تاريخ مختصر شهرستان بجنورد

در پست های قبلی درباره خراسان شمالی به معرفی این استان پرداخته شد و حال اینک به معرفی مرکز این استان یعنی شهرستان بجنورد می پردازیم.

پيشينه و سابقه تاريخي منطقه بجنورد بر اساس پژوهشهاي باستان شناسي و مطالعات اسناد و مدارك تاريخي و به استناد غارو تپه هاي مكشوفه به 5000  سال پيش مي رسد و نيز  ويژگيهاي سفالهاي مكشوفه بجنورد  با مشخصات سفالهاي چشمه علي دامغان و تپه حصار برابري مي كند در طي اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول قبل از ميلاد در سرتا سر منطقه بجنورد از جرگلان تا دشتهاي مانه و سملقان اقوامي با مشخصات سفال خاكستري سكونت داشته اند .درهمين زمان در بخش مانه و سملقان ، تپه هاي خان و شهر آوا نيز  اقوامي ساكن بوده اند  .

در دوران ماد و هخامنشي » پرثوه » يا پارت مشتمل بر شمال خراسان و قسمتي از مازندران كنوني و يكي از ساتراپي هاي  20 گانه بوده و بجنورد بخشي از ساتراپي پارت بوده است . از دوران اشكانيان 27 زيستگاه در شهرستان بجنورد شناسايي شده است  و به استناد كتب معتبر از جمله كتاب » ايران باستان »  نوشته مرحوم پيرنيا و كتاب «تاريخ سيستان و حواشي آن» به قلم مرحوم بهار,  بجنورد جزو ولايات پارت محسوب مي شده است . شهر چرمغان متصل به جنوب شهر كنوني بجنورد كه در دوره مغول ويران شده يادگارهاي دوران ساساني را در خود دارد . آتشكده اسپاخو نيز متعلق به همين دوران است . بعد از ظهور اسلام با باز شدن دروازه هاي ايران بر روي اين دين مبين , اين شهرستان نيز هم جهت با ديگر نقاط تحت تاثير  فرهنگ انسان ساز اسلام قرار گرفت . در سالهاي آغازين قرن دوم هجري اين منطقه جزئي از قلمرو طاهريان محسوب مي شد .


 در دوران اسلامي قسمتهاي عمده اي از منطقه بجنورد آباد و مسكوني بوده است كه در سفرنامه هاي معروف
مثل سفرنامه » ابودلف » و كتاب » نزهه القلوب «حمدا
مستوفي به  گوشه هايي از سابقه تاريخي اين منطقه در دوران اسلامي اشاراتي رفته است .

در نيمه هاي قرن سوم هجري با تسلط دولت صفاريان بر طاهريان راه  يورش يعقوب ليث به مناطق طبرستان از
منطقه بجنورد مي گذشت .

پس از عصر درخشان سامانيان و روي كار آمدن تركان سلجوقي كه از نواحي شمال شرقي به ايران حمله ور شدند ,
منطقه كنوني  بجنورد نيز تحت تائير اين هجوم قرار گرفت  . با استفاده از آشفتگيهاي پايان عصر سلجوقي ,
دولت خوارزمشاهيان در شمال خراسان بنياد نهاده شد و مسلم است كه اين تغيير و تحول سياسي نمي توانست بر منطقه بجنورد بي تاثير  بوده باشد .

به ا ستناد پژوهشهاي باستان شناسي و بررسيهاي تاريخي طي قرون 5 تا7 هجري قمري قسمت اعظم بجنورد مسكوني بوده كه  شهرهاي عظيم وگسترده اي ازاين دوره در نقاطي همچون عزيز آباد و كهنه كند و در
حمله مغول صدمات فراواني ديده و بكلي با خاك يكسان مي شوند . منطقه بجنورد در سالهاي پاياني قرن هشتم هجري در معرض لشكر كشي تيمور قرار مي گيرد . بعد از تيمور جانشينان او توجه زيادي به خراسان مي نمايند كه اين توجهات بر اوضاع سياسي و اجتماعي و فرهنگي اين شهرستان بي تاثير نبوده است . در آغازين سالهاي قرن دهم با ظهور صفويه بر اثر غلبه ارتباطات فرهنگي و اقتصادي , ثبات و آرامش بر اين منطقه مستولي مي گردد و نواحي شمال خراسان روند ترقي و آباداني و پيشرفت را طي مي نمايد .

وجود كاروانسراهاي متعدد از جمله رباط قلي ، رباط عشق و رباط قره بيل در اطراف بجنورد و در جاجرم كه جديدا به شهرستان ارتقا يافته ، نشان دهنده اين امر مي باشد . در اين دوره مرزباني و ايجاد استحكامات مرزي مورد توجه قرار
مي گيرد كه  با اسكان كردهاي مغرب ايران در اين منطقه , كم و بيش از تهاجمات اقوام غارتگر به شمال ايران جلوگيري به عمل مي آيد . در نيمه اول قرن دوازدهم و بعد از سقوط دولت صفوي اقوام غربي خراسان زمينه هاي رونق و ترقي دهات و شهرهاي ناحيه را فراهم مي نمايند  و بايستي زمينه استقرار شهرهايي  مثل بجنورد در شمال خراسان در زمان افشاريه فراهم شده باشد . شهر بجنورد  در عصر قاجاريه مورد توجه پادشاهان قاجار قرارمي گيرد و حكمرانان اين شهر لقب ايلخاني مي يابند.

شهرستان بجنورد با توجه به قدمت و پيشينه اي كه دارد  داراي آثار و امكنه تاريخي فراوان است كه تا كنون
حدود 135 اثر و بناي تاريخي  آن به ثبت رسيده است .

+ آغاز کوچ پائیزه عشایر شمال خراسان

+ طنين موسيقي كرمانجي، تجلي باورها و اعتقادات كردهاي خراسان شمالي

+مراسم خواستگاري در ميان ايلات كرد شمال خراسان

+وضعيت اجتماعي خراسان شمالی

+شرحی بر تاریخ و فرهنگ استان خراسان شمالی

+تاريخچه كشتي باچوخه در خراسان شمالي

+دولت صفوی و تقویت مرزهای خراسان

فهرست زير شامل برگزيده اي از ابنيه و آثار شناسايي شده شهرستان بجنورد است

رديف

نام آثار و ابنيه

موقعيت

قدمت

1

بقعه امام زاده سيد عباس ابن موسي الكاظم (ع)

شهر بجنورد

اسلامي

2

تپه معصوم زاده ( شهر مدفون چرمغان )

=

ساساني

3

آيينه خانه

=

قاجاريه

4

عمارت مفخم

=

قاجاريه

5

مقبره مهاك خان( قيام به سال 1304 هـ ق  )

=

6

حسينه جاجرمي ها

=

7

كاروانسراي سردار

=

8

كهنه كند

مغرب بجنورد

9

كوشك علي آباد

روستاي علي آباد در شمال بجنورد

تيموري

10

بناي قديمي بش قارداش

6 كيلومتر جنوب بجنورد

قاجاريه

11

امام زاده لنگر

روستاي لنگر درغرب بجنورد

اسلامي

12

آتشكده آسپاخو

روستاي اسپاخو سملقان

تيموري

13

بقعه شيخ رازي

راز

14

مقبره سيد بزرگ

حصارچه جرگلان

15

سردار كرپشتلي

كرپشتلي جرگلان

16

محوطه تاريخي اورتاكي

جرگلان

17

كهنه قلعه ارنا باي

جرگلان

18

ارگ راستقان

روستاي راستقان مانه و سملقان

19

بناي شاهزاده حميد

روستاي راستقان مانه و سملقان

20

خرابه هاي حمام زرد كاستان

روستاي زرد كاستان          =

21

بناي باستاني كلاته زو

                                         =

22

امام زاده زمان صوفي

روستاي زمان صوفي           =

23

پل قديمي كيكانلو

روستاي كيكانلو                 =

24

كهنه قلعه محمد آباد

روستاي محمد آباد             =

25

محوطه باستاني ملا بابا

26

دهكده دراقانلو

27

كلاته آقا نبي

28

تپه امام زاده دلاور

29

امام زاده گيفان

30

امام زاده نبي غلامان

31

قزلار قلعه گرمخان

32

قلعه كوه بيگلر

روستاي گرمخان

33

حمام چناران

روستاي چناران بخش مركزي

34

امام زاده اسفيدان

روستاي اسفيدان          =

35

قلعه اولر

 

 

Advertisements

برچسب‌ها: , ,

بدون پاسخ to “تاريخ مختصر شهرستان بجنورد”

  1. علی رضا - نورآباد فارس Says:

    به فریاد همنژادان کُرد خود در نقده بشتابید:
    نویسنده: علی رضا – نورآباد فارس
    ای مردم با شرف کرد نقده گرمترین سلام من را پذیرا باشید من در حالی این نامه ی گلایه آمیز را می نویسم که کم کم شهر نقده خالی از جمعیت کرد می شود و کم کم مردم کرد نقده شهر را ترک می کنند و میدان را برای ترکان مهاجر خالی می کنند من واقعاَ از هم وطنان و برادران کردتان در شهرهای دیگر کردستان و هم چنین از همشهریهایتان در خود شهر نقده اننقاد داشتم و آن اینکه چرا شما این قدر بی مبالات هستید و با دست خودتان کاری می کنید که هم دولت و هم ترکها از این موقعیت سوء استفاده کنند و با انقلابی سفید کردهای این مرز و بوم را بیرون کنند. شهری که ناموس ملی و تاریخی و فرهنگی شما می باشد شهری که از نظر داشتن زمینهای کشاورزی دارای حاصلخیزی بسیاری می باشد تا جاییکه با زمینهای کشاورزی خوزستان برابری می کند جدا از منابع طبیعی دیگری که دارد. شهری که اگر کردها آنها را با دست خود به ترکها واگذار نمایند بزرگترین خیانت تاریخی و فرهنگی و ملی و کردیت در جهان خواهد بود. شهری که اگر ترکان مهاجر آن را بطور کامل غصب کنند مثل این است که قوانین نظام طبیعی الهی به هم می ریزد ترکها متعلق به این سرزمین نیستند آنها مهاجران وحشی هستند که به گرگهای انسان خور مشهورند و دوباره می خواهند دوران مغول و تاتار را برای ایرانیان زنده کنند به نظرم این بزرگترین جنایات تاریخ در قرن بیست و یکم خواهد بود اگر کردها در این زمینه سهل انگاری نمایند.البته در این رابطه چندین راهکار به نظر می رسد که کردها باید بدان توجه کنند که در زیر به آن اشاره می کنیم:

    1- برای جلوگیری از تهاجمات گرگهای انسان خور ترک- بایستی کردها در وهله ی اول از شهر نقده شروع کنند و آن جمع آوری مسالمت آمیز امضا و بیاننامه و … در اعتراض به آن و ارجاع آن به مقامات بالا. بطوریکه نه یک بار و دو بار بلکه تا می توانند از طریق شخصیتهای بانفوذ دولتی اقدام به این کار نمایند و ناامید نشوند.
    2- شهرهای دیگر استان مثل مهاباد و پیرانشهر و بوکان و اشنویه و سردشت از طریق نمایندگانشان در مجلس و یا سایر ادارات و شخصیتهای بانفوذ دولتی اقدام به اعتراضی مسالمت آمیز نموده و مسولان را از این محرومیتی مناطق کردنشین نقده و عملکرد ترکها و مسولان اداری شهر نقده و حتی استانداری ارومیه آگاه و یادآوری نمایند.
    3 – و یا اینکه مردم شهرهای کردنشین مذکور هم به جمع آوری امضا وبیاننامه و … اقدام کنند و آن را به مقامات بالای کشور مثل دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله حامنه ای و یا ریاست محترم حمهوری آقای دکتر احمدی نژاد عزیز ارجاع دهند در ضمن کردها باید بطور سیاسی عمل نمایند و احساسی برحورد نکنند و بار اول و دوم که جواب نگرفتند دست نکشند بلکه مرتب و بطور مداوم از طریق نمایندگانشان و یا شخصیتهای نفوذی دولت این کار را انجام دهند.
    4- دانشجویان محترم کرد دانشگاهها مخصوصاَ دانشگاههای استان شروع به اعتراضات مسالمت آمیز و تحصن دسته جمعی و تحقیقات میدانی نموده و از این طریق اعتراضات مدنی شان را به مقامات بالای حکومتی برسانند من مطمئنم اگر دانشجویان دست بکار شوند خیلی بهتر است به همین خاطر از دختران و پسران دانشجوی کرد تقاضا مندم که در این زمینه نهایت کوشش خود را به عمل آورند و با تشکیل انجمنهای وابسته به دولت این کار را بکنند زیرا ممکن است کمی مشکل ساز باشد.

    5- در ضمن روشنفکران کرد ( مخصوصاَ روشنفکرهای کردی که حالا در ایران نیستند ) بایستی این مساله را به جوامع بین المللی و سازمان ملل و یا از همه مهمتر به سازمانهای حقوق بشر و NGO ارجاع دهند و این مساله را بین المللی کنند. البته این بر عهده ی نشریات کردی هم در خارج می باشد.
    6- آگاهانیدن کردهای ایلام و کرمانشاه و خراسان که شیعه هستند و بیشتر از کردهای سنی می توانند بانفوذتر در کارهای دولتی باشند – بدین معنی که دانشجویان و کارمندان کرد دولت بایستی این مسولیت را بپذیرند. مطمئن باش کردهای ایلام و کرمانشاه اگر بدانند که کردها تحت ستم ملی هستند به یاری تان جهت جمع آوری امضا و … اقدام می کنند و راهپیماییهای مسالمت آمیز نشان می دهند. البته به شرطی که دین و مذهب را کنار بگذارید و این مساله را زنده نکنید پس محض رضای خدا مساله ی مذهبی را پیش نکشید هر چند می دانم کردهای استان جعلی آذربایجان غربی چندین سال است دین و مذهب را در برخورد با برادران کردشان کنار گذاشته اند.
    7- اتحاد نمایندگان شهرهای کردنشین استان با نمایندگان کرد شهرهای استان ایلام و کرمانشاه و کردستان و خراسان در این زمینه- بدین معنی در انتحابات مجلس شورای اسلامی که قرار است نمایندگانی انتخاب شوند واجب و ضروری می باشد که این مساله را در آینده مطرح کنند و پیگیر باشند و کاری کنند که این مساله را آنقدر در مجلس مهم و جدی بگیرند که حتی به رسانه ای خارج هم خطور کند و انعکاس داده شود و خارجیان آن را در خبرهایشان تحت پوشش قرار دهند. و در تلویزیونهای ماهواره ای آن را پخش کنند. این بند خیلی خیلی مهم می باشد.
    8- کردهای استان کردستان و کرمانشاه بایستی اول به مقامات تذکر دهند و بگویند که در صورت ادامه کردستیزی در نقده و محمدیار -ما هم نسبت به ترکهای 5 درصدی استان کردستان و کرمانشاه رفتار ترک ستیزی داشته و از این مساله چشم نمی پوشیم و ما هم حق داریم که چنین شهرکهای کردنشینی در مناطق ترک نشین استانهای مذکور ایجاد کنیم. مطمئن باشید مفید واقع می شود حد اقل ایران در چنین موقعیتی که در آستانه ی جنگ با آمریکاست و کلی مشکلات و چالشهای خارجی و داخلی دارد باعث توقف روند کردستیزی در منطقه ی نقده یا شهرهایی مثل ارومیه و ماکو و سلماس و … می شود. البته در این زمینه همکاری دولتمردان کرد استانهای مذکور خیلی ضروری است.

    9- بازگشتن کارمندان دولتی و آموزگاران و معلمان و مردم دیگر عادی کرد که زمانی ساکن نقده بوده اند- تا برای کردهای داخل شهر دلگرمی شده و از روند مهاجرت تدریجی از شهر متوقف شود.
    10 – سرمایه گذاری نمایندگان هر چهار استان مذکور در این مناطق و تشویق سرمایه داران دیگر شهرهای کردنشین مخصوصاً کردهای مرکز- تهران- که سرمایه و بودجه کافی دارند ) جهت خرید زمین و بهبود اوضاع مناطق فقیر و زاغه نشین شهر نقده- اگر نمایندگان کرد و سرمایه داران روشنفکر و آگاه شده به مسایل ملی خود خواستار خدمات رسانی به کردهای شهر نقده و فشار آوردن به شهرداری و فرمانداری و حتی استانداری استان باشند مفید واقع می شود.
    11- دانشجویان کرد باید با ارایه ی پایان نامه های دوره های مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و حتی دکترا در رشته های تاریخ و جامعه شناسی و روانشناسی و جمعیت شناسی و ادبیات سعی در شناساندن این فجایع نموده و استادان و روشنفکران فارس و بلوچ و عرب را هم آگاه نمایند. بایستی این آسیب شناسی بطور جدی در این منطقه صورت گیرد.
    12 – نمایندگان کرد باید نمایندگان بلوچ و عرب و گیلکی و لر را هم از این چالش آگاه نمایند و سعی کنند آنها را در این زمینه با خود همراه کنند.

    13 – اهمیت دادن به این خطر بزرگ از جانب نمایندگان و کارمندان دولتی و مخصوصا دانشجویان و انعکاس مداوم آن در روزنامه ها.
    14 – عدم معامله و خرید و فروش با ترکهایی که قصد تخریب و خیانت را دارند.
    15- سعی در رشد جمعیت روستاهای اطراف نقده و محمدیار و افزایش ساخت و ساز در روستاهای مذکور – این راهکار نسبتا خوبی می باشد هرچند زیاد آسان هم نیست که در روستاهای نزدیک نقده و اطراف محمدیار، کردهای وطن پرست و هویت طلب روستاهای دیگر شهرهای کردنشین با رفتن به آنجا و ساخت منزل و اماکن مسکونی سعی در وحشت ایجاد نمودن میان ترکها و در نهایت ترس ترکها از ادامه ی این روند و در نهایت ناامید نمودن آنها در افزایش ساخت و ساز در شهرک قلابی محمدیار نقده.
    16 – کردهای هویت طلب و ملی کرد زمینه ای را فراهم کنند که کردهای خراسان را جهت خرید زمین با قیمت ارزان تشویق نموده و آنها را به ساخت و ساز در روستاهای اطراف آن تشویق نمایند البته چون شیعه هستند زود به ثمره می رسد. البته هرجند این راهکار خیلی محتمل به نظر نمی رسد ولی کردها سعی کنند اگر هم نتوانستند ضرری که به آنها نمی رسد البته این مساله باید از طریق دانشجوها صورت گیرد.
    17 – نام نهادن وبلاگها و سایتهای بیشتر به نام نقده از طرف کردها و حتی گرفتن مجوز و نشریه ی کردی به نام نقده خود بی تاثیر نیست. در ضمن ادامه و پیگیر نمایندگان استانهای ایلام و کرمانشاه و کردستان و کردهای خراسان جهت تشکیل استانی به نام کردستان شمالی یا مکریان و همراه نمودن نمایندگان اقلیتی عرب و بلوچ و لر و گیلکی نسبت به این طرح- در اینجا از نمایندگان و مردم هر چهار یا پنج استان کردنشین تقاضامندم که جهت تسریع این طرح به بیاننامه و جمع آوری امضا و … اقدام کنند.

    18 درد دل با کردها و دانشجوهای کرد نقده و زنده کردن جنایات نقده و قارنا در محیط روشنفکری و دانشجویی باعث تعصب نسبت به شهر اصیلشان نقده شده و حداقل از ادامه روند کرد ستیزی و مهاجرت کردها از شهر اصیلشان نقده جلوگیری می شود.
    19 – تبادل نظر با تمام اقشار کرد نقده و ارائه ی کنفرانسها و فستیوالهای ادبی و فرهنگی و جامعه شناسی کردی و برگزاری آنها به جای شهرهای دیگر کردستان در شهر نقده ضروری می باشد.
    20 – از محققان کرد تقاضامندم که به تحقیقات فرهنگی و تاریخی و از همه مهمتر جمعیتی در گذشته در این مناطق بپردازنند و تا زمانیکه اشخاص پیر و سالخورده زنده اند از آنها در مورد ترکیب جمعیتی این شهر و کل استان بپرسند و به عنوان سند قابل اعتبار که مطمئنم در قوانین بین المللی مفید واقع می شود اقدام کنند. راهکار زیادی در نظر دارم ولی فعلاً اینها راهکار اساسی هستند که باید در نظر گرفته شود. موفق و پیروز و سربلند و ترک ستیز باشید. ) البته منظورم ترکهای تندرو و افراطی که از کشورهای همجوار خط می گیرند منظورم است.

  2. محمد Says:

    مدیر وبلاگ عزیز از اینکه نظرات علی رضا را در وبلاگت درج نموده ای بسیار سپاسگذارم من خودم نقده ای هستم و از احساسات دوستانه شما کردهای خراسانی همیشه کردستانی ام و علی رضا متشکرم. لطفاَ این بیاننامه را در بین دانشجویان پخش کنید تا در ایران عزیز که هرگز قصد جدایی از آن را نداریم به ژنوساید سفیدی که در انتظار شهرم است دچار نشویم. آفرین بر برادران کردم و فارسهای دلسوزی مثل علی رضا و شهین بروجردی و … که در رابطه با نقده مطلب می نویسند. ترا خدا یه کاری کنید ترکهای نژاد پرست که از آذربایجان شوروی تحریک می شوند دارند ما را از شهر بیرون می کنند دیروز بود که در همسایه یگی ما دو خانواده به مهاباد نقل مکان کردند. باور کن آنقدر گریستم که حتی ترکهای همسایه ام دلشان به حالم سوخت و همراه خانواده ی کٍرد همنژادم به دلجویم پرداختند و من که دخترشان دوست دخترم می باشد آنقدر با همدیگر گریستیم و در پایان بهش گفتم ترا خدا شهر را ترک نکنید ما که پولی نداریم مثل شما به مهاباد بیاییم و در آنجا خانه بخریم ترا خدا نگذار پدرت این شهر را ترک کند هر چند نیشتمان در جوابم گفت که پدرش کار و کسبی ندارد تازگی در شهرداری به خاطر حس وطن پرستی اش و با دروغ نسبت دادن وی به پ ژ ا ک از جانب ترکها از کار اخراج شده و آنها به خاطر اینکه تمام فامیلهایشان در مهاباد هستند و شرکت خصوصی دارند و برای پدرش کار پیدا کرده اند مجبورند به مهاباد نقل مکان کنند و بعد به من گفت که محمد جان ناراحت نباش در آینده ای نزدیک در همین شهر جشن عروسیمان را به کوری دشمنان ترکمان برگزار خواهیم کرد و هیچ گاه در این شهر که سرزمین آبا’ و اجدادمان می باشد تنهایت نخواهم گذاشت و با عشق و علاقه و دوستی و صمیمیتمان شهرمان را هم آباد خواهیم کرد و تا آخرین قطره در این شهر خواهیم ماند مطمئن باش دوستی و عشق ما فراتر از اینها می باشد که ترکها خیال می کنند که کردها شهر را ترک می کنند کور خواندند و مرتب با هم ارتباط تلفنی خواهیم داشت. آری این است سرنوشت من و صدان کرد دیگر در این شهر ژنوساید سفید زده خدایا به کمک برادران کردمان در کردستان و خراسان و کرمانشاه و ایلام و استان همیشه جعلی آذربایجان غربی به دادمان برس.

  3. محمد Says:

    مدیر وبلاگ عزیز از اینکه نظرات علی را در وبلاگت آورده ای بسیار ممنونم من خودم نقده ای هستم و از احساسات دوستانه شما- ای کردهای خراسانی همیشه کردستانی ام – و علی رضا متشکرم. لطفاَ این بیاننامه را در بین دانشجویان پخش کنید تا در ایران عزیز که هرگز قصد جدایی از آن را نداریم به ژنوساید سفیدی که در انتظار شهرم است دچار نشویم. آفرین بر برادران کردم و فارسهای دلسوزی مثل علی رضا و شهین بروجردی و … که در رابطه با نقده مطلب می نویسند. ترا خدا یه کاری کنید ترکهای نژاد پرست که از آذربایجان شوروی تحریک می شوند دارند ما را از شهر بیرون می کنند دیروز بود که در همسایه یگی ما دو خانواده به مهاباد نقل مکان کردند. باور کن آنقدر گریستم که حتی ترکهای همسایه ام دلشان به حالم سوخت و همراه خانواده ی کٍرد همنژادم به دلجویم پرداختند و من که دخترشان دوست دخترم می باشد آنقدر با همدیگر گریستیم و در پایان بهش گفتم ترا خدا شهر را ترک نکنید ما که پولی نداریم مثل شما به مهاباد بیاییم و در آنجا خانه بخریم ترا خدا نگذار پدرت این شهر را ترک کند هر چند نیشتمان در جوابم گفت که پدرش کار و کسبی ندارد تازگی در شهرداری به خاطر حس وطن پرستی اش و با دروغ نسبت دادن وی به پ ژ ا ک از جانب ترکها از کار اخراج شده و آنها به خاطر اینکه تمام فامیلهایشان در مهاباد هستند و شرکت خصوصی دارند و برای پدرش کار پیدا کرده اند مجبورند به مهاباد نقل مکان کنند و بعد به من گفت که محمد جان ناراحت نباش در آینده ای نزدیک در همین شهر جشن عروسیمان را به کوری دشمنان ترکمان برگزار خواهیم کرد و هیچ گاه در این شهر که سرزمین آبا’ و اجدادمان می باشد تنهایت نخواهم گذاشت و با عشق و علاقه و دوستی و صمیمیتمان شهرمان را هم آباد خواهیم کرد و تا آخرین قطره در این شهر خواهیم ماند مطمئن باش دوستی و عشق ما فراتر از اینها می باشد که ترکها خیال می کنند که کردها شهر را ترک می کنند کور خواندند و مرتب با هم ارتباط تلفنی خواهیم داشت. آری این است سرنوشت من و صدان کرد دیگر در این شهر ژنوساید سفید زده خدایا به کمک برادران کردمان در کردستان و خراسان و کرمانشاه و ایلام و استان همیشه جعلی آذربایجان غربی به دادمان برس.

  4. کرمانج و کرد Says:

    […] خراسان شمالی به مرکزیت شهر بجنورد یکی از استان‌های کشور ایران است. این استان با مصوبه […]

  5. احمد Says:

    خيلي خوشحال هستم كه با وب شما اشنا شدم با تبادل لینگ چطوری منتظرم موفق باشين

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: