بررسي تاريخي زبان و هويت نژادي در كرستان

 بررسي تاريخي زبان و هويت نژادي در كرستان …..

بررسي تاريخي زبان و هويت نژادي در كرستان، نقش زبان كردي در تمييز بخشي به اين گروه تا چه ميزان است . مؤلف با استناد به مطالب به چاپ رسيده ازبزرگان و شاعران كردزبان ، به اين وجود مستقل اشاره دارد. همين امر منجر به برگرفتن سياست‌هاي متفاوتي نسبت به كردها در كشورهاي مختلف گرديده كه در اين جا مؤلف به طور مشخص به چند كشور مهم اشاره دارد.
چكيده :موضوع اصلي اين نوشتار را تحليل هويت نژادي كردها شكل مي دهد و اين كه ، نقش زبان كردي در تمييز بخشي به اين گروه تا چه ميزان است . مؤلف با استناد به مطالب به چاپ رسيده ازبزرگان و شاعران كردزبان ، به اين وجود مستقل اشاره دارد. همين امر منجر به برگرفتن سياست‌هاي متفاوتي نسبت به كردها در كشورهاي مختلف گرديده كه در اين جا مؤلف به طور مشخص به چند كشور مهم اشاره دارد. سياست تأكيد تمام عياربر زبان تركي و نفي هويت كردي ، كه با نابردباري تمام دولت تركيه به اجراء گذارده شد، عملاً به بسط نتايج موردنظر نايل نيامد. سياست نسبتاً بردبارانه دولت تحت قيمومت فرانسه در سوريه به بسط زبان كردي و نوآوري‌هايي منتهي مي شود؛ اين سياست البته در پي جنگ جهاني دوم و استقلال سوريه ، پايان مي يابد و مهاجرت بزرگان كرد را به دنبال دارد.
ايران در دوره رضاخان ، سياست ادغام راپيشه كرد كه در نهايت شكل سركوبگرانه به خودمي گيرد و مهاجرت ايشان را به كشورهاي همجواربه دنبال دارد. پيروزي انقلاب اسلامي فضاي تازه اي را ايجاد كرده كه در آن عنصر ايدئولوژي بسيار مهم است و همين امر، در چيره آمدن بربحران‌هاي قومي به كمك دولتمردان ايراني آمده است .مقدمه :
در آسيا قلمرو كوهستاني وسيعي كه اعراب را از جهان مسلمان غيرعرب جدامي كند از درياي سياه در شمال تا دشت‌هاي بين النهرين در جنوب و تا آن سوي رشته كوه زاگرس به طرف شرق كشيده شده است . اين سرزمين آب پخشان رودهاي بسياري ازجمله دجله ، فرات و ارس است و موطن اصلي كردها از گذشته هاي بسيار دور يعني بسيار پيشتر از ورود اعراب و تركها به اين منطقه مي باشد. در حالي كه اعراب ، فارس‌ها و ترك‌ها موفق به ايجاد دولت شدند، كردها در باره ناكام ماندند. كردها نه تنها موفق به اتحاد نشده اند، بلكه هميشه قرباني جنگ‌هاي دايمي بين همسايگان قدرتمندشان و تمام خسارت‌هاي جاني و مالي پي آمده از اين جنگ‌ها، بوده اند. اگر چه كردها در دوره هاي مختلف تاريخ‌شان به درجات متفاوتي بر امور خويش كنترل داشته اند، با اين وجود،هميشه زير فشار همسايگان نيرومندتر و خواسته هايي كه مستلزم خفه كردن آمال‌ها ونفي هويت ملي كردي بوده است ، به سر برده اند. به طور حتم هويت و زبان كردي هدف اصلي سياست‌هاي سركوب گرانة به كار گرفته شدة حكومت‌هاي غالب در منطقه كردهابود؛ البته با امكان استثناء كردن جامعة كوچك كردها در اتحاد شوروي كه تا اندازه‌اي ازآزادي فرهنگي پايدار برخوردار بودند كه در سرزمين اصلي كردها از آنها دريغ مي شد.
كردها داراي ويژگي‌هاي فرهنگي مشترك با همسايگان ترك ، عرب و فارس خودمي باشند كه مهم‌ترين آن‌ها اسلام است . با اين حال يكي از تفاوت‌هاي اصلي جداكنندة كردها از مردمان همسايه ، زبان آن‌هاست كه به طور معمول «كردي » ناميده مي شود و متعلق به خانوادة زبان‌هاي ايراني است ؛ اگر چه از نظر منشأ با زبان‌هاي فارسي ، پشتو،بلوچي و ديگر زبان‌هاي ايراني پيوند دارد، زبان كردي هنوز هم يك زبان متمايز به شمارمي رود. زبان كردي از نظر ساختاري بطور نسبي تفاوت‌هاي بيشتري با زبان‌هاي عربي وتركي كه متعلق به خانوادة زبان‌هاي سامي و اورالو ـ آلتائيك 1 مي باشند، دارد. از جهت نظري و با در نظر گرفتن تاريخ مردم كرد در ارتباط با همسايگان‌شان ، به نظر مي رسد كه زبان كردي نامزد اصلي براي بيان تفاوتهاي قومي كردها در مقابل مردمان همسايه شان باشد.

الف ـ نخبگان كرد و هويت كردي :

قرنها نخبگان كرد، افكار خود را با زبان مردمان غالب و حاكم بر آنها بيان مي كردند.آنها به سهولت به زبانهاي عربي ، فارسي يا تركي مي نوشتند، كه قدمت اين حقيقت به قرن سيزدهم ميلادي مي رسد. ابن اينر (فوت 1223 م ) تاريخ نگار و تذكره نويس كرد ونيز ابن خلكان (فوت 1282 م ) يا ابوافدا (فوت 1331 م ) ديگر جغرافي دانان وتاريخ نگاران كرد به عربي مي نوشتند. در قرن شانزدهم ميلادي ادريس حكيم بدليسي (فوت 1520 م ) اثر خود به نام «هشت بهشت » را كه نخستين تاريخ سلسلة عثماني است ، به فارسي نوشت . همچنين فرمانروا شرف خان ابن شمس بدليسي (فوت 1604 م )، حاكم قلمرو بدليس براي نوشتن شرفنامه (1596 م ) كه تاريخي است دربارة سرزمينهاي تحت فرمانروايي حاكمان كرد و هنوز هم منبعي اصلي در مورد تاريخ كردستان در قرون وسطي است از پارسي بهره گرفت . اين توسل هميشگي به زبانهاي ديگر غير از زبان كردي ، موقعيت برتر اين زبانها را نسبت به زبان كردي به مثابه زبانهاي فرهنگي برتر و گروه حاكم نشان مي دهد؛ همچنين اين امر ممكن است بازتابي ازاحساس تعلق نويسندگان به قشر روشنفكر و حاكم غير از جامعة نژادي خود باشد. دراين مقام استفاده از زبان غالب ، رفتاري غير معمول به شمار نمي رود.
معمولاً اين متفكران آفرينشگر (اسميت 1991 م ) و به ويژه شاعران مي باشند كه نخستين قدم را به سوي استفاده از زبان مادري در آثار خود بر مي دارند و بنابراين موهبت قدرت نماد هويت مشترك و احتمالاً وسيلة نوشتن ارتباطات خارج از حوزة شعري شدن را به آن مي بخشند. احمدخاني (فوت 1707 م ) اولين شاعر در بيان اين احساس كه كردها مردمان متمايزي هستند، در اثر خيالي خود «مه م و زين »1 مي باشد. اين اثر كه شامل 2655 بيت مثنوي است با غني بودن از نظر صنايع شعري و فضاي موسيقايي ، سرايندة خود را در ميان كردها چنان مشهور ساخت كه فردوسي در ميان فارسي زبانها يا هومر در ادب يوناني شهرت دارد. در ابيات آغازين اين شعر، شاعرعظمت كاري را كه خود آغاز كرده است مي شناسد، زيرا تا آن زمان تصور مي شد كه زبان كردي براي بيان فرهنگ ادبي برتر وسيلة مناسبي نباشد. بزرگترين مانع در اين مورد چنان كه شاعر هم اشاره مي كند، اين احساس شايع حتي در ميان خود كردها بودكه زبان كردي ناتوان از پرداختن به فرهنگ و ادب است ، زيرا فاقد دستور زبان معياربوده و چنين پنداشته مي شد كه از نظر لغوي نيز ناقص باشد.
اگر چه اين جنبه هاي زبان مهم مي باشند، خاني خوب مي دانست كه مشكل عميق تراز اينها بود و به ژرفاي جان آدمياني نفوذ مي كرد كه به نظر مي رسد در توانائي شان براي آفرينش فرهنگي براي خود از طريق استفادة خلاقانه از زبانشان شك كرده بودند. خاني در استفاده از زبان كردي براي بيان شعرش به خوبي از نقش هويت دهي آن آگاه بود. وي همچنين مي دانست كه اين تغيير ديد تا چه اندازه انقلابي بوده ، چنان كه با به كار بردن كلمه «بدعت » براي توصيف كار خود به آن اشاره كرده است . خاني در مورد آنچه كه تلاش كرده است در اين شعر انجام دهد مي گويد (رجوع شود به رودنكو 1962 م ):
(زبان ) گفتار كردي را پيراسته ام و پس مانده ها را انداخته ام چنان كه در مورد زبان دري انجام شده بود آن را در قالبي منظم آورده ام و زحمات را به خاطر مردمانم تحمل كرده ام تا ديگر كسي نگويد كه كردها نادانند، بي ريشه اند و والاتبار نيستند.
و باز مي افزايد كه :
چه مي شود كرد اگر اين ميوه آب دار نيست ؟
زبان كرمانجي است ، ارزش آن همين است !
چه مي شود كرد كه اين فرزند دلربا نيست ؟
نخستين فرزند است ، نزد من عزيزترين است
حتي اگر اين ميوه خوشگوار هم نباشد
اين فرزند برايم با ارزش ترين است
معشوق من ابريشم و جواهراتش همه اش از آن من است
نه اين كه از كسي قرض گرفته شده باشند
چند سطر پايين تر وي از مخاطبش طلب بخشش مي نمايد:
من حلبي سازم نه جواهري (گوهري )
مرد خود ساخته اي كه كسي چيزي به او نياموخت
من كردي هستم از كوههاي بلند
و اين چندكلمه را به زبان كردي مي گويم
آن را به لطف بپذير
با گوش درست و به ژرفي بشنو
عبارات بالا آگاهي كامل خاني را از اهميت آغاز استفاده از زبان كردي نشان مي دهد.خاني پيروزمندانه بيان مي دارد كه هيچ مهم نيست كه زبان كردي جديد چه كاستيهايي داشته باشد، در هر صورت بر زبانهاي ديگر برتري دارد به اين دليل كه زبان مادري كردهاست و فقط يك ابزار براي بيان نيست . كردي زبان كوههاي اوست و بنابراين طبيعي ترين زبان براي كرد مي باشد. خاني با بيان اين عقايد بسيار شبيه پيشقراولان ملي گرائي در فرهنگهاي ديگر، كه وظيفه خود مي دانند، زيبايي و طبيعي بودن زبان خودشان را در حكم نماد هويت قومي ارتقاء بخشند، عمل مي كند. (فيش من 1972). ازاين نظر خاني در ميان ديگر روشنفكران كرد كه به طور طبيعي مي دانند زبان و ادبيات ،وابسته به فرهنگ بوده و البته به «ملت » نيز وابسته مي باشند، پيشگام به شمار مي رود.

ب ـ زبان و هويت كردي در قرن بيستم

اين علاقه به زبان كردي تا قرن بيستم ادامه يافت . يكي از ارزشمندترين كارها در اين زمينه را حاج قادر كويي (فوت 1894)، ضمن نكوهش فراموشي زبان كردي در ميان خود كردها، انجام داده است ؛ وي خطاب به مردم خود مي گويد (سردار و شارضا 1 1986): نگوييد:
زبان كردي صفاي زبان فارسي را ندارد
[ولي ] اين زبان از فصاحتي برخوردار است .
كه بلندايي بي همتا دارد
امافقدان‏همبستگي‏ميان كردها،قدروقيمت آن راپايين آورده‏است
اگر تمام دست نوشته ها و كتابها، تاريخ و مكاتبات
به زبان كردي نوشته شده بود
در آن صورت ملاها و شيخها، شاهان و شاهزاده هايمان
تا رستاخيز شناخته شده مي ماندند
در ميان تمام انسانها، تنها كردها
از حق خود براي آموختن و نوشتن محروم شده اند
اگر تمام علماي كرد، كوچك و بزرگشان را در نظر بگيريد
در عمر خويش هرگز دو كلمه كردي نخوانده اند
در ميان تمام انسانها، تنها كردهابي
كتاب و بي ادبيات مانده اند
حاج قادر كويي در زمان آشفتگي ، سختي و محروميت در سرزمين خود،مي نوشت ، همچنين نيمه قرن نوزدهم در شرق عصر اوج ملي گرايي در لوانت ،1 تركيه وبالكان بود، كه زبان را عامل نخست در شكل گيري هويت مشترك در نظر مي گرفتند.بنابراين ما ممكن است علاقه حاج قادر كويي به زبان كردي را بازتابي از اين روندعمومي در امپراتوري عثماني به حساب آوريم ، اما برخلاف ديگران در اين محيط سياسي ـ اجتماعي ، كويي با مشكلات فرهنگي دست و پنجه نرم مي كرد و اين تنها درمقابل قوميتهاي خارجي نبود بلكه قسمت اعظم آن در مقابل مردمان خودش بود كه بي اعتنايي آنها به زبانشان يكي از عوامل ناهمبستگي ملي آنهاست . در تلاش براي نشان دادن وابستگي متقابل زبان و هويت ، شاعر خاطرنشان مي نمايد كه مردم از طريق زبانشان وارد تاريخ مي شوند و در غير اين صورت حتي عاليترين آنها، تا هنگامي كه اززبانهاي ديگر براي بيان نظرات خويش استفاده كنند، نخواهند توانست به جايگاه مناسب خود دست يابند. شاعر همچنين آگاه است كه دانش واقعي نمي تواند در ميان كردها گسترش يابد، مگر از طريق زبان كردي و نائل شدن به اين هدف كه پيش نياز لازم براي تجديد حيات ادبي مستحكم مي باشد.
اختراع چاپ كه در توسعه «نظريه ملت »1 در قرن هفدهم در اروپا نقش اساسي ايفاءنمود، به گسترش زبان كردي نيز كمك كرد. البته نبايد در مورد نقش چاپ در توسعة اين زبان اغراق كرد، به ويژه با در نظر گرفتن اين كه چاپ و نشر روزنامه ها و نشريات ادواري زبان كردي به طور يكسان در شرايط بسيار دشواري انجام گرفت . اولين نشريه اداوري كردي كه به صورت معني داري «كردستان » ناميده مي شد به صورت يك نشريه دو زبانه كردي ـ عثماني 2 در سال 1898 انتشار يافت كه البته نه در خود كردستان بلكه در قاهره منتشر گرديد و اين حقيقتي است كه شرايط نامساعدي را كه روشنفكران فرهنگي كرددر آن زمان با آن روبه رو بودند نشان مي دهد؛ در اولين شمارة آن به تاريخ دوم آوريل 1898، مقداد مدحت بدرخان نوشت : «امروزه هر اتفاقي كه در جهان بيفتد درروزنامه ها گزارش مي شود و ما از آنها مطالب زيادي را مي آموزيم . بدبختانه كردها باوجود هوش و شجاعت ، بدون اطلاع از آن چه كه در سيارة ما مي گذرد، زندگي مي كنند.من اين نشريه را منتشر مي كنم تا شما را از توسعة امور در جهان آگاه كنم و به كردي نوشتن و خواندن ترغيب نمايم .» اين مطلب با وجود سادگي اش ، بيانگر عقيدة رايج نخبگان كرد است كه : كردها تنها از طريق زبان كردي مي توانند به يك آگاهي پايدار ازجهان برسند.
قبل از جنگ جهاني اول ، صرفنظر از فعاليت محدود خبري ، ادبيات كردي به شعر ومقداري نثر، كه اندكي از آن منتشر شده است ، محدود شده بود.
در زمان صلح 1918، نيروهاي بريتانيا استان موصل را كه قرار بود مركز كردستان عراق اعلام گردد، اشغال كرده بودند، اولين اقدام بريتانيا اخراج كاركنان غيرنظامي ترك بود. به منظور از بين بردن پيوستگيها بين كردها و عثمانيها، بريتانيا كردها را در ادارة امورجايگزين تركها نمود. پخش برنامه هاي راديويي به زبان كردي از ايستگاه راديويي زمان جنگ بريتانيا به نام «الشرق الاونا» در جافا 3 و به فاصلة زماني كمي بعداز آن از طريق تقويت كننده راديويي بغداد، آغاز شد (ادموندز 1971).
اين مدت كوتاه در تاريخ كردستان ، زبان كردي را به نقطه اي مركزي در زندگي كردي بالا برد و اين موجب مطرح شدن درخواستهاي مصرانه اي براي ايجاد برنامه هاي دولتي كه متضمن آموزش زبان كردي به مردم و همچنين استفاده از زبان كردي براي آموزش ديگر مطالب درسي در مدارس باشد، گرديد. طبق معمول در چنين مواردي علاقه به زبان كردي با بالا گرفتن ناسيوناليزم (ملي گرايي ) كردي به طور عموم همراه گرديد. به هرحال پيمان صلح سِورس 1 در سال 1920 كه به خواسته هاي ملي كردها مشروعيت بين المللي داده بود، درسال 1923 جاي خود را به پيمان صلح لاوزان 2 داد كه طبق آن دولتهاي بزرگ ، كردها را رها كردند. سپس كردستان ميان چهار دولت جمهوري تركيه ،ايران ،3 پادشاهي عراق و سوريه تقسيم گرديد. مرزهاي جديد با خطوط كم و بيش مستقيم روي نقشه ترسيم گرديد و جمعيت كردهاي روي زمين ، كه دوباره خود راتجزيه شده و مغلوب در سرزمين خود يافتند، ناديده گرفته شد. با وجود قولهاي مكررو ضد و نقيض قدرتهاي متفق (متفقين )، سرنوشت كردها از اين پس بستگي به حقوقي داشت كه دولتهاي جديد تركيه ، سوريه و ايران مي خواستند به آنها اعطاء كنند.

ج ـ سياست برخورد با كردها در منطقه
1ـ تركيه
جمهوري تركيه از همان آغاز بنياد نهاده شدن بر روي ويرانه هاي امپراتوري ، خود رايك دوست واحد ملي و داراي يك ملت و يك زبان و يك فرهنگ معرفي كرد، چنان كه مصطفي كمال تمام مدارس ، انجمنها و نشريات كردي را ممنوع ساخت . دولتهاي بعدي نيز همين سياست ادغام اجباري كردها را كه حالا ديگر به نام جديد «تركهاي كوهي ساكن آناتولي شرقي » ناميده مي شدند، ادامه دادند. تنبيه داشتن يك كتاب يا ياداشت به زبان كردي يا حتي يك گفتگوي خصوصي به زبان كردي در محيط دانشگاه ، محكوميت به زندان طويل المدت بود. در سال 1960 ژنرال گرسل 4 مبارزه ننگين خود را دراستانهاي كردنشين آغاز كرد. وي با نام بردن از كردها در مقام شهروند تركيه اعلام كرد«شهروندان تركيه ، تركي صحبت مي كنند» و به اين صورت حق كردها براي سخن گفتن به زبان خودشان را انكار كرد. در نظر ژنرال عضويت در قلمرو يك كشور متمدن مبتني
بر زبان تركي ، با ابراز عقايد قومي خود به زباني غير تركي ناسازگار بود. نفي هويت كردي در ذهن ژنرال با تصميمات سخت و خصومت آميز بيان مي شود، چنان كه دستورزير خطاب به كردها نشان مي دهد: «به روي هر كسي كه شما را كرد بنامد، تف بيندازيد» اين طرز برخورد، آگاهي مقامات ترك نسبت به وابستگي متقابل موجودميان هويت ملي و زبان را در ميان كردهاي ترك 1 نشان مي دهد، و اگر چنين نبوداظهارات فوق بيان نمي شد.
اين نگرش در مورد كردها و زبان آنها در قانون اساسي جديد سال 1983 تركيه تحت چتر حمايتي مادة 3 با اين عنوان گنجانده شده است كه : «زبان مادري تمام شهروندان تركيه ، تركي است و هيچ زبان ديگري كه قانون آن را ممنوع كرده باشد نبايدبراي بيان و يا تبليغ عقايد بكار رود.» استفاده از هر زبان ديگري غير از تركي زير عنوان زبان مادري و يا گسترش چنين زباني ممنوع مي باشد. اجراي اين ماده در مورد زبان كردي به اين منظور است كه اين زبان را وسيلة گسترش فرهنگ در وسيع ترين مفهوم كلمه نه تنها در عرصة اجتماع بلكه در حوزة خصوصي نيز، با نفي نقش آن به مثابة زبان مادري كردها، غيرقانوني نمايد. البته قانونگذاران بايد آگاه بوده باشند كه بندهاي اين حكم قانون اساسي بدون مشاركت داوطلبانة كساني كه هدف اين قانون بودند، به صورت معني داري اجراء نخواهند شد، ولي اين امر مانع از عمل آنها به طريقي كه مي خواستند نگرديد. اين نگرش كه بيانگر طبيعت مركزيت خواه ملي گرايي تركي است ،به هر ترتيب ، نوعي مركزيت خواهي ملي گرايانه از همين نوع را در مورد آن قسمت ازشهروندان تركيه كه هويت اجتماعي آنها مورد تهديد قرار گرفته يا نفي شده است ، دامن مي زند؛ كردها از اين مورد استثناء نيستند؛ اين امر توضيح مي دهد كه چرا تورگوت اوزال در سال 1991 به گونه اي كلي اعتراف كرد كه زبان كردي در تركيه وجود دارد و حدوددوازده ميليون نفر بدان سخن مي گويند. اين نفي افكار جالب است زيرا نشان دهندة تصديق يك واقعيت به شمار مي رود، اگر چه سياستهاي خارجي و داخلي آن زمان ممكن است عاملي در اعلام و تعيين زمان آن بوده باشند. در هر حال ، بازتاب حركت اوزال باعث يك تغيير شديد در اصل تفكر تركي نگرديد، زيرا چيزي را به اين مطلب نمي افزايد كه كردهاي تركيه فقط تركهاي كرد هستند و نه كردهاي ترك كه در كنار زبان تركي در زندگي روزمره شان زبان ديگري را نيز به كار مي برند. در بهترين حالت ، اعلام اوزال چيزي را بيش از جايگزين نفي آشكار زبان و هويت با يك نوع حركت ظاهري مطابق با مقتضيات زمان و به طور محدود به همراه ندارد.

2ـ سوريه
برخلاف تركيه ، دولت تحت قيومت فرانسه در سوريه نسبت به تلاشها براي احياي زبان كردي بسيار بردبار بود؛ به همين دليل گروهي از متفكران روشنفكر در دمشق به دور فرمانروا سلادت بدرخان ،1 كه يك نوع الفباي هماهنگ ، تقريباً شبيه الفباي جمهوري جديد تركيه براي زبان تركي ، براي زبان كردي به وجود آورده بود گرد آمدند. اين الفبادر ميان كردها كه آن را داوطلبانه پذيرفتند از مقبوليت زيادي برخوردار گرديد. و باگسترش يافتن نشريات ادواري مانند هاوار، روندهي و روژانوو 2 كه در آنها علاقة مدام به تحقيق زبان شناسي زبان كردي وجود داشت ، توانايي زبان كردي به مثابة وسيلة ارتباطي جديد را آشكار ساخت . به هر حال ، پس از جنگ جهاني دوم و استقلال سوريه ، كردهاآزادي فرهنگي خود را از دست دادند و به مثابة پي آمد ناگزير آن زبان كردي و نشريات كردي قدغن شدند. سپس نويسندگان و متفكران كرد راه طولاني تبعيد را با پيوستن به كردهاي هموطن خود در اروپا، آمريكا و حتي نقاط دوري مانند استراليا، در پيش گرفتند.

3ـ ايران
در ايران (ايران بعد از 1935) تحت رژيم رضاخان حاكمان ، يك رشته عمليات رابراي ادغام مردم غيرفارسي زبان هدايت كردند. در مناطق كردنشين كه به چهار منطقه فرعي اجرايي كه مستقيماً از تهران اداره مي شد تقسيم شده بود استفاده از زبان كردي در تمام مدارس و نشريات كردي و همچنين در تمامي امور دولتي با خطر محكوميت طويل المدت در زندان ممنوع شد. يك نمونه در ميان تمام آنهايي كه بكارگيري اين سياست را نشان مي دهند مربوط به هيأت شرقي لوتران 3 در ساوجبلاغ (مهاباد)مي شود كه به آنها دستور داده شد تا نام كردستان را از عنوان مجلة ماهانه انگليسي زبان خود « ميسيونري كردستان »1 كه در ژانويه 1925 با نام « هيأت شرقي لوتران » منتشر شد، بردارند.
به هر حال تا جنگ جهاني دوم و استعفاي رضاخان در سال 1941، اوضاع كردها، آن هم به طور موقت ، شروع به بهبود كرده و عصر طلايي زبان كردي در زمان جمهوري كردستان كه در ژانويه 1946 در ساوجبلاغ پايه گذاري شد، كمتر از يك سال دوام آورد.در خلال اين دورة بسيار كوتاه ، زبان كردي زبان رسمي نشريات و مدارس اعلام شد وتبليغات هيجان انگيزي براي ترويج كاربرد آن در روزنامه ها، مجلات و ديگر نشريات كه در مراكز مختلف كردنشين از جمله مهاباد و بوكان منتشر مي شدند صورت پذيرفت .
سياست سركوبي كه در پي انقراض جمهوري كردستان در ايران انجام شد، شاعران ونويسندگان را مجبور به جلاي وطن كرد. بسياري از آنان در كردستان عراق ، كه كردهاي آن جا اجازة نشر افكار به زبان كردي را داشتند، پناه گرفتند، رنج كردهاي ايران از فشارفرهنگي تا انقلاب ايران و برافتادن حكومت سلطنتي پهلوي در سال 1979 كه اوضاع به آرامي شروع به بهبود نمود، ادامه داشت . در آن زمان احزاب سياسي اولويت را به تدريس زبان كردي در مدارس و استفاده از آن در امور اداري دادند. اگر چه در شرايط كنوني زبان كردي در مدارس مناطق كردنشين يا مؤسسات آموزش عالي تدريس نمي شود و كتابهايي كه به زبان كردي نوشته مي شوند از حيث تعداد كم اند، [اما نبايدنقش فراگير ايدئولوژي را كه بر ملاحظات زباني نيز فايق آمده ، ناديده گرفت ].

4ـ عراق
در عراق كردها خود را شهروندان يك دولت عربي يافتند كه در آن زبان تازي وفرهنگ مربوط به آن در غلبه كامل قرار داشت . از ابتدا زبان كردي به رسميت شناخته شد و كردها توانستند مدارسي را در بخشهاي كرد زبان عراق داير كنند. عليرغم محدوديتهاي بي شمار و انواع مشكلات ، ادبيات كردي شكوفا گرديد و در خلال چهارسال آتش بس بين دولت عراق و كردها در اوائل دهة 70 (1970) زبان كردي به خوبي رشد كرد. با استفاده از اين فرصت كمياب آزادي ، شمار انبوهي از كردهاي ساكن بخشهاي مختلف عراق كه تا آن موقع به طور نسبي با طبقة روشنفكر عرب در هم آميخته بودند، اصل كردي خود را باز يافتند و شروع به استفاده از زبان كردي همچون وسيلة بيان نمودند. ارباب مطبوعات ، تاريخ نگاران ، زبان شناسان ، مهندسان ، زيست شناسان و شيميدانها دست به انتشار كارهاي خود به زبان كردي زدند. طبق ماده 183 قانون ، يك فرهنگستان زبان كردي در سال 1971 در بغداد داير شد. اساسنامه فرهنگستان (آكادمي ) آن را موظف مي ساخت كه «تلاش كند با تأليف فرهنگ لغتهاي علمي و زبان شناسي و كردي ، زبان كردي را حفظ نموده و توسعه دهد». اولين دانشگاه زبان كردي نيز در طي همين دوره در سليمانيه ايجاد شد. اين رشد مطالعاتي در موردمباني زبان كردي در عراق تأثير مثبت بسزايي در توسعة زبان كردي در تركيه ، ايران ،سوريه و همچنين در ميان كردهاي پراكنده (در سراسر جهان ) داشت .
در اين دوره بود كه نويسندگان و شاعران كرد در تركيه و سوريه جايي كه هر نوع بيان فرهنگي به زبان كردي ممنوع بوده و هست ، راه تبعيد را در پيش گرفتند و به دهها هزاركارگر كرد مهاجر ساكن اروپا پيوستند. در ميان تمام كشورهاي ميزبان ، سوئد نشان دادكه مناسب ترين مكان براي يك رنسانس شگفت آور در زبان كردي مي باشد. دولت سوئد هويت ملي جامعه نيرومند بيست و پنج هزار نفري كردها را كه در پناه قوانين آن كشور مي زيستند به رسميت پذيرفت . اين امر شرايط مناسبي را بوجود آورد كه متفكران كرد را قادر ساخت تا خانه هاي نشر زبان كردي را بنا نهند كه به طوراجتناب ناپذير منجر به شكوفايي قابل توجه ادبيات كردي گرديد. وظيفة بازسازي زبان كردي بعداز اين همه سال فشار، نياز به شجاعت اخلاقي و تعهد داشت . به ويژه با درنظر گرفتن اين كه تعداد زيادي از افراد دست اندر كار اين رستاخيز، تا آن زمان فقط به عربي يا تركي نوشته بودند، اما اكنون شروع به استفاده از زبان مادري خود در يك محيط فرهنگي كاملاً جدا از محيط الهام بخش سرزمين مادري ، كرده بودند. از جمله نويسندگاني كه در اين رستاخيز سهيم بودند. مهمت اوزن ، مهموت بسكي ، مهمت امين بوزرسلان ، زين العابدين زينار، روهت ، شهين سوركلي و باو نازي 1 مي باشند. اين نويسندگان مي بايست ابزار جديدي را مي آفريدند كه مناسب موقعيت آنها باشد به طوري كه زبان را غني سازد و آن را بيشتر تواناتر كند تا به نيازهاي عملي و نمادين استفاده كنندگانش پاسخ گويد. در بيست سالة اخير، بيش از سيصد هزار عنوان كتاب و مجله كردي درسوئد منتشر شده است كه اين رقم طبيعت پوياي اين نوسازي زبان شناسي ـ فرهنگي رادر اروپا تأييد مي نمايد.
در فرانسه نخستين بنياد فرهنگي كردي در سال 1983 ايجاد گرديد. اين بنياد وظيفة خود را ترويج زبان ، فرهنگ و ادبيات كردي قرار داد. يكي از ويژگيهاي مهم اين مؤسسه چندگانگي زباني آن است كه بيانگر تمايل آن براي پذيرش سه شاخة اصلي زبان كردي يعني كرمانجي ، سوراني و زازا 1 به مثابة مؤلفه هاي مساوي در خود بيانگري فرهنگ كردي مي باشد. اگر چه شاخة اول بطور سنتي شاخة غالب بوده است . اين مؤسسه درانجام دادن وظيفة خود يك سمينار دو سالانه منظم را ترتيب مي دهد كه در آن نويسندگان و متفكران كرد مشكلات موجود در راه نوسازي زبانشان را بررسي مي كنند.(مقايسه شود با نشريه دوسالانه كرماسي 2 در مورد هر سمينار كه از سال 1987 به طورمنظم منتشر شده است .) مطالعات زبان شناسي بسيار زيادي در مورد گويشهاي كرمانجي و زازا ـ و به ميزان كمتري در مورد گويش سوراني كه در تركيه غالب است ـ درنشريات ادواري و مجلات از طرف مراكز و مؤسسات فرهنگي كرد از جمله مركزي كه در سال 1984 در لندن بنيان نهاده شد، منتشر گرديده است . زبان كردي همچنين موضوع نشستها و كنفرانسهاي بين المللي ، براي مثال كنفرانسي كه در نوامبر 1993 به طور مشترك از طرف مؤسسه ملي زبانها و تمدنهاي شرقي 3 و مؤسسه كردي پاريس 4 در دانشگاه سوربون ترتيب داده شده بود، مي باشد. كنفرانسي تحت عنوان «زبان كردي در آستانه سال 2000» تعداد زيادي از زبان شناسان زبان كردي را از سراسر كردستان كه تعدادي از متخصصان آمريكايي و اروپايي زبان كردي نيز به آنها پيوستند، گرد آورد تا چشم اندازموضوعات مربوط به آيندة زبان كردي را مورد مطالعه قرار دهند.

نتيجه گيري
بحث فوق نشان مي دهد كه اگر چه زبان كردي جزء جدايي ناپذير هويت فرهنگي مردم كرد است ؛ اما به خوبي توانسته با شرايط مكاني و زماني هماهنگ شود. به گونه اي كه در ايران با هويت مذهبي جمع گرديد، اين قوم را در چارچوب ملي نگاه داشته است .

منابع :
– Edmends, C-J. «Kurdish Nationalism.» In:Journal of Contemporary History, 6:87-107.1971, No. 6, pp. 87-107.
– Fishman. Joshua A.Language and Nationalism: Two Integrative Essays,Massachusetts, Newbury House Publishers, Rowley, 1972.
– Hassanpour, Amir.Nationolism and Languagein Kurdistan 1918 – 1985.San francisco, Mellen Research University Press, 1992.
– Miran Sardar Hamid and Karim Mestefa Sharaza. Diwani HaJJi Qaderi Koyi,Baghdad,1986.
– Rudenko, M.B.Amadxan, Mamizin,Moscow, Peoples of Asia Institute, 1962.
– Smith, Anthony.National Identity,London, Penguin Books Ltd., 1991.
– Suleiman, Yasir. «Nationalism and the Arabic Language An Historical Overview», In:ArabicSociolinguistics Issues and Perspectives,edit Yasir Suleiman, London, Curzon Press, 1994, pp. 3-24

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: