مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

.

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

انگلیسی English

آلمانی Deutsch

فارسی Persian

کردی Kurdî

very sehr خیلی Zor/fre  
woman frau زن afret  
drop tropfen چکیدن drope/dlope  
short kurz کوتاه kurt  
great groß بزرگ gewre  
hope hoffen امید hêvî/hîwa  
moon mond ماه mang  
earth erde زمین erd/herd  
evening abend عصر evarê  
honey honig عسل/انگبین henguyn  
beautiful schön زیبا cwan  
here hier اینجا êre  
iron eisen آهن asin  

 

کردی

اوستایی

فارسی

سانسکریت

انگلیسی

زبان آلمانی

لاتین

ez azəm من aham I ich ego
jin janay زن janay- queen    
zîndu «alive» jiyan «to live» jī-/gay- زنده «alive», زیستن «to live» jīvati     vīvus «alive», vīvō «live», vīta «life»  
mang māh ماه mās- moon, month Mond, Monat mēnsis «month»  
mirdu «dead», mirdin «to die» mar-, məša- مرده «dead», مردن «to die» marati, mrta- murder Mord «murder» morior «die», mors «death»  
ser sarah سر śiras- dial. harns «brain» Gehirn «brain» cerebrum «brain»  
sed satəm صد śatam hundred Hundert centum  
zānîm «I know» zānîn «to know» zan- دانم «I know», دانستن «to know» jānāti know kennen nōscō, co-gnitus -}}  

 الفباهای کردی

برای نوشتن زبان‌کردی‌ در کشورهای گوناگون خط‌‌های گوناگونی به کار می‌رود. زبان کردی در ترکیه و سوریه با حروف لاتین ( برای مثال) و همچنین در ارمنستان با حروف سیریلیک نوشته می‌شود. کردی سورانی و جنوبی در ایران و عراق با خط فارسی-عربی و اخیرا با الفبای لاتین نیز نوشته می‌شود.

امروزه‌ تلاشهای زیادی در راستای یکی کردن الفبا و تبدیل آن به‌ لاتین در حال انجام است [4].

در زیر دو نمونه از الفباهای بکار رفته برای زبان‌ کردی‌ می‌آید.

الفبای کردی از 31 حرف تشکیل می‌شود: A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z

زبان کردی دارای 8 مصوت می باشد:

کردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 
فارسی آ (مثل آرام) إ مثل (امروز) أ (مثل اندک) ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) ای (مثل ایلام) أ (مثل أردک) او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) او (مثل دوست)  

و نیز دارای 23 صامت می باشد:

کردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 
فارسی ب ج چ د ف گ ه ژ ک ل م ن پ ق ر س ش ت و (مثل ویژگی) و (مثلwindow) خ ی (مثل یاور) ز  

الفبای کردی سورانی:

ا ب ج چ د ه ێ ف گ ژ ک ل م ن ۆ پ ق ر س ش ت و ڤ خ ی زواژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان کردی از زبان‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به‌ زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه‌، به‌ دلایل مختلف از جمله‌ کوهستانی و منزوی‌ بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله‌ عربی به‌ ویژه‌ در زمینه‌ نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه‌ با دیگر زبان‌های خاورمیانه‌ که‌ تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد و البته‌ بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.

جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (وامواژه‌)

کردی

Season فصل Werz وه‌رز
History تاریخ Mêjû میژوو
North شمال Bakûr باکوور
Ratio نسبت Rêje ریژه‌
Right حق Maf ماف
Centre مرکز Nawend ناوه‌ند
Barrier مانع Kosp کوسپ
Corpse جنازه‌ Term ته‌رم
Economy اقتصاد Abûrî ئابووری
Prose نثر Pexşan په‌خشان
Important مهم Girîng گرینگ
Opportunity فرصت Derfet ده‌رفه‌ت
Literature ادبیات Wêje ویژه‌
Election انتخابات Helbijardin هه‌لبژاردن

جدول زیر تعدادی از واژه‌ سره‌ (غیر وامواژه‌) فارسی را با معادل واژگان آنها در زبان کردی را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (سره‌)

کردی

Tale داستان Çîrok چیروک
Driving (رانندگی Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن
Injury زخم Birîn برین
Research پژوهش Lêkolîn لیکولین
Response پاسخ Welam/Bersiv وه‌لام/به‌رسڤ
Future آینده‌ Dahatû داهاتوو
Past گذشته‌ Rabirdû رابردوو
Value ارزش Bayex بایه‌خ
Earthquake زمین‌لرزه‌ Erdhejan/Bume Lerze ئه‌ردهه‌ژیان/بوومه‌له‌رزه‌
Special ویژه‌ Taybet تایبه‌ت
Ice یخ Sehol سه‌هول
Race نژاد Regez ره‌گه‌ز
Expert کارشناس Pispor پسپور

و در خاتمه‌ جدول زیر تعدادی از فعل‌های دو زبان را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی

کردی

To Forgive بخشیدن Lêburdin لیبوردن
To Move حرکت کردن/ جنبیدن Bizûtin بزووتن
To Produce تو‌لید کردن Berhem hênan به‌رهه‌م هینان
To Encourage ترغیب کردن/انگیختن Handan هاندان
To Play بازی کردن Leyistin له‌یستن
To Come آمدن Hatin هاتن
To Go رفتن Çûn چوون
To Throw پرت کردن / انداختن Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ هه‌لدان/هاویشتن
To inform اطلاع دادن / آگاهاندن Rageyandin راگه‌یاندن
To Strike (As in «Labor Strike») اعتصاب کردن Mangirtin مانگرتن
To Transfer انتقال دادن Guwastinewe گواستنه‌وه‌
To Learn یاد گرفتن /آموختن Fêrbûn/Hînbûn فیر بوون/هینبوون
To Send فرستادن Nardin/Şandin ناردن/شاندن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: