Archive for اکتبر 2007

دانلود بهترین کتاب های کوردی

اکتبر 29, 2007

 به درخواست شما دوستان عزیز ما تعدادی کتاب را برای دانلود در وبلاگ درج می نماییم.

کاش می توانستیم کتاب های مموستا کلیم الله توحدی پژوهشگر کرد شمال خراسان  در مورد حرکت کرد به خراسان را نیز درج کنیم.

 کتاب فه رهه نگی کوردی ، نویسنده عه لی نانه وازاده

 +دانلود کتاب فه رهه نگی کوردیی بخش اول

+دانلود کتاب فه رهه نگی کوردیی بخش دوم

پی نوشت:

+شرحی بر مجلد های حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران

  +Kalimollah Tavahhodi

+جعفر قلی زنگلی دانی سا مه کتاو ژی

+احمد خاني شاعر كرد

+معرفی تعدادی از کتاب های کردی

+کتاب ارزنده بارگه ياران

Advertisements

آغاز کوچ پائیزه عشایر شمال خراسان

اکتبر 28, 2007

مديركل اداره امور عشايري خراسان شمالي گفت: كوچ پاييزه عشاير اين استان به سوي مناطق گرمسيري و قشلاق آغاز شد.

موسي‌الرضا شادمهر اظهار داشت: همه ساله با آغاز فصل سرما عشاير اين استان پس از يك دوره هفت ماهه، مراتع ييلاقي را به سوي مناطق قشلاقي ترك مي‌كنند.

 آغاز کوچ پائیزه عشایر شمال خراسان

وي افزود: عشاير بهار و تابستان خود را در مناطق خوش آب و هواي دامنه كوههاي شاه‌جهان، گليل و سراني شيروان، ارتفاعات فاروج، سالوك و آلاداغ سپري كرده بودند.

او گفت: اكنون با سرد شدن هوا عشاير اين استان دامهاي خود را به سوي مناطق گرمسير قشلاقي مراوه‌تپه در استان گلستان، مانه‌وسملقان و بخشي از راز و جرگلان، جاجرم و كاليماني و مياندشت اسفراين كوچ مي‌دهند.

آغاز کوچ پائیزه عشایر شمال خراسان

وي افزود: مدت زمان اقامت عشاير در نواحي قشلاقي استان كه از اوايل آبان ماه آغاز مي‌شود تا فروردين ماه سال آينده به طول مي‌انجامد.

او گفت: به منظور امنيت و كمك به عشاير در مسير كوچ با نيروي انتظامي، پاسگاه‌ها و اداره‌كل منابع طبيعي استان نيز هماهنگيهاي لازم صورت گرفته است.

وي افزود: ايل راههاي خراسان شمالي از سه ايل راه اصلي تشكيل شده كه ايل راه شمالي آن شامل مسير شمال شهرستانهاي قوچان، فاروج، شيروان، گيفان، راز و جرگان و مراوه‌تپه است.

او اظهار داشت: ايل راه جنوبي در مسير جنوب شهرستانهاي قوچان، فاروج، شيروان، اسفراين، جنوب بجنورد، قوري‌ميدان و مراوه تپه است و ايل راه مياني از قوچان تا مانه‌وسملقان در اطراف رودخانه اترك و كاليماني و مراوه‌تپه است.

مديركل امور عشايري خراسان شمالي گفت: هر كدام از مسيرهاي فوق بيش از ‪ ۴۰۰‬كيلومتر طول دارد.

هم‌اكنون پنج هزار خانوار عشاير با جمعيت حدود ‪ ۳۰‬هزار نفر در قالب دو ايل و ‪ ۳۸‬طايفه با شيوه‌هاي سنتي كوچ رو و نيمه كوچ در اين استان با داشتن ‪ ۹۰۰‬هزار راس دام در خراسان شمالي كوچروي مي‌كنند.

منبع:  ایرنا

آهنگ تصویری از آقای مراد حسن زاده

اکتبر 27, 2007

قبلا» در صفحه موزیک وبلاگ آهنگ صوتی این اثر را درج کرده  بودیم .

اکنون آهنگ تصویری این اثر نیز در وبلاگ درج می نماییم تا شما بتوانید از آن بهره

ببرید.

آهنگ تصویری با صدای  آقای مراد حسن زاده

برای دیدن باید نرم افزار فلش پلیر داشته باشید.

دانلود flash player

ترجمه یکی از آهنگهای دکتر شوان پرور

اکتبر 27, 2007

 ترجمه یکی از آهنگهای دکتر شوان پرورشوان پرور ( دنبال چی میگردی ) دختر کرد 

   Li kolane bajare avrupa li kecek kurd rast hatim be xodi digeriya

در کوچه و پس کوچه های اروپا با یک دختر کرد روبرو شدم

 Bi dilgermi bervi min hat xuya bu li cara sere xo digeriya

با دلگرمی به سویم اومد و معلوم بود دنبال راه چاره ای برای خود میباشد

 Min go delale delale

گفتم ای ما ه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر

Be xodi  be male

بی صاحب و بی خانه

Ci digeri

دنبال چی میگردی

Go lolo birawo em bi ber zolma baye res ketin iro welate durye va derketin

گفت ای برادر ، ما از ظلم طوفان سیاه  فرار کردیم ،خودمان در وطن غریبه دیدیم

Weke min hezara hene be karo sermiya welate xeribye sermeze ketin

هزارن نفر مثل من هستند ، بی پول و سرمایه در وطن غریبه شرمنده شدند

Min go delale delale

گفتم ای ماه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر عزیز

Be xodi be male

بی صاحب و بی خونه

Ka beje ez cibikim

بگو من چکار کنم

Disa go lolo keko bele heq negotine welate meriya sirintire

باز هم گفت ای برادر ، آری راست گفتند. وطن خود آدم خیلی شیرین تره

Ger hindiki azadi hebya bircibuna walate me ter buna walate xelqe bi rumet tire

اگر کمی آزادی باشه ، گرسنگی وطن آدمی خیلی از سیر بودن وطن غریبه خیلی بهتر است

Min go delale delale

 گفتم ، ای خوب ماه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر عزیز

Be xodi be male

بی صاحب و بی خونه

Bele tu rast deji

آره تو راست میگی

Ka emji welate xo sen bikin

بیا ماهم وطن خود را گلستان کنیم

Welat azadiye

یک وطن آزاد داشته باشیم

طنين موسيقي كرمانجي، تجلي باورها و اعتقادات كردهاي خراسان شمالي

اکتبر 22, 2007

استان خراسان شمالي كه از آن به عنوان «مجمع‌الجزاير» قوميتها ياد مي‌شود به دليل همين تنوع فرهنگي و نژادي از غني‌ترين فرهنگهاي موسيقي در بين مناطق كشور برخوردار است.

 موسيقي مقامي اين خطه يكي از پوياترين انواع موسيقي ايران محسوب مي‌شود.

بنا به نظر كارشناسان، فرهنگ غني موسيقي خراسان شمالي با زندگي مردم گره خورده است و در آن عشق، اسطوره، عرفان، حماسه، تاريخ، غم، شادي و حتي طنز و فكاهي تبلور دارد.

موسيقي خراسان شمالي به سه بخش عمده موسيقي كردي، تركي و تركمني تقسيم مي‌شود كه اكنون در نگاهي مختصر موسيقي كردي را بررسي مي‌كنيم.

يك پژوهشگر موسيقي خراسان شمالي در اين‌باره به اظهارمی دارد: موسيقي كرمانجي خراسان شمالي به سه گونه ريتميك و حركتي، آهنگهاي بزمي و عرفاني تقسيم مي‌شود.

«مهدي رستمي» افزود: موسيقي ريتميك و رقص آور مبتني بر حماسه، آيين و اسطوره است كه از سماع (سامه) آغاز مي‌شود و با رقص چوب (چو) پايان مي يابد.

وي بيان كرد: اين موسيقي از پرحركت‌ترين و پرهيجان‌ترين آهنگها برخوردار است كه اشكال اسطوره‌اي زيادي دارد.

او گفت: اين موسيقي بسيار پر هيجان است و در آيين بومي كشتي باچوخه قوم كرمانج نيز نواخته مي‌شود.

وي ادامه داد: دسته دوم آهنگهاي بزمي هستند كه با ساز دوتار نواخته شده و از نظر تنوع و كميت بالاي ملودي در ميان موسيقي‌هاي نواحي كشور حرف اول را مي‌زنند.

او اظهارداشت: به عنوان مثال موسيقي‌هاي بالنده‌اي مثل موسيقي لرستان، ناحيه فارس، موسيقي قشقايي و غيره نسبت به موسيقي خراسان شمالي از تعدد ملودي كمتري برخوردارند حال آنكه موسيقي بزمي كرمانجي خراسان شمالي بيش از ‪ ۱۰۰‬ملودي دارد.

پژوهشگر موسيقي خراسان شمالي افزود: در موسيقي بزمي تاريخ، عاطفه، مفاهيم عشقي و نمادهاي آييني تجلي دارد.

رستمي گفت: در اين موسيقي تاريخ به خوبي روايت شده است تا آنجا كه برخي مباني تاريخي كه در هيچ جا ثبت نشده است در قالب ترانه‌هاي كردي مانند «الله‌ مزار» نقل مي‌شوند.

وي اظهار داشت: عاطفه با موسيقي بزمي كردي ممزوج شده و اين عاطفه در بيان عشقهاي مجازي سريان بيشتري دارد.

رستمي گفت: دسته سوم موسيقي‌هاي كرمانجي موسيقيهاي عرفاني هستند كه آهنگهايي نرم و مبتني بر مسايل معرفتي هستند.

او اظهار داشت: اين موسيقي‌ها بر اساس روايات و مباني عرفاني شكل گرفته و ماندگار شده‌اند.

اين پژوهشگر گفت: اينها آهنگهايي هستند كه نرم و آرامند و طمانينه و تفكر و تعقل ايجاد مي‌كنند.

رستمي بيان كرد: «ترغه» از جمله اين آهنگهاست كه برگرفته از روايت پرنده‌اي به همين نام است كه با سليمان نبي (ع) ملازم بوده است.

وي گفت: ترغه در محضر سليمان نبي(ع) هزار و يك نام خداوند را مي‌آموزد و با تكرار اسامي پرواز مي‌كند و اوج مي‌گيرد تا به لقاي پروردگار برسد.

اما ترغه رذيله «غرور» را در وجود خود از بين نبرده است و هنگامي كه به ذكر هزار و يكمين نام مي‌رسد از پرواز باز مي‌ماند و سقوط مي‌كند.

اين اوج و فرود آنقدر ادامه مي‌يابد كه موجب از بين رفتن رذيله غرور در وجود پرنده مي‌شود و سرانجام ترغه اوج مي‌گيرد و به جمال يار نايل مي‌شود.

رستمي اظهارداشت : ترغه نيز در ميان نواهاي مختلف موسيقي كردي، تنها آهنگي است كه اوج مي‌گيرد و در اوج پايان مي‌يابد

مراسم خواستگاري در ميان ايلات كرد شمال خراسان

اکتبر 21, 2007

                             خواستگاري در ميان ايلات كرد شمال خراسان

 

 ازدواج کرمانجی ، مراسم ازدواج زنان و مردان کرمانج

 1- مراحل مقدماتي

در جامعه عشايري، بخش اعظم فعاليت هاي مرتبط با توليد و كليه امور جاري منزل در دست زنان مي باشد و به بيان ديگر، زندگي عشاير، بدون وجود زنان ميسر نمي باشد. از اين رو، مرد كوچ نشين، بدون وجود زن خود ،هرگز نمي تواند گله را اداره كند و حتي ممكن است قادر به ادامه زندگي سنتي كوچ نشيني هم نباشد. براي مرد كوچ نشين، ازدواج يا زندگي در خانواده اي كه قبلاً تشكيل شده،يكي از ضروريات تداوم كوچ نشيني است وبا توجه به اهميت نقش زن در زندگي عشايري، ازدواج مجدد مرداني كه همسرشان فوت نموده، خيلي زودتر از آنچه ميان شهرنشينان معمول است، انجام مي گيرد. در مورد جوانان نيزبه همين صورت  است. هر گاه هنگام ازدواج جواني فرا رسد، نزديكانش به فكرمي افتند تا همسري برايش انتخاب كنند و چنانچه پدر و مادر در اين زمينه كوتاهي كنند، خود جوان، مقصود خويش را از طريق دوستان، به گوش  بزرگترها مي رساند و آنان نيز، براي داماد كردن جوان، آستين بالا مي زنند.

در ارتباط با ازدواج، در ايلات كرد همانند ساير شهرهاي كوچك و روستاها و عشاير ايران، از قديم الايام رسم براين بوده كه دختران هر طايفه را به پسران همان طايفه شوهر مي دادند و در رعايت و انجام اين رسم،  حميت و تعصب داشتند.انتخاب همسر براي پسر، درميان كردهاي كوچ نشين، اغلب در ييلاق – كه طايفه ها، چادرهاي خود را در كنار يا نزديك يكديگر برپا مي كردند و به كار عشايري مي پرداختند – صورت مي گرفت. به اين ترتيب كه پسران و دختران به هنگام آوردن آب از چشمه، شيردوشي يا گذر گله ، يكديگر را مي ديدند و به هم دل مي بستند و همسر دلخواه خود را انتخاب مي كردند. پسر، پس از دل بستن به دختر دلخواه، موضوع را با مادر يا خواهر خود،مطرح مي كرد. منتهااز آن جايي كه ازدواج در ايلات كرد خراسان ازنوع درون گروهي بود، خانواده ها مايل به ازدواج دخترانشان با افراد بيگانه نبودند. به همين علت، بيشتر ازدواج هايي كه در ايلات كرد رواج داشت، ازدواج   درون گروهي بود،مانند ازدواج دختر عمو با پسرعمو. هدف از اين نوع ازدواجها، علاوه بر اين عقيده كه «عقد دختر عمو و پسرعمو درعرش بسته شده»، بيشتر حفظ نام و ميراث خانوادگي بود.

خواستگاري در ميان ايلات كرد شمال خراسان چه براي اقوام نزديك و چه دور، تقريبا يكسان بوده است. خواستگاري با اقدام پدرو مادر پسر – كه معمولا در مرحله اول زنها هستند – وبا رفتن به خانه دختر مورد نظر، شروع مي شود تا نظر پدر و مادر دختر را نسبت به خود جلب كنند.

خواستگاران از نزديكان داماد يا پيرزنهايي كه ازاعتبار و تجربه كافي برخوردارند، انتخاب مي شوند و در اغلب مواقع، مادر داماد به همراه خواستگاران نمي رود. خواستگاران وظيفه دارند دختر را از نظر اصالت خانوادگي، جمال، كمال و توانايي كار در عشيره بپسندند و پرس و جو نمايند كه دختر خواستگار ديگري  نداشته باشد. البته واضح است در اين بررسي ها، به گونه اي رفتار نمي كنند كه زننده و يا جنبه ي توهين آميزداشته باشد. پس از مقدمه چيني ها، اگر خواستگاران، دختر را نپسندند به زودي خداحافظي كرده و مي روند اما اگر دختر مناسب و مورد پسندشان واقع شود، موضوع را بي پرده با مادر و خويشاوندان دختر در ميان مي گذارند و مي گويند آمده اند تا دخترشان را براي فلان شخص خواستگاري نمايند. مادر و خويشان دختر اجازه مي خواهند و در جواب مي گويند بر روي چشم، اجازه بدهيد تا با دختر، پدر و ديگر خويشان، موضوع را در ميان بگذاريم. مهمانان نيز، اجازه رفتن گرفته، و قول مي گيرند چند روز بعد بيايند و خبر بگيرند. خانواده دختر در مدتي كه معين كرده اند موضوع را با بستگان خود در ميان گذاشته و شور و مشورت مي كنند.

در اين گونه گفتگوها اغلب ناسازگاري هاي شديدي اتفاق مي افتد. به ويژه هنگامي كه جواناني از خانواده  خود مانند پسرخاله، پسردايي، پسرعمو و جز آنها به دختر نظر داشته باشد. در اين گونه مواقع، عاقبت مادر دختر نظر خود را موافق مي سازد و در هر حال در موعد مقرر تصميم نهايي گرفته مي شود. در روز مقرر پيكي از سوي خانواده پسر مي آيد كه: «شما قولي به خانواده فلاني داده بوديد حالا اجازه مي دهيد كه خواستگاران رسما به خدمت برسند؟» اگر پاسخ خانواده دختر منفي باشد موضوع به كلي فراموش مي شود.چنانچه پاسخ مثبت باشد پدر دختر به پيك خانواده پسر مي گويد: «مانعي ندارد» ، و اگر پسري از اقوام عروس، داوطلب ازدواج با اين دختر باشد و خانواده دختر نيز موافق با وي باشد، خانواده پسر داوطلب در اين امر تعجيل مي كند و پا پيش مي گذارد.

2- خواستگاري رسمي

به هر صورت، خواستگاري رسمي شروع مي شود. پدر داماد، همراه چند نفر از ريش سفيدان و بزرگتران طايفه براي گفتگو و قول و قرار گذاشتن به منزل پدر دختر رفته و موضوع خواستگاري را مطرح مي كنند. خواستگاران – كه به اصطلاح، طرف هاي داماد هستند – از طرف هاي دختر – كه پدر دختر براي مجلس دعوتشان كرده است – مي پرسند كه شما مي خواهيد چگونه رفتار كنيد؟ چرا كه جهيزيه و لوازم مورد نياز كلاً بر عهده خانواده داماد است يعني داماد بايد جهيزيه را تهيه كرده يا پولش را بدهد. در اين ارتباط معمولاً سه روش وجود دارد:

1-  ممكن است خانواده دختر، قبلاً دختري شوهر داده باشند در اين صورت مي گويند: مثل فلان دختر كه پيشتر شوهر كرده است. بنابراين هر چه در مورد دختر قبلي صورت گرفته در مورد اين دختر نيزانجام مي شود.

2-  اگر پيش از آن، دختري شوهر نداده باشند به هم ترازان خود نگاه مي كنند كه چگونه و با چه شرايطي دختر شوهر داده اند پس به همان طريق رفتار مي كنند.

3-  در غير اين صورت، با بحث و گفتگو و چانه زني به تفاهم مي رسند تا به «ده ده» يا «پنج پنج» يا «شش شش» يا رقمي ديگر مي رسند.

مثلا اگر «پنج پنج» توافق كرده باشند منظور اين است كه پنج من روغن، پنج دست رختخواب، پنج راس گوسفند، پانصد تومان پول. پنج مثقال طلا و جز آن.

اما چنانچه داماد متمكن بود، حتي پيشنهاد خانواده عروس را افزايش مي داد. سپس عده اي از خانواده دو طرف براي خريد اثاث و لوازم تعيين شده روانه شهر مي شدند. اگر در ده يا ايل، ملايي نبود، عروس و داماد را جهت عقد ازدواج به شهر مي بردند. چيزهاي لازم را خريداري مي كردند و به ده يا ايل مي آوردند و لوازم خريداري شده را به منزل داماد مي بردند.

 

ازدواج کرمانج ها ، مراسم جشن عروسی کرمانجی 

3-  مراسم شيريني خوري

روز بعد، پدر يا بزرگتر داماد، دعوتنامه ها را براي مهمانان راه دور مي فرستاد يا پيكي را همراه با كاغذ روانه مي كرد و خود، مابقي مهمانان را دعوت مي نمود و براي اهالي كاسه اي پر از شيريني و آب نبات كرده، تك تك خانواده ها را جهت مراسم شيريني خوري (قند شكستن) دعوت مي كردند. سپس در روز موعود همه ي مهمانان به منزل پدر داماد مي آمدند. قبل از روز انجام مراسم، ابتدا از خانه داماد مقداري برنج، روغن، نان(ياآرد)، قند، چاي، شيريني و يك يا چند گوسفند به خانه پدر دخترفرستاده مي شود، تا براي شام آن شب مهمان دو طرف، تدارك لازم را ببينند.

در خانه داماد نيز شور و غوغايي به پا مي شد. مهمانان، در هنگام ورود به خانه داماد، با گفتن «مبارك باد! ميزبان خود را شاد مي كردند و در مقابل، ميزبانان هم با نقل و شيريني از آنان پذيرايي مي نمودند. آنگاه، مهمانان همراه با نوازندگان، دو تارچي ها (عاشقها)، ساز و دهل و سرنا در پيش، و در حالي كه زنان با لباس محلي و چادر سفيد و خنچه اي كه در آن كله قندي قرار داده، و روي آن را با شال قرمز رنگي پوشانده و روي سرگذاشته، به دنبال هم و حدود ساعت سه، چهار بعدازظهر روانه ي منزل عروس مي شدند.

در نزديكي خانه عروس، ريش سفيدان و بزرگان خانواده عروس، به پيشواز خانواده داماد مي آمدند و در برخي از ايلها گوسفندي نيز در پيش پاي ايشان قرباني مي كردند. سپس به همراه مهمانان به سوي منزل پدر عروس باز مي گشتند. در آستانه در منزل پدر عروس، خانمي با منقل برافروخته و اسفند در داخل سيني به انتظار مي ايستاد و به محض ورود مهمانان به آنان خوش آمد مي گفت.

                          مراسم ازدواج کرمانجی ، مردان و زنان کرمانج

4-  شير بها

 مهمانان  به فراخور حال، با اهداي مبلغي پول و تبريك گفتن، وارد منزل پدر عروس مي شدند. نوازندگان نيز به استقبال مهمانان تازه وارد رفته، انعامي از آنان مي گرفتند سپس به داخل منزل، دعوت و با نقل و شيريني و چاي پذيرايي مي شدند. بعد از پذيرايي، نوازندگان ساز و دهل، شروع به نواختن آهنگ هاي محلي مي كردند. سپس ريش سفيدي كه نقش بزرگتر را بر عهده داشت، دستور مي داد خوانچه ها را از اتاق ديگر به اتاق پذيرايي بياورند و به يكي از خدمتكاران اشاره مي كرد تا پوشش خوانچه را بردارد. پس از برداشتن خوانچه ها، ريش سفيد خانواده عروس، رو به مهمانان مي كرد و مي گفت:«اگر امانتي داريد تحويل بدهيد.»

يكي از اعضاي خانواده داماد كه آوردنده ي پول بود پيش مي رفت و پول را كه در دستمال ابريشمي پيچيده، تقديم مي كرد. ريش سفيدان خانواده عروس، به رسم احترام سر فرود مي آوردند و دستمال پول را مي گرفتند و به شمارش آن مي پرداختند. بعد مبلغي از آن را در همان دستمال پيچيده و بر مي گرداندند. اين رسم و سنتي است ديرين كه پدر عروس از مبلغ تعيين شده مقداري را تخفيف مي داد و در واقع نسبت به داماد خود گذشت مي كرد، ضمناً به اين طريق مي خواست دستمال را خالي برنگرداند.

 «دكتر محمد حسين پاپلي يزدي » ، مؤلف كتاب «كوچ نشيني در شمال خراسان» درباره اين مبلغ مي نويسد: «در سال 1358(ش)، بين كوچ نشينان خراسان، مجموع پولي كه براي ازدواج با يك دختر از پسر مطالبه مي شد، مبلغ 450000 ريال بود كه علاوه بر آن ، پسر بايد چند راس دام هديه مي داد و هزينه هاي مربوط به ازدواج را نيز متقبل مي شد. در همين سال، هزينه هاي كلي ازدواج براي پسري كوچ نشنين از خانواده اي متوسط، بالغ بر 560000 ريال ميشد. در حالي كه در همين سال، ازدواج براي يك پسر جوان روستايي از خانواده اي متوسط حداكثر 128000 ريال هزينه در بر مي داشت…» در واقع چنانكه مرسوم است، پولي كه به عنوان هديه يا شيربها به پدر دختر داده مي شد بايد هزينه خريد جهيزيه لازم براي استقرار زوج جوان شود كه معمولا وسايل يك زندگي عادي ايلياتي است. سپس دو نفر ملا از طرف عروس و داماد – اگر عروس و داماد از دو ده يا طايفه بودند – به ميان مجلس مي آمدند و پس از فرستادن چند صلوات، يكي از آنانكه از جهت علم، سن، مقام روحانيت يا سيد بودن بر ديگري مقدم بود، در آنجا مي ماند و ديگري به احترام ملاي اعلم كنار مي رفت و او دو كله قند را برداشته و سر آنها را طوري به هم مي زد تا بشكنند. وقتي قند شكسته مي شد،حاضران در مجلس هلهله مي كنند و دست مي زنند. ملا، نخستين تكه قند را به داماد مي دهد. آنگاه چند نفر قندها را در تكه هاي بزرگ شكسته، در يك سيني مي گذارند و جلوي حاضرين مي گردانند. هر كس تكه اي بر مي دارد. نوك قندها را نيز به عنوان تبرك به خانواده عروس و داماد مي دهند.

5-  حنا بندانازدواج کرمانجی ، مراسم ازدواج زنان و مردان کرمانج

در حنابندان رسم اين است كه در خانه داماد كمي از همان حنايي كه براي داماد تهيه شده در ظرفي ريخته و يكي از زنان وابسته به خانواده،آن را به خانه عروس مي برد. اين ظرف حنا، بايد با چند هديه مناسب و قيمتي براي عروس ،همراه باشد. در گذشته رسم بر اين بود كه چند سكه ناصرالدين شاهي هم به همراه حنا براي عروس مي فرستادند. در شب حنابندان، تعدادي از همسالان و دوستان عروس به دور او جمع شده و شادي مي كنند. زنان خانواده داماد هم به اتاق دختر هدايت شده و با كسب اجازه از مادر عروس ، حنابندان را شروع مي كنند. پيش از شروع حنابندان، عروس دست راست خود را در حالي كه شال قرمز رنگي بر روي آن انداخته شده بالاي سر قرار مي دهد و حاضران، بخصوص زنان خانواده ي داماد، هر يك به فراخور حال، هديه اي در كف دست او مي گذارند(قبلاً بيشتر، سكه هاي طلا و نقره بود) بعد، يك نفر سكه ها را گوشه چارقد عروس مي بست و حنابندان آغاز مي شد.

 درطول مدت زماني كه حاضرين مشغول حنابستن به دستهاي عروس بودند، برخي از زنان آواز مي خواندند و شعرهايي كه مي خواندند اغلب چند پهلو و طعنه آميز بود، مثلا خواهر عروس مي گفت: «دختر ما را به التماس برديد» و خواهر داماد مي گفت: «باالتماس، دخترتان را به ما داديد». سپس به مهمانان شام داده مي شد و پس از حنابندان، دختر و پسر رسماً نامزد يكديگر به حساب مي آمدندو از همين روز عروس به رسم  احترام، صورت خود رابه هنگام روبه رو شدن با بستگان داماد مي پوشانيد و با آنان طرف صحبت نمي شد و هرگاه در كوچه كسي از خانواده داماد را مي ديد، چنانچه راه گريزي داشت، از چشم او دور مي شد و گوشه چادر خود را طوري روي سر قرار مي داد كه صورتش معلوم نشود و در صورتي كه سوالي از وي مي شد فردي را واسطه قرار مي داد و اگر به چنين كسي دسترسي نداشت، با اشاره به پرسش ها پاسخ مي داد. اين وضعيت، در گذشته گاهي تا تولد چندين فرزند نيز ادامه مي يافت و داماد نيز سعي مي كرد با پدر عروس مواجه نشود و چنانچه براي ديدن عروس به منزل آنها مي آمد       مي بايست پاسي از شب گذشته به منزل يكي از نزديكان عروس مانند خاله يا خواهر او         مي رفت. او هم به مادر عروس خبر مي داد تا جايي براي ديدار عروس و داماد تعيين             مي كردند؛ آن هم به اين شرط كه پدر و برادران عروس بويي از قضيه نبرند و قبل از اذان صبح نيز مي بايست داماد، عروس را ترك كرده به منزل خود باز مي گشت. البته، گاهي داماد با انداختن چند پاره سنگ به پشت بام خانه يا چادر عروس، حضور خود را اعلام مي كرد.

در فاصله نامزدي تا عروسي هر قدر هم طول كشد، داماد موظف است هنگام فرا رسيدن جشن هاي ملي  و مذهبي چيزهايي از قبيل قند، برنج و روغن، همراه هداياي قيمتي به خانه عروس بفرستد. البته، خانواده عروس نيز خنچه داماد را خالي بر نمي گرداندند و معمولاً يك قواره پارچه پيراهني براي داماد در آن مي گذاشتند. به اين ترتيب مراسم ازدواج يك زوج را انجام مي دادند.

گزیده ای از اشعار چند شاعر جوان کورد در خراسان

اکتبر 18, 2007

شاعران، نویسندگان و دانشجویان کورد، زبان اجداد و نیاکان خویش در جامعهء کوردی (کرمانجی) خود هستند. آنان پرچم تبلور فرهنگ و هویت ملیتی و کوردایتی خود را که از تاریخ سرافراز و پر افتخاری برخوردار است، بصورت پویا و خلاق و بالنده در دست گرفته و با شعف و شوری وصف ناپذیر آن را به اهتزاز در می آو‌رند. امروز جوانان به کورد بودن و صحبت کردن به زبان مادری خود عشق می ورزند و فکورانه به این خودباوری مباهات می کنند.

حسین تقدیسی


(
چه ند  سئ  خشتێ)


 سالان  سالان  تئ  ژه  زێنه
 خنه نینئ  ده ست  وه  خێنه
شوونا  بسكان  ته وه رزێنه   
         ** *
ژه  من دوور  بوو مه رالا من
هيشك بوو كانيا  نالێنا من
ئه مان ته دانی مالا من
       ** *
تئڕێ  بارێ  له زاوئ  دوور
هه ستێ یئ  يارئ  بوونه هوور
بوومه  ئيزنگئ  ناڤ  ته ندوور
          ** *
محمد خاكشور


( چند چهار خشتي )

ناتێ قومرێ له سه ر داران ده خوينم
ناڤێ ته  سه د هه زار جاران ده خوينم

به ره ف ده كه م  روێێ ده ردێ دلێ خوه

شه وئ تارێ سه وا چێكان ده خوينم
                ***
خه راو كر دڵ مالی  من گشتئ زانن
ئالش كرێيه حالی من گشتئ زانن
ناوينم ئه ز  وه خا  ره نگێ رويئ خا
جێنارئنه  كه لئ  من گشتئ زانن                  
                ***
ژ ه جه م  تا  توچووي خێنو  دلئ   من
له ناڤ چول و چيان دێنوو دلئ  من
وه گه ر جارئ  بوێن  چه رئ  ژه ده ست ته
برێن بوو خالئ بوو  شينوو دلئ من  
سا چرا ؟
             **  *
حسين قياس آبادی

كه شكا  ده هات  ژه چێای  ژووردا  خئجاو
كه شكا  ده بووم  سا  خه لكێ  خوه جان فه دا

 رابونێ  ده ستێ  خوه  بئ هه ڤ  ده نێ

جارئ  ژێ  ده ستێ  خوه هئل ده  سا منرا
ئوستوون  و كوێن  خاتره نه  سا مه را
قافلێ  رئ  خاركر و چوو ژه  ڤ را
گوێنێ  و هه فشانئ  چێیان ته ی  بوونه
ڤئخئ ننئ  وه عه قلێ  خوه  ڤئ  چئ را
خه لكێ  بشووندا مای  ژه  مه  گشتێ  چوون
جايلئنه  كورد راكه تنه  ساچرا  ؟
ناس  ناكه نێ  ئه م  باڤ و باڤ كالێ خوه
بئ  ره گ  و بئ رێشه  بوونئ  ساچرا ؟
ساته كئ ‌ تو هووشێ  خوه  له كار خنه
رابو دو چاڤئ  خوه  ڤه كه  تو برا

پرس كه  ژه ڤئ  دونيای  بئ ناڤ و نه نگ
تونه نه  مه گه ر  پاره کێ  ڤی  تو یپه را ؟

 

                 ** *


عليرضا سپاهي (از لايين)


((بهاره ))

بان دكه مه  بهاره جان  بهاره جان !
ناڤی  ته  سه وا  مه را  غنيمه ته
ناڤی  ته  سا مه را عه لامه ته
گه ر چي له چيي نه مه
هه ر چي تيننه دونٍٍٍٍٍي  ديينه مه
 ژه شوني خزين گشتي خوين و برين !
گه رچي چند ساله ئازگار
مه  نه دي  بهار
ناڤی  ته بهاره جان  بهاره كه
به ژني  ته چناره كه
هر كيژان  ژه چاڤینه  ته  مه راره كه
سا  دلي مرا  قراره كه
بان دكه م  بهاره جان  بهاره جان !
سا  دلێ  منێ  برێن
مينا  چيره مان  بكه ن  مينا  بلبلان  بخوين!
چار فصلئ  سالئ  سا  مرا  بمێن !
ناڤی  ته  غه نێمه ته
ناڤی  ته  ئه لامه ته
بان دكه مه  بهاره جان  بهاره جان !
نازنين خزان !
قدرئ  ناڤی خوه  بزان !     
           *
*  *

 +شاخص های زبان و قالب شعر کرمانجی

+ضرب المثل های کرمانجی

+ماجرای عاشقانه جعفرقلی زنگلی و ملواری

+مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

+مکان تکلم زبان کرمانجی

 انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان

وضعيت اجتماعي خراسان شمالی

اکتبر 17, 2007

 جاذبه های اجتماعی استان خراسان شمالی بخش مهمی از دیدنی های این منطقه را تشکیل می دهند. استان خراسان شمالی از نظر اجتماعی یک دست نبوده و محل زندگی اقوام گوناگون است. قومیت های مختلفی در استان خراسان شمالی زندگی میکنند که از جمله آنها می توان : قومهای کرمانج ، تات ، ترک ، ترکمن ، کرد ، اقلیتهای بلوچ ، عرب، لر و فارسهای مهاجر را نام برد. وجود قومیت های گوناگون و فرهنگهای متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسیاری در جاذبه های اجتماعی این سرزمین شده به طوری که هریک از اقوام یاد شده دارای آداب و رسوم ، جشن ها ، آیین های گوناگون و مراسم ها و غذاهای محلی خاص خود هستند . لباسهای محلی و رنگارنگ اقوام مختلف ، شیوه ییلاق و قشلاق عشایر استان خراسان شمالی و آداب و روسم خاص آنها همواره برای بازدیدکنندگان و گردشگران اجتماعی جذاب و دیدنی است . جشن ها و آیین های محلی بر اساس آداب و رسوم هریک از اقوام در این استان برگزار می شوند؛ از دیگر جاذبه های اجتماعی منطقه به شمار می آیند و در کنار غذاها و خوراکی های لذیذ این دیار ؛ نقش مهم و قابل توجهی را در جلب رضایت گردشگران ایفاد   می کنند.  

+شرحی بر تاریخ و فرهنگ استان خراسان شمالی

+تاريخچه كشتي باچوخه در خراسان شمالي

+حرکت تاريخي کرد به خراسان واقع در شرق ايران

+دولت صفوی و تقویت مرزهای خراسان

تصاویری از اولین زن راننده تاکسی

اکتبر 16, 2007

تصاویری از اولین زن راننده تاکسی

آهنگ شوان از مظفر حمیدی

اکتبر 15, 2007

ما دانلود این آهنگ زیبا را به شما پیشنهاد می کنیم . و از شما می خواهیم که حداقل یک بار این آهنگ را گوش دهید

و مانند ما شیفته این آهنگ و موسیقی کرمانجی شوید .

باید بگویم که چوپانی و شبانی در بین مردم کرمانج کاری بسیار بزرگ است .

یاری م ه زانه از شووا نم                          له ور کریه میا نم

یارم می داند که من چوپانم                        گوسفندان را من به صحرا می برم

                           سر گر دان از له چیا نم

                          در کوه و دشت سرگردان هستم

+دانلود اهنگ شبان ( شوان )

+آهنگ های خراسان شمالی ( الله مزار )

+مموستا حاج قربان سلیمانی خواننده و بخشی کرمانج

+علی يزدانی ُ حسين ببي و عيسی قلی پور ( خوانندگان کرمانج )