» شاهنامه ي کردي ( برزو نامه )

رستم و بُرزو » بُرزو نامه « ترجمه از زبان كُردي و ويرايش : منصور ياقوتي پيشگفتار نزديك به پنجاه سال پيش در روستاي زادگاهم » كئونان« ، ميرزاي آبادي ، شب هاي برفي و سنگين و در كنار كرسي ، با آوازي غريب و شگفت كه انگار از اعماق آسمان و ژرفاي زمين برمي آمد ، براي ما » شاهنامه كُردي« مي خواند .

شيوه شاهنامه خواني ـ رُستم نامه ـ كه ملودي غريبي داشت و هرگز طراوت خود را از دست نمي داد ، مسحورم مي كرد.

در همان ايام كودكي ، گردش روزگار ، من و خانواده ام را به گوشه شهر كرمانشاه پرتاب كرد ، جايي كه ديگر طنين آن آواز جادويي شنيده نمي شد. سرپل حاج مَدتقي ، آن روزگار ، قهوه خانه اي بود كه در آنجا نقال زبردستي شاهنامه فردوسي را مي خواند. من ، روبروي قهوه خانه ، پيش يك خواروبار فروش كار مي كردم. نه ! هرچند نقال زبردست و با احساس ، شاهنامه فردوسي را با قدرت اجرا مي كرد ، اما آن طنين گمشده در ژرفاي تاريخ ، كه گويي از دهان ارواح نياكان ما و بر لبهايشان جاري مي شد ، جايش را به ملودي ديگري داده بود.

در طي نيم قرن زندگي در ايران زمين با همه ي شوربختي ، من به دنبال آن موسيقي گمشده به هر سوراخ سُنبه اي سركشيدم و نوميد و ناكام ، درگير با توفان بنيان كن زندگي شدم. مي دانستم كه شاهنامه ي كُردي اينجا و آنجا ، در گوشه و كنار سرزمين مادري ام كردستان ، به ويژه مناطق كليايي و لكستان و گوران پراكنده شده است و كسي متون پخش و پلا شده را نه گردآوري و نه ترجمه كرده است.

شاهنامه ي كُردي در قالب اشعار ده هجايي و مقفا و به زبان كُردي مناطق كليايي و گوران و لكستان ودر قسمت هاي مجزا تنظيم گرديده مثل : رستم و ديو سپيد ، رستم و برزو يا برزونامه ، بهمن و فرامرز ، رستم و زنون ، رستم و زردآهنگ و جنگ هفت لشكر و … سراينده ي شاهنامه ي كُردي يا » رستم نامه « مشخص نيست چه كسي يا چه كساني اند ؟ مشخص نيست كه حكيم فردوسي شاعر ارجمند و ملي ايران ، داستان هاي شاهنامه را كه احتمالاً در مناطق كُردنشين كشور » ماد « برزبان مردم كُرد جاري بوده گردآوري و با نبوغ شاعرانه ي خود ثبت و تنظيم نموده يا اين كه برعكس ، شاهنامه كُردي با الهام از شاهنامه فردوسي توسي بازآفريني شده است ؟ آبشخور و سرچشمه داستان هاي شاهنامه كدام منطقه جغرافيايي كشور پهناور ايران زمين در روزگار باستان بوده ؟ مشخص نيست ! … اين كه فردوسي فرموده : » كه رستم يلي بود در سيستان « نمي تواند دليل قانع كننده اي براي اهل پژوهش باشد.

همه ي ما مي دانيم كه چه شاهنامه فردوسي و چه شاهنامه كُردي در فراز و نشيب تاريخ اين سرزمين بدست كاتبان كم سواد يا بي سواد ، دستخوش تحريف شده است .

هر كسي به ميل و سليقه شخصي ، بيتي اضافه يا كم و يا واژه اي را حذف و يا برپايه ي ذهنيت خود ابداع نموده و به جاي متن اصلي نهاده. متن كُردي شاهنامه خيلي بيشتر از متن فارسي دستخوش تحريف و تغيير شده است. در همين متن برزو نامه يا رستم و برزو ، علاوه بر اغلاط املايي چشمگير ، لطمه زدن به وزن شعر (وزن شعر كُردي همان وزن اشعار دوران باستان يعني هجايي يا سيلابي مي باشد ) برخي نام ها هم دستخوش تحريف شده از جمله نام مهتر رستم كه از رخش نگهداري مي كرده زرعلي ! ثبت شده ! در برخي از صفحه هاي كتاب به ويژه صحنه هاي نبرد ايرانيان با تورانيان در روزگاري كه دين ايرانيان مهري يا ميترائيسم بوده ، صداي » الله اكبر« مي آيد و صلوات بر رسول و آل رسول ! متن فعلي هيچ گونه شباهتي با متن الحاقي شاهنامه فردوسي مربوط به برزو فرزند سهراب ندارد و متني مستقل است و همين موضوع پرسش هاي تازه و ابهامات جديد مي آفريند.

بر اساس پژوهش هاي دانشمندان مغرب زمين ، رستم سلحشوري بوده مربوط به دوران ماد كه موجب وحدت ايران زمين مي شود. در سر راه » بيستون « به شهرستان » سنقر« تنگه اي وجود دارد كه انتهايش به شهر قديمي و باستاني » دينور« (كه گويا به دست هلاكوخان مغول به كلي تخريب مي گردد ) منتهي مي شود .

كوهي كه در مشرق تنگ قرار دارد » هُژير« نام دارد. ميان تنگه چشمه اي مي جوشد به نام » چشمه سهراب« و آبادي به همين نام . در دشت دينور ابتداي جاده سنقر ، آبادي كوچكي در حاشيه دشت قرار گرفته به نام »كركسار« همچنين نزديك شهر باستاني » سَئَنَه « روستايي به نام » سمنگان« وجود دارد كه به دينور نزديك است. در مغرب كرمانشاه » زواره « كوه قرار دارد و در منطقه » هوزمانَوَند « ، پشت كوه سفيد كرمانشاه در » لكستان« سنگ بزرگي قرار دارد كه چشمه اي در كنارش مي جوشد و در دل سنگ اتاق بزرگي تراشيده شده و» سان روسم« يعني سنگ رستم نام دارد .

تمام اين نام ها در شاهنامه ي فردوسي آمده است. باري ترجمه متن رستم و برزو شايد بتواند به پژوهشگران كمك نمايد كه گوشه تاريكي از تاريخ پُربار ايران روشن شود.

درترجمه سعي شده كه متن ا ثر دستخوش تغيير و تحريف قرار نگيرد. توصيفات تكراري حذف شده ، نام مهرجهان سوز در متن ، چندجا جهان افروز ، مهرماه صورت يامهرمه لقا قيد گرديده. صرف نظر از دخالت كاتبان كه منجر به سستي پاره اي از ابيات ، تكرار صحنه ها ، ضعف آشكار ادبيت اثرشده مضمون از انسجام ، يكدستي ، توان ، كشش و نقاط اوج و فرود و جذابيت يك داستان كامل و شكوهمند برخوردار است. ازآقاي محمود بدري ساكن قصرشيرين كه متن كُردي اثر را در اختيار مترجم گذاشته ، تشكر مي كنم. ضرورت دارد تأكيد كنم كه متن كُردي با خط كُردي كليايي يا كلهر نوشته شده كه قدمت تاريخي دارد. خط فعلي كردستان عراق يا كردستان ايران خطي جعلي و بي پايه و اساس است و ضرورت دارد در آن تجديد نظر شد.

فرستاده شده توسط ليلا بيات
مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: