Archive for سپتامبر 2007

ماجرای عاشقانه جعفرقلی زنگلی و ملواری

سپتامبر 30, 2007

ماجرای عاشقانه جعفرقلی زنگلی نسبت به ملواری

زمان: 36/9 دقیقه

format: mp3

ماجرای عشق جعفرقلی زنگلی شاعر کرمانج با ملواری 
گوش دادن از طریق وبلاگ

Advertisements

آهنگ های خراسان شمالی ( الله مزار )

سپتامبر 28, 2007

مشهور است که در زمان های دور زمانی که دشمنان کرمانج های به

 آن ها حمله می کردند . مردها را می کشتند و زنان و کودکان را به اسارت می بردند .

یکی از این زنانی که با اسارت گرفته شده بود  فرار می کند …. و خود را به

به محل زندگیش می رساند .

در آن جا به دنبال قبر و محل دفن یازش می گردد. و از کسی می پرسد که قبر او کجاست .

او که می خواست  ، او را بیازماید : گفت که اگر تو عاشق واقعی هستی با ید خود مزار او

را پیدا کنی و من هیچ کمکی به تو نمی کنم .

دختر به دنبال مزار یارش گشت تا این که بر سر قبری رسید و چنین حس کرد که این مزار

یارش است .

و در آن جا گفت : الله مزار ،   الله مزار             وا چه روزگاره

                     الله مزار ، الله مزار                 وا چه روزگاره

و از آن زمان آهنگی است که پس از غارت و کشتار و اسارت بر فراز مزار عزیزان از دست رفته خوانده می شده :       الله مزاره ،          وا چی روزگاره

+نگاهی به موسیقی شمال خراسان سراسر رزم و حماسه

+آهنگ سردار عیوض خان

+مموستا حاج قربان سلیمانی خواننده و بخشی کرمانج

+مموستا سهراب محمدی (2)

آخرین تغییرات وبلاگ

سپتامبر 25, 2007

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

صفحه آهنگ ها و موسیقی  های کوردی و کرمانجی بروزرسانی شد .

و 12 آهنگ جدید به وبلاگ اضافه شد .

صفحه موسیقی و آهنگ

هفته دفاع مقدس

سپتامبر 24, 2007

سالروزحمله ی ارتش صدم به ایران، به واسطه خیلی امورازجمله شهیدشدن تعدادریادی ازفرزندان ایران، خسارات مادی فراوان، مدت 8 سال بیم وامیدایرانیان، و…ازخاطره های مردم ،حتی آنان که سالهای سال بعدازمابه دنیا بیایند، زدوده نخواهدشد.
    فارغ ازخسارات مادی ومعنوی بارشده برمردم ، اکثرخانواده های ایرانی مستقیم ویا به واسطه خویشاوندی ویادوستی ،حتما یک یاچندعزیز شهیدشده دارندواین کفایت می کندکه درمواقع مختلف به یادآن عزیزان باشند.
   قطعا هیچ عقل سلیمی نه درگذشته وحال ونه درآینده طالب جنگ نخواهدبود.تلاش همه برای جلوگیری ازوقوع هرنزاعی دردنیاست ،ولی درصورت چنین پیش آمدی ،همه به طرق مختلف به دفاع ودفع شر خواهندپرداخت .درهمین ارتباط ودر سالروزگفتگوی تمدنها، این پیشنهادارزنده ی ایران ،می تواندبرنامه ی جهانی برای جلوگیری ازوقوع هرگونه جنگ درایران وجهان ،جایگزین برنامه های جنگ سالاران گردد.

لینک مطالب:

+موسیقی مقامی

+آخرین مطالب ارسالی به وبلاگ

فهرستی از نام‌های کردی برای نامگذاری

تاريخچه كشتي باچوخه در خراسان شمالي

سپتامبر 22, 2007

كشتي چوخه در اصل نام كردي است و از آنجايي كه اكثر مردم شمال خراسان كرد زبان هستند اين ورزش در بين آنها معمول شده و پس از مدتي اداره كل تربيت بدني استان خراسان سابق با برگزاري اين رقابتها آن را باچوخه نامگذاري كرده است.

 کشتی باچوخه

اسم «چوخه» كه امروزه بر كشتي محلي خراسان گذاشته شده از لباسي كه كشتي گيران در هنگام مبارزه به تن مي‌كنند، گرفته شده و آن شنل كوتاهي است كه كشتي گيران آن را با شال سفيد رنگي محكم مي‌كنند.

كشتي باچوخه در خراسان شمالي از تاريخچه كهني برخوردار است و اين ورزش محلي و بومي در بسياري از مراسم محلي به خصوص جشن عروسي نيز رايج بوده است.

 کشتی باچوخه

اين ورزش از سال ‪ ۱۳۴۲‬براي اولين بار با حمايت «منوچهر لطيف» در شهر شيروان برگزار شده و پس از آن با همكاري هيات كشتي خراسان سابق اين ورزش در روز عيد فطر برگزار شده و به عنوان تقويم ورزشي در فعاليت ورزشي استان خراسان سابق قرار گرفت.
كشتي باچوخه در استان خراسان شمالي در فصول مختلف انجام مي‌شود به طوري كه اين رقابت در اواسط زمستان و در بهمن ماه در مانه و سملقان و در ‪۱۲‬ فروردين هر سال در شيروان و ‪ ۱۳‬فروردين نيز در بجنورد به صورت استاني با حضور پهلوانان نامدار اين خطه برگزار مي‌شود.
همچنين اين رقابت ورزشي در ساليان گذشته در روز ‪ ۱۴‬فروردين در گود كشتي «چشمه زينل خان» اسفراين برگزار مي‌شده و در سال جاري نيز اين رقابت به صورت قهرماني كشور در تقويم ورزشي فدراسيون ورزشهاي روستايي و عشايري قرار گرفته است.
** نامداران كشتي باچوخه در خطه شمال خراسان

 کشتی باچوخه

استان خراسان شمالي به عنوان خاستگاه اصلي كشتي باچوخه نامداران زيادي داشته‌است كه مي‌توان از بابا پهلوان زيارتي، اكبر خراساني ، حاج قربان محمد بهادري، محمد علي محمدزاده و محمد حسين زارعي ، احمد وفادار ، به عنوان نام آوران اين رشته ورزشي در خطه شمال خراسان ياد كرد.
** شيوه كشتي باچوخه

 کشتی باچوخه

مدت مسابقه چوخه ‪ ۱۰‬دقيقه است كه اگر در اين مدت نتيجه مسابقه معلوم نشود، كشتي گيران با استراحت كوتاهي، پنج دقيقه ديگر نيز به مسابقه ادامه مي دهند تا پهلوان اول مشخص شود.
در اين رقابت چوخه كاران لباسهاي محلي شامل يك پيژامه ، پيراهن و كمربند مي‌پوشند و در مدت كشتي كشتي گيران حق گرفتن زير زانوي حريف را ندارند و در خاك نيز هيچ فني اجرا نمي‌شود.
** منش پهلواني نقطه عطف كشتي باچوخه

 کشتی باچوخه

در اين رقابت پهلوانان قبل از ورود به ميدان مبارزه وضو مي‌گيرند و با حالت معنوي وارد ميدان شده و پس از روبوسي با حريف با دستور داور كه معمولا از پيشكسوتان كشتي باچوخه است، مبارزه را آغاز مي‌كنند و در پايان نيز برنده و بازنده همديگر را در آغوش مي‌گيرند تا منش پهلواني آنها به تماشاگران نيز ثابت شود.
نخستين دوره رقابتهاي كشتي باچوخه قهرماني كشور ‪ ۱۴‬فروردين با دعوت از كشتي گيران ‪ ۳۰‬استان كشور در اسفراين برگزار مي‌شود.
در سال گذشته حدود ‪ ۷۰‬هزار تماشاگر از استان خراسان شمالي براي تماشاي اين رقابت به اسفراين رفتند.

+آدرس سایت های خوانندگان کردی

+فهرستی از نام‌های کردی برای نامگذاری

+آخرین مطالب ارسالی به وبلاگ

Kalimollah Tavahhodi

سپتامبر 20, 2007

Kalimollah Tavahhodi

Kalimollah Tavahhodi (Persian: کلیم الله توحدی ) also known with his pen name Kanimal (Persian:کانیمال), is an Iranian researcher and writer on Kurds and Kurdistan.

Kalimollah Tavahhodi and his article in the Kurdistan magazine

Life

Tavahhodi was born during the Second World War (1941) in Khorasan (Persian: خراسان), a province in east of Iran. His ethnicity is originally from Kurmanji tribes of Quchan.

Books

  • Kurds› historical exodus to Khorasan (حرکت تاریخی کرد به خراسان ) is his most famous book.

Articles

  • Nowruz between Kurds of Khorasan ( نوروز در میان کردهای خراسان ) – Kurdistan magazine – 1st Year – Sprin.

 +مصاحبه با کلیم الله توحدی

+رقص کردی همانند تمرین رزم است

+آهنگ سردار عیوض خان

گویش‌ها و لهجه‌ها زبان‌ کردی‌

سپتامبر 2, 2007

 

زبان كردي/كرمانجي

گویش‌ها و لهجه‌هازبان‌ کردی‌ به سه گروه بخش می‌شود:

 

گروه کرمانجی

گروه زازا_گوران

گروه گویش‌های جنوبی

1. گروه کرمانجی نیز خود به دو…….. گویش عمده بخش می‌شود:

گویش کرمانجی شمالی یا اصطلاحا همان کرمانجی (Kurmancî)

گویش کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی (Soranî)

2. گروه زازا_گوران نیز به سه بخش بخش می‌شوند:

گویش‌ اورامی (Hewramî)

گویش گورانی (Goranî)

گویش زازا (Zaza)

2. گروه گویش‌های جنوبی نیز شامل کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) می باشند.

در این میان در کتاب ها، روزنامه ها، مجله‌ها و نیز در پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی از کرمانجی در مناطق

شمالی و سورانی در مناطق جنوبی استفاده می‌شود.

زبان کردی به‌ ویژه‌ در زمینه‌ نوشتار در جهت یکی شدن پیش می‌رود و در این راستا روشنفکران و دوستداران

 زبان کردی به‌ ویژه‌ در سال‌های اخیر اقداماتی را انجام داده‌اند ویا در حال انجام دادن آن هستند. [3]

                           _____کرمانجی (شمالی)
                          |
              _کرمانجی___  |
             |            |_____سورانی (میانی)       
کردی________ |
             |             ______زازاکی  
             |            |
             |_زازا-گورانی|_____ اورامانی            
             |            |
             |            |______گورانی
             |           
             |             _____کلهری 
             |            |
             |_گویش جنوبی |______فیلی
                          |      
                          |_____لکی

 

 منابع

(برگرفته از کتاب «قاموس زبان کردی»، تالیف عبدالرحیم ذبیحی، چاپ 1988)

وسایت  کرمانج

منبع: http://kormanj.wordpress.com/

جستارهای وابسته

روزنامه‌های کردی

ماه‌های کردی

کردها

موسیقی کردی

فهرست نام‌های کردی

بقیه مطالب در پستی جداگانه درج خواهد شد .

 

+شاخص های زبان و قالب شعر کرمانجی

+فهرستی از نام‌های کردی برای نامگذاری

قایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی

+الفبا و نوشتار در زبان کرمانجی 

+الفبا و نوشتار در زبان کرمانجی

خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي :: ريشه نژادي کرد

سپتامبر 1, 2007

خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي :: ريشه نژادي کرد

درباره نژاداکراد ازطرف دانشمندان نژادشناس وهمچنين مورخين ملل مختلف تحقيقات مفصلي شده واظهار نظرهاي مختلف کرده اند وگاه درلابلاي اين نوشته ها به مطالب تاسف باري برميخوريم که ذکرآنهادل هرانسان صاحب خرد وانديشه رابدردمي آورد.مانيزازذکراين قبيل مطالب خودداري  مي کنيم ،ولي آنچه موردتوجه است دونظرمختلف ميباشديکي اينکه اينها(کردها) باآريائيهابه اين سرزمين مهاجرت کرده وآمده اند وديگراينکه غيرازآريائيها باشند وياازآنهايند ولي بعدا به اين سرزمين آمده اند.درمورد دوم عده اي باستناد پاره اي  مدارک نظير سالنامه "آسارهاون" پادشاه آشور (628-681) قبل ازميلاد ازشمال قفقاز ظاهر شده واين قوم همانهايي هستند که آشوريها آنان را کيميرا ودرتورات جوميرور ودرکتب يوناني کيميريو ودرتواريخ  جديد اروپا سيمري خوانده شده اند وبااينها درايالت مانائي (مياندوآب ومهابادفعلي) براي نخستين بار اقامت گزيده اند.
محمد مردوخ کردستاني نويسنده تاريخ کرد وکردستان معتقد است که (ثابت شده است که مردمان "کرد" مردماني هستند آري نژادوازجنس "هندواروپائي" که دريک عصرغيرمعلوم يعني چندهزارسال پيش از ميلاد مسيح به اراضي و اماکن کنوني که درجنوب ارمنستان واقع است و کردستان نام گرفته است، آمده اند.اينها (اکراد)شرقا بهمراهي جريان رود(دجله) وشعب آن درامتداد سلسله جبال "زاگروس" تاخليج  فارس وسواحل درياي عمان رفته اند وغربا نيزدرامتداد رود "فرات" ورشته کوههاي" تروس" تاسوريه  وشامات وسواحل درياي مغرب "مديترانه" پراکنده شده اند ونيزثابت شده که اين آمدن تدريجي وبطور تعاقب بوده نه دريک زمان.
ازطرف دگرعده اي که مطالعاتي دراين باره نموده اند نظيراوژن پيتار Exgene-Pittarcl ،ايوانسکي، شانتر،موريه وپروفسور ميورسکي معتقدند که اکراديکي ازطوايف آريائي بوده اند مانند مادها وپارسها که کوهستان مغرب ايران را تا شمال سوريه وجنوب ارمنستان به تصرف خويش درآورده اند.گويندگان اين سخن نوشته هايي راکه سابقه کورتي ها را تا 3100 سال قبل ازميلاد که تحت رهبري انناتوم Ennatome يا عيلاميها جنگيده اند نيز، درنظرمي گيرند درحاليکه اگرعقيده دکترسپتايزر راقبول کنيم سومريها هم بايدگوتي Gutti بوده باشند، همان ملتي که 4500 سال قبل ازميلاد داراي تمدن بزرگي بوده اندواين موضوعي است که درصورت قبول کردنش تاريخ مهاجرت آريائيها راتغييرميدهد ويا اين مساله رامطرح ميسازد که اکراد ازطايفه آريائيها نباشند وخيلي قبل از آنها دراين سرزمين زيسته اند وهمين امراخيرباعث شدکه براي تحقق نظريه ها ازآخرين روشهاي تحقيق ومطالعه درنژادپرستي که علم دراختياربشرگذاشته است ، استفاده شود يعني بااستفاده ازاندازه گيريهاي جمجمه ورنگ موي  وچشم واندازه قامت و...تااينجا رسيده اند که کردها وآريائيها (پارسهاومادها) همه يکي هستند تا جائيکه طبق تصويب محققين والبته بجامعه ايران شناسي مبدا تاريخ ملي کردها سال فتح نينوا پايتخت دولت آشوربدست سومين پادشاه ماد(هوخشتره Huvexsetre )منظور شده  ودرکليه تقويمهاي جديدکردي رعايت گرديده است که مطابق آن امسال که 1372شمسي است برابربا 2605 کردي  ميباشد.
درصورت آريائي بودن اکراد بحث ديگرپيش آمده که چرا اين طايفه ازدو طايفه ديگرجدا شده ودرمغرب مسکن گزيده اند؟ که خود موضوعي است وبصورمختلف موردتفسيرواظهارنظرقرارگرفته است ازجمله مي نويسد: بعد ازساسانيان که ايران بچنگ اعراب افتاد کردان (همان جوانان ايراني که درشرايط سختي تربيت ميشدند وبه آن اشاره شد)ازآنان اطاعت نکرده وبه کوهستانهاي غرب که منطقه اي صعب العبور بودوآنجا راپناهگاه خوبي براي خود ميديدند،روي آوردندوهمانجا ازراه غارت وچپاول زندگي خودرا ادامه دادند.
بعدبراي تائيد مطلب ازنوشته کتاب شرفنامه که مينويسد پهلوانان باستان ايران مانند رستم کرد بوده اند ونيزگفته موريه Morier که ميگويد درسال 1812 ميلادي در31 ماه اوت مردم دماوند جنبشي بيادگار نجات ايرانيان ازظلم ضحاک گرفته بودند واين جشن راعيدالکردي مي ناميدند  شاهد مي آورند.
باتوجه به سوابق تاريخي موجود نظريه فوق الذکر نمي تواند صحيح باشد.زيرا گزنفون خيلي پيش از انقراض ساسانيان درهمين سرزمين کردستان گرفتارکردان شده وازآن صحبت کرده  بنابراين سرزميني که ازچندين قرن پيش ازانقراض ساسانيان بنام کردان خوانده شده باشد نمي تواند قرنها بعدوطن آنها گردد وتازه شاهدي که آورده اندخودد ليلي براين است که کردان هزاران سال پيش دراين سرزمين وطن داشته اند تاجائيکه  تاريخ نمي تواند سابقه آنها رابه خاطربياوردوجزوافسانه ها ازآن يادمي کند.درحاليکه زمان ساسانيان راتاريخ  بخوبي بياددارد.
بهرحال ازسال1863 ميلادي نوشته هاي دقيقتري ازاکراد موجود است که بيشترسعي دراثبات آريائي بودن آنان دارند. کلنل دوهوسهDuhossek مينويسد: کردها داراي جمجمه براکي سفال هستند وعضلات نيرومند وموي مشکي وگونه برجسته آنان انسان را بياد سکه هاي ساساني مي اندازد.اينگونه نوشته ها ازطرفي ادعاي بعضي ازدانشمندان مانند فون لوشان وسولاک راکه معتقد بودند کردها خيلي نزديک به نژادهاي شمال اروپا هستندرد مي کند وازطرف ديگرمعلوم ميسازد که اگراکراد آريائي باشند بيشترازهرطايفه ديگري دست نخورده باقي مانده اند.اينکه گفته شداگراکرادآريائي باشند،مساله ايست که ازبعضي ازنوشته استنباط مي شود.ماميدانيم قبل ازمهاجرت آريائي ها به ايران مردمي به نام "کاس سو" يا"ليکسي" يا" کاسي" دراين سرزمين مي زيسته اند وچنانچه بعضي ازمستشرقين ومورخين هم مي نويسند اينها (کاسي ها) ازاقوام منظومه زاگروس بوده اند وبعدها خيلي قبل ازتشکيل دولت ماد اين قوم باوجود آريائيها دراين منطقه بارها کشورهاي همجوار خود را مورد تهاجم قرارداده اند ومدتها بربعضي ازآنها مسلط بوده اند ودر اين راه همراه عشايرهم نژادخود(گوتي)و(لوللو) بفرماندهي"کانديش" رويس خود جنگيده اندبيش ازشش قرن (1746-1171 ق .م) حکومت کاسي وباشان وشکوت دوام يافته است.اين اشارت اثبات شده است که  پژوهشگررابفکر مي اندازد که اگرهنگام مهاجرت آريائيهابا اين سرزمين "کاسي ها" ساکن بوده اندپس نبايد آريائي باشند واگربنا بگفته عده اي ازمستشرقين که معتقدند"کاسي ها"هم ازنژادآريائي هستند(نظيرپروفسور سپايزر) پس نظريه اول که ساکنان اين سرزمين قبل ازآريائيها مردمي بنام "کاسي ياکيسي" بوده اند بايد مردود باشد زيرا مهاجرت آريائي را آريائيها کرده اند که باين نام ناميده شده وقتي قبلا يک قوم آريائي ساکن آن باشند که موطني براي آريائيهاي مهاجربعدي نيز ميشود.اين مطلب درحلتيست که کتيبه "نارام-سوشن" نواده "سارگون" ازپادشاهان "اکد" درقرن بيست وسوم قبل ازميلاد ازکوهستانيان "لولوبوم" صحبت ميکند وزبان آنها راشبيه عيلاميها و(هوديان قفقاز) و(دراويريان هند) ميدانند وقبلا اشاره شد که کاسي ها بهمراه (لولوم)هاي همنژادخود به(اکد) حمله برده وشش قرن برآنها استيلا داشته اند. اين بحث باگزارس (ولاديميرمينورکسي) مستشرق ومحقق بزرگ روسي ونويسنده اثربسيار ارزنده وفوق العاده دايره المعارف اسلامي دربيستمين کنگره بين المللي خاورشناسان دربلژيک که حاوي نظريه جديدي بوده  بيشتردرخور تعمق ميشود. مينورسکي مينويسد گذشته کردان رابايد درميان (پاختوها) يابهتان ها جستجوکرد، نامبرده اضافه ميکند باتوجه به اينکه زبان کردي  بر پايه هاي محکمي استوار است.بدون هيچگونه ترديدي بخانواده شمالغربي زبانهاي ايراني تعلق دارد واختلافاتي که دراين زبان ها مثل پارسي وکردي هست تغييرات ناشي ازلهجه هاي مشترک الاصل است و زبان کردي که درعهود تابستان پديد آمده ازمنطقه جغرافيايي ماد صغيريا آتروپاتين (آذربايجان کنوني) باطراف پراکنده است. مينورسکي دراين مقاله اضافه ميکند درجنوب درياچه کبودان (درياچه اروميه) مردماني بوده اند که پيش ازورود آريائيها دراين ناحيه زندگي مي کرده اند.اين مردم بنام (ماننالي) که بامادها وسکاها ترکيب يافته اند. درنوشته هاي استرابون وهردوت نيزازاين (ماننائيها) سخن رفته که درفاصله سرزمين هاي ماد و آشورسکونت داشته اند وبعد ازفتح (نينوا) بوسيله کياکسار(هوخشتره) ماننائيهاجاي ايشان را درتاريخ اشغال کرده اند. مينورسکي پس ازبحثي مفصل وايجاد ارتباط بين (مردها)Marcls وماننائيها بحثي دراين باره نتيجه ميگيردکه کردها خود را(کرمانج)ميخوانند که پس ازجدا کردن پسوند(ج)ازدو کلمه ترکيب يافته است يکي کر(کرد) وديگري(مان) که همان ماننائي و(مانيانوي) است. اهميت اين نظريه بيشترروي کلمه (کرمانج) که طايفه اي بزرگ وشامل چندايل مهم مناطق مکري  و منطقه (ماننائي) که موطن آنهاست تکيه دارد، زيراباتوجه به اصل و ريشه زبان که قبلا به اهميت آن اشاره شد ميدانيم که کرمانجي مهمترين شاخه زبان کردي و پايه اصلي اين زبان است. بطوريکه برجسته ترين آثار زبان کردي و ادبيات کرد بلهجه کرمانجي است وثبوت ارتباط منطقه (ماننائي) واکراد اينکه موطن اصلي آنهاست وتائيد مورخين ومستشرقين ومحققين دراين مورد ميتوان ادعاکرد که هسته مرکزي (کرد) دراولين ادوار پيذايش آنها ازهمين سرزمين مکري (ماننائيها) جان گرفته است ودراينصورت مطلب ديگري هم جان ميگيرد وآن اينکه اکراد حتي ايراني ترازآريائيها هستند ولي چون درهرحال بحث بيشتردراين مورد خارج از وظيفه اين مقال است، لذا اين موضوع را بيش ازاين دنبال نکرده  فقط براي اتمام سخن وارتباط آن باناحيه مکري لازم است يادآورشودکه درمنطقه مکري براي مدتي عده اي ازترکان غز (پيش از410 ه.ق) که توسط پادشاه آذربايجان به اين سرزمين آورده شده بودند تادر جنگها ازوجودشان استفاده شود، سکونت داشتندکه تدريجا براثرقتل غارت وچپاول قدرتي بهم رساندندولي بعد ازمدتي که آزارترکان غز به اطرافيان زيادشد اميروهسودان ازکردهاي هذباني ابولهيجا که فرمانده آنها ربيب الدوله خواهرزاده امير وهسودان بوده کمک خواست وبتوسط آنها ترکان ازنواحي مکري رانده  شدند وهمان کردهاوبعدهاطوايف ديگري که ازنقاط مختلف به اين ناحيه مهاجرت کردند جاي غصب شده خودرا بازيافتند واينکه هنوز مسافريني که ازاين ناحيه ديدن ميکنند با نامهاي ترکي آباديها وشهرها برخوردمينمايند، نتيجه همان تسلط ترکان غزاست ک
ه درمحل آنها رابسبب رنگ تيره شان بنام (ترکه رش) مي شناختند.
کردان مکري مشخصاتي نظيرتمام کردهادارند،يعني داراي قدي متوسط وشانه هاي پهن وسينه سنگين وبرآمده  وکله اي کوچک هستندپيشاني بلند، بيني عقابي، چشمهاي درشت واغلب سياه، ابروي پرپشت وموهاي مشکي ورنگ برنزه باتناسبي جالب معرف مردم اين سامان است.زنهاي مکري داراي همان خصائص مردها ميباشند.

منبع:http://www.mahabad-city.info/index.php?sec1=history&sec2=op03

+کرمانج ها در روستاهای دهستان پیرکوه از استان گیلان 

+خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي قوم کرد 

+الفبا و نوشتار در زبان کرمانجی