نگاهي به موقعيت جهاني كرد – كرمانج


نگاهي به موقعيت جهاني كرد – كرمانج

كردها بزرگترين  و قديمي ترين قبايل بزرگ آريائي سرزمين ايران هستند كه در نواحي كوهستاني غرب فلات ايران از دير باز سكونت گزيده و با تشكيل اولين سلسله پادشاهي ماد تمام خلق هاي ايران را زير چترو كلمه واحدي به نام ايران در آورده در طول قرون و اعصار به وجه شايسته اي در مقابل جزر و مد حوادث در حفظ واشاعه ميراث گرانبهاي فرهنگي و بروز مليت خود كامياب شده رشادت و سلحشوري خود را در سينه تاريخ به ثبت رسانده اند .گزنفون مورخ و سردار مشهور يونان كه به پدر تاريخ معروف است ميگويد :

كردها مردم بسيار رشيد دلاوري مي باشند.

 آقاي شميم در سخنراني محققانه خود مي گويد : بايد اعتراف كنيم كه قبايل كرد بهتر و بيشتر از ساير اقوام ايراني نژاد به حفظ بسياري از آداب و مراسم و عادات ايراني موفق گرديده و خيلي كمتر از قبايل ديگر دچار تحول و تبدل شده اند . درك كنان استاد سابق انگليسي دانشگاه بغداد مي گويد : ( كردها هرجا باشند ، خاصيت نژادي خودشان را نشان مي دهند ، بدين لحاظ در سوريه هم توانستند ، مقامات عالي دولتي را اشغال نمايند .

كردان به علت خوي و خصلت اعتراض آميز خود به مصادر ظلم و فساد و قدرت هاي امپرياليست همواره مورد جور و شكنجه و قتل و كشتار قرار گرفته اند .

ضحاك ماردوش پادشاه خونخوار كه چون شاهنشاه آريامهر ! مدتي بر ملت ايران چيره شده بود چون كردها را مزاحم خود مي يافت فرمان داد هر شب دو نفر از آنان را كشته از مغز سرشان براي مارهايش خورش درست كنند . دانشمنداني چون ابن قتيبه در المعارف و بدليسي در شرفنانمه و مسعودي در مروج الذهب و طبري و ديگران اين موضوع را به تفصيل ذكر نموده و فردوسي در شاهنامه به آن اشاره كرده و كردها را منجي واقعي ملت ايران از شرضحاك ماردوش دانسته است . آشپز ضحاك هر شبي يكنفر از دو كرد محكوم بمرگ را كشته و ديگري را پنهاني به كوهستان فرستاده و بدين ترتيب نجات يافتگان با توليد نسل روز به روز بر تعدادشان افزوده شده عليه ستمگريها و خونخواريهاي ضحاك قيام نموده بياري كاوه آهنگر اهرمن بد كنش را نابود و فريدون را از كوه دماوند آورده و بر تخت شاهي نشانده اند و اثبات نموده اند كه شاه دست نشانده مردم است .

شاه عباس صفوي بسياري از سرداران بزرگ كرد را كه از وجودشان بيمناك بود به نامردي به قتل رساند كه از آن جمله اند :

اميرخان برادوست معروف به لپ زرين از ايل شكاك و فرهاد خان قرامانلو و برادرش ذوالفقار خان از ايزانلو . استاد رشيد ياسمي در كتاب كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او مي گويد : ( آثار قديم و اسناد جديد از آغاز عهد تاريخي ايران تا اين ايام همه گواه بزرگواري و دليري و ثبات قدم و ساير صفات پسنديده قوم كرد است كه در چهار موجه حوادث و جزر و مد ايام فتوري و تغييري در آن راه نيافته است . از روزگار اردشير ساساني تا قرن حاضر پيوسته اين قوم همان دليري و شهامت را نشان داه اند و با سخت ترين حوادث نبرد كرده اند )‌از نظر جغرافيايي كردها در بيشتر نقاط جهان پراكنده اند و مهمترين مراكز سكونت آنان در ايران استانهاي كردستان ، كرمانشاه ، آذربايجان غربي و مهاباد و مازندران و گيلان و استان مركزي و قزوين و زنان و خراسان و خاش و در خارج از ايران در كشورهاي تركيه و عراق ، شوروي و سوريه و مصر  و هندوستان و پاكستان و افغانستان و بلوچستان مي باشد .

دانشمندان و محققين از نظر نژاد شناسي ساختمان بدني كردها ار بدين گونه مشخص نموده اند :

1)   كردها بلند قامت اند و  به طور كلي 83 در صدق د كردها از حد متوسط يعني از 165 سانتي متر بيشتر است .

2)    از لحاظ اندازه جمجمه صرف نظر از اختلافات جزئي كه بين محققين وجود دارد عموما كردها را از تيپ (براكسيفال ) تشخيص داده اند . حد متوسط نسبت بين عرض و طول جمجمه كردها 78 است .

3)    اندازه زاويه بيني اكثر كردها 70 است و بدين ترتيب از تيپ ( لبتورينين ) به شمار مي آيند .

4)    از لحاظ شكل صورت و قيافه از تيپ ( ليتوپروزوپ ) هستند . يعني صورت كشيده و موزون دارند .

5)    موي كردها صدي هشتاد و دو مشكي پرپشت و بقيه بلوطي رنگ است و اغلب لب و دهان كوچك دارند .

6)    از لحاظ بنيه جسماني تندرست و زورمند و چابك هستند ، زبان كردي داراي تنوع خاص و لهجه هاي متفاوتي است كه مهمترين آن ها لهجه كرمانجي ، گوراني ، سوراني و زازاني مي باشد .

به قول استاد رشيد يا سمي و ديگر دانشمندان : در ميان تمام لهجه هاي زبان كردي ، لهجه كرمانجي در تاريخ تطور و تحقيق زبان كردي مقام مهمي دارد كه لهجه مكري يكي از شاخه هاي آن مي باشد و اين همان لهجه اي است كه به زبان زردتشت و اوستا نيز معروف شده و بسيار جامع مي باشد . اين لهجه شيرين ترين و مقبول ترين لهجه كردي است و دانشمنداني نظير ميجرسون ، مرگان ، استاد امين زكي و علامه مردوخ كردستاني و كرمانج اين نظر را تاييد مي كنند . سلامت و رواني و عدم آلودگي به زبان هاي بيگانه از مشخصات برجسته اين زبان است . كرمانج خراسان كه در اوايل دولت صفوي براي جلوگيري از تاخت و تاز تركمانان و ازبكان به مرزهاي شمال ايران انتقال داده شدند تحت عنوان سه ايل بزرگ :  زعفرانلو شادلو قراچورلو قرار دارند كه عظيم ترين آن زعفرانلوست كه از ايلات بزرگ و متعددي تشكيل شده و رياست ديگر ايلات كرمانج خراسان را عهده دار و مركز آن شهر مرزي قهرمان پرور قوچان مي باشد .

درك كنان در مورد كرمانجي مي نويسد : در زبان كردي به دو لهجه جدا از يكديگر قسمت بندي مي شود مانند : كرمانجي كردي و .

آقاي محمدفتحي در مقاله پر ارزش و محققانه خود كه از دو شاعر گمنام از ايل كرد شقاق به نام هاي مهدي بيگ شقاقي وميرزا محمد حسين بالكانلو متخلص به مهميد نام برده است در مورد ايل شقاق مي گويد كه :

طايفه شقاقي از نژاد كرد آريايي هستند و پيرو مذهب تسنن مي باشند و تيره هايي از اين طايفه بزرگ روي ارادت به خاندان صفوي و همكاري با پادشاهان آن سلسله در طول تاريخ به مذهب شيعه گرويده اند . زبان ايلي را كه شبيه كردي و لري بوده از ياد برده و به زبان آذري تكلم مي كنند . اين طايفه در ازمنه گذشته از جنوب اروپا و آسياي صغير به استان آذربايجان وارد شده اند . ( بايد توجه داشت كه زبان آذري غير از تركي است كه پس از تسلط ترك ها بر آذربايجان رو به نابودي گذاشت . )‌

 

 

اين طايفه را كه به زبان كردي شكاكي گويند از چهل تيره وهشتاد هزار خانواده تشكيل مي شده اند كه در ابتداي ورود در حوالي شهر تبريز چادر زده بوده اند و سپس دولت وقت چهل هزار خانوار آنان را رد منطقه هشترود و گرمرود سراب قوريچاي منطقه آذربايجان از سلسله جبال سهند گرفته تا ميانه و چهل هزار ديگر ار در استان خراسان نواحي قوچان اسكان داده اند . از چهل تيره طايفه شقاقي آن چه بخاطر دارد به شرح زير  است :

1-   آريانلو كه به لهجه آذري اورانلوتكلم مي كنند ( زبان آذري و كرمانجي خيل بهم نزديكترند )‌.

2-    زعفرانلو كه به لهجه آذري زخورانلو تكلم مي شود ( زفرانلوز اكرانلو )

3-    بالكانلو ( اين به پالكانلو معروف است و هنوز بسياري از مردم آن اسكان نيافته و بين قوچان و تركمن صحرا قشلاق و ييلاق مي كند )

4-    پسيرا نلو ( احتمالا همان ايل سيل سپورانلو مي باشند كه در مرز ايران و روسيه سكونت دارند و جزء‌ ايل بيچرانلو هستند )‌.

5-             چركتانلو

6-    بادانلو ( همان تيره بادلانلو قوچان مي باشند كه به بهادري تغيير نام داده اند .

7-             ياراحمد لو

8-             مير سلطانلو

9-    گورانلو ( احتمالا همان كورانلو است كه در شمال قوچان در روستاي كوران سكونت دارند شايد هم منظور همان طايفه ي گوركانلوي است كه اكنون جزو ايل بيچرانلو به حساب آمده است )

10-  موصانلو ( احتمالا همان تيره اوصانلو است كه در خراسان و خوار و ورامين سكونت دارند )‌

11-      فتحعلي خانلو

12-       توشماللو

واژه اروانلو تحريف شده آريانلو ، و  واژه بادانلو تعريف شده از واژه ماد است از اين طايفه نويسندگان و خطاطان و شعرا و سرداران نامي برخاسته اند .

ميرزا محمد حسين مستوفي در مورد خلقهاي ايران و آمار آن نموداري جالب توجهي از رمان شاه سلطان حسين صفوي ارائه مي دهد و ايلات اصلي و فرعي ايران را از هم جدا كرده در مورد كرمانج خراسان مي گويد :

امام فرقه سيوم در خراسان از ايلات قديم ايراني الاصل يكي فرقه كرداند كه آنت ها يكصد و چهار جماعت مخلوط به چهار طايفه بزرگ اند :

يكي از آن چهار طايفه ، طايفه زعفرانلو است كه بالفعل سردار آنها ممش خان نام دارد و قلعه چناران در تصرف آنهاست . جميع كوهستان اخلومد ، ييلاقات و قشلاق ايشان است به قدر يكصد و هشتاد هزار خانوار در زمان سلطان شهيد تخمين شده اند جوانان خوشرو و بلند قامت و قوي هيكل و دلير ، ولشكر ايشان تمام سواره مي باشند . يكصد كس از اين سوار را با هزار سوار ديگر قوم برابر دانسته اند و در جنگ ها تفنگ بر نميدارند و مي گويند جنگ به تفنگ جنگ مردان نيست ، چرا كه زني مي تواند كه با صد سوار برابر باشد ، از گلوله جانش بستاند ، و توپ هم براي قلعه شكني است و از اين قسم جنگ را حيله وري گويند . چنان چه جنگ آنها از نيزه و شمشير ، قليلي از آنها تيروكمان هم استعمال مي نمايند .

طايفه دوم از فرقه كرد راسعدانلو گويند و حالا سردارائيشان امير گونه خان است و جنوشان در تصرف اوست جماعت بسيار در طايفه او مخلوطند . به قدر يازده لك خانوار در عهد سلطان شهيد تخمين شده اند .

ايلات ايشان از مجيد يك تا شيروان قلعه و تا قريب به بوج نرد ( بجنورد ) در صحرا و كوهستان ييلاق و قشلاق مي نمايند . يپدر همين امير گونه خان محمد حسين خان ( بيگلربيگي ) بود كه از نادرشاه بني نمود و نادرشاه به دفع او ميرفت كه در راه كشته شد .

طايفه سوم از كرد را كوانلو ( كاوانلو ) گونيد و سردار آن ها حالا ابراهيم خان پسر شاهبويردي خان است و قلعه آنها رادكان است و ايل مذكور از رادكان تا كوههاي كلات ييلاق و قشلاق مي نمايد . جمعيت ايشان به قدر چهار لك خانوار در عهد سلطان شهيد تخمين شده اند .

طايفه چهارم را دوانلوگويند سردار آنها اسكندر خان نام دارد بقدر دو لك و بيست هزار خانوار آنها را تخمين نموده اند قلعه مجريك در تصرف اسكندر خان است ،  ايل مذكور از مجريك تا نواح جاجرم ييلاق و قشلاق مي نمايند ، جمله فرق كرد را بقدر نوزده لك تخمين نموده اند همه جوانان قوي هيكل و هژبر از عهد نادرشاه تا كنون مال گذاري نكرده اند . با توجه به اين كه هر لك برابر يكصد هزار نفر مي باشد بنابراين كردان خراسان در اواخر دولت صفويه يك ميليون و نه صد هزار نفر بودهاند .

كرمانج خراسان كه قسمت مهمي از تيره كرمانج خلق كرد مي باشد ديگر شاخه هاي كرد از قبيل شكاك و مكري را نيز در بر مي گيردكه اين شاخه ها اكثرا در غرب كشور و حدود تركيه مانده اند

Advertisements

بدون پاسخ to “نگاهي به موقعيت جهاني كرد – كرمانج”

  1. مجيد Says:

    az zahamate shoma mochakeram

  2. مجيد Says:

    من يكي از هزاران كرمانجي هستم كه براي كار از شهر وديارم دور شدهام

  3. جستاری کوتاه در تاریخ موجودیت کردها و نقش آنها در پایداری و استقلال ایران « کرمانج و کرد Says:

    […] + نگاهي به موقعيت جهاني كرد – كرمانج  […]

  4. حاج محمد علي پهلوان Says:

    عالي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: