و ترک تشکیل می دهند . قسمتی از موسیقی شمال خراسان ، موسیقی کوهپایه ای است. کوهپایه های هزار مسجد ، الله اکبر ، دامنه های اترک ومنطقه لایین. موسیقی کوهپایه توام با فریاد است و در مقایسه با موسیقی جلگه ، قویتر ، رساتر وگاه تندتر است. درکنار موسیقی کوهپایه ، موسیقی جلگه و دشت وجود دارد: جلگه قوچان ، موسیقی جلگه معمولا ملایمتر و درونیتر است. اگر به پایین و مرکز نزدیک شویم به جلگه نیشابور و سبزوار می رسیم که تقریبا حاشیه کویرند و موسیقی شان نیز ملایمتر شده ، از نرمش بیشتری برخوردار است. 

در منطقه لایین ، بین کلات و درگز و نیز دامنه های هزار مسجد ، حضور نفوذ عرفان قوی بوده است. جعفرقلی ، هروخان تیرگانی و هی محمد درگزی از عرفا و شعرای بزرگ عرفانی هستند. شعرا وعرفای این منطقه گاه زبانهای فارسی ، کردی ، ترکی وعربی را برای انتقال مقاصد و احساسات خویش به کار می گرفتند. جعفرقلی شاید آخرین عارف و شاعر کرد شمال خراسان است که هنوز اشعاری همسنگ شعرهای او سروده نشده است. یازده آهنگ به جعفر قلی منسوب است که خود جعفر قلی اصل آنها را ازکسان دیگری دریافته ، اما به شیوه خود درآورده است.

از آنجا که کردهای شمال خراسان همواره از مرزبانان غیور ایران زمین بوده اند، پاسداری از مرز و بوم در مقابل اقوام مهاجر ، کشتارها ، غارت ها ، اسارت ها و آوارگی ها از ویژگی های این گونه زندگی بوده است و این ویژگی ها ، تاثیر مستقیمی بر موسیقی این خطه گذاشته است.

در پست دیگری آهنگ های کرمانجی را نیز برای شما همراه با توضیحاتی درج می کنیم .

نقشه ی مهاجرت کردهای کرمانج به به خراسان شمالی

مه 13, 2007

در این پست می خواهم نقشه حرکت تاریخی کرد را از مرکز اصلی خود  و هم چنین سخنی درباره جعفرقلی برای شما دوستان و بازدیدکنندگان عزیز درج کنم .

امیدوارم که این برگ از تاریخ را بتوانم به شما نشان بدهم .

نقشه ی مهاجرت کردهای کرمانج به به خراسان شمالی

برگرفته از کتاب «مهاجرت تاریخی کرد به خراسان»؛ کلیم الله توحدی 1366
بر روی تصویر کلیک کنید تا بزرگ شود

شمال خراسان، سرزمین من است. سرزمین کرمانج های دلاور، بخشی های شیرین زبان و کولی های کمانچه نواز. بوی لطیف صبح را که می شنوم، یاد لالایی های کرمانجی می افتم… و مادربزرگم که قصه ی جعفرقلی را تعریف می کرد. جعفرقلی، گمشده ی من است، عارف کردی که در ایام جوانی به پری دختری چشمه زاد، مروارید نام، شیفته می شود و راز مروارید را باز می گوید و مروارید را دیگر نمی بیند. آن چه که از جعفرقلی مانده، در طول این یکی-دو-سه قرن گذشته، اگر دست خورده و نخورده باشد، دیوانی شعر است، و چند مقام که با دوتار و کمانچه و آواز اجرا می شود. حج و معراج، مـَحرم یا علی (ع)، قول ِ جعفر صادق (ع)، شاختایی دلدارکی و زارنجی؛ این ها را از جعفرقلی شنیده ام. با آواز و ساز بهترین نوازندگان و خوانندگان شمال خراسان؛ و همه بوی صبح می دهد.

نقشه ی مهاجرت کردهای کرمانج به به خراسان شمالی

نمی دانم من بیشتر می پایم

 یا این فرهنگ شفاهی، ولی…

بی دست های کوچک مروارید

این نقش های ترمه ی آبی

خواهد کشید پر…

دختران و زنان کرمانج

اخبار و مطالب وبلاگ جمعیت کرمانج و کرد را در سایت و یا وبلاگ خود قرار دهید

مه 13, 2007

اخبار و مطالب وبلاگ جمعیت کرمانج و کرد را در سایت و یا وبلاگ خود قرار دهید. فقط کافی است که کد زیر را در سایت یا ویلاگ خود قرار دهید…..

 <IFRAME
style=»BORDER-RIGHT: #ed8200 1px solid; BORDER-TOP: #ed8200 1px solid; BORDER-LEFT: #ed8200 1px solid; BORDER-BOTTOM: #ed8200 1px solid»
border=»0″ name=»link» align=»center» marginwidth=»0″ marginheight=»0″
hspace=»0″ vspace=»0″
src=»
http://reader.webgozar.com/feedreader/reader.aspx?Feed=http://kormance.mihanblog.com/Rss.ASPX&maxFeed=10 »
frameBorder=»0″ width=»362″
height=»210″ target=»_parent»>
</IFRAME>

 راهنمای کدها در ادامه مطلب……… ***** ادامه مطلب را بخوانید.*****

جمله ايران سرای من است

مه 13, 2007

نویسندگان این وبلاگ فرزندانی هستند از این سرزمين که به کشور و ملت‌هايش افتخار می‌کنند. به کوه، دشت، صحرا و به همه هست و بودش. يک دنيا عشق به وطن در دلشان موج می‌زند و باور دارند، روزی ایران  به يک سرزمين رويايی برای ساکنينش تبديل خواهد شد. باور دارند ایران دارای ناب‌ترين استعدادها و خلاقيت‌های است که هنوزم کشف نشده است دقيقا مانند مردمانش. تمام اقوام ایران، ناب‌ترين اقوامی هستند که به وجود شان بايد افتخار کرد.و فعالیت ما صرفا در جهت آگاهی دادن به مردم است . و از دیگر اقوام نیز می خواهیم که آن ها هم به شکلی از ما بهتر به فرهنگ و ملت و کشور خویش عشق بورزند .

همه اقوام ایرانی باید از گذشته و فرهنگ خویش آگاهی داشته باشند . و این میسر نمی شود مگر با همت خود این ملت .

  

مانیفست وبلاگ : این وبلاگ به هیچ گروه و دسته خاصی تعلق نداشته و از تفکر خاصی حمایت نمی کند و صرفا» جهت آگاهی به فعالیت خویش ادامه می دهد .

 باشد که همه آحاد ایران عزیز با آگاهی از فرهنگ بزرگ خود بر خود ببالند و مایه سرافرازی موطن خویش شوند .

***** سوا چه م ژبیر کریه هویت خو چمانه مه ژ دست دایه زمانه خو برانه و خوینگه کرمانج ژبیر مکن گذشته خو.******

 درود و دو صد بدرود بر شما باد  .

 

امید است که بتوانیم این راه را ادامه بدهیم .