Archive for the ‘شعر و شاعران کورد و کرمانج’ Category

اشعار كرمانجي از آقاي ياسر قلي و آقاي عيسي رحيمي

فوریه 12, 2008
 پي نوشت: بسيار ممنونيم از آقاي رحيمي كه اصلاح شعرشان را به ما اطلاع دادند.
در برخي پست هاي وبلاگ اشعار كرمانجي را درج مي كنيم تا شما دوستان بتوانيد به راحتي با اين زبان آشنا شويد. و حظ وافري از فرهنگ كرمانجي ببريد. اميدواريم كه امانت دار خوبي باشيم. اگر اشكالي در درج اشعار هستند از اين دوستان شاعر مي خواهيم كه براي اصلاح آن اقدام كنند. 
نخستين شعر از آقاي عيسي رحيمي از شهرستان اسفراين است . اگر پيامي براي ايشان داريد به آدرس زير برايشان بفرستيد.
 eisa_aut@yahoo.com
چاو له ره مه وه گرری وا چا وه ته بوو یینم
چشم به راهم برگردي چشم هاي تو را ببينم
ژه د ه فته ری عشقی ته چه ند که لا مان بو خوینم
از دفتر عشق تو چند كلامي بخوانم

تو ک له من ناف کری چاو حسترن بوویینی

 تو به من نمي نگري تا چشم هاي پر از اشك را ببيني
مه گه وه وی خوه ندنا منظوری خوه بگینم

 مگر با خواندن شعرم بتوانم منظورم را (به تو) برسانم

وه قس ک من گوتیه له هر ده ره گه رری یه

 آنقدر که تکرار کرده ام ، همه جا پیچیده است

وا گّّّپا ک تو گولی ژه عشقی ته أز دینم

اين سخن كه تو گلي واز عشق توست که ديوانه ام

هر ده ر که هررم تو ژه خاطری من دور ناوی

هر جا كه مي روم تو از خاطرم دور نمي شوي
فه قه وه من را بو وژ سه ر رویه کو هلینم

فقط به من بگو سر به شیدایی تو به کجا بردارم

شعر كرمانجي

شعر بعدي توسط  آقاي ياسر قلي سرايده شده است. اگر پيامي براي ايشان داريد به آدرس زير ارسال نماييد.

Yasergholi@yahoo.com 

 کدا چو باو کاله شیرین زوانه
 

jail.gif

کدا چو باو کاله شیرین زوانه
مره مرو چیه سر وه دومانه

خولو جان تو وخا به وا چه درده
گر دژه شوانو پزه بر ده
مرکانی ژی دوره تواوو
هر چه کیوی هوون کله بلاوو
خولو جان تو وخا به از چره گم
سا کی درده دله خا از فره کم
سا مرگانه کو عمرکه او له رفانو؟
سا گریه کو عمرکه او بی شوانو؟
خولو جان از کو مامه تو وخا به
له کی یورده خفت ژه مه جدا به؟

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

قطعه شعري درباره زبان كرمانجي

ژانویه 29, 2008

کرمانج زمانه من کرمانج پرچمه من  

کرمانج ناموسا من

از زانه مه تو کو کرمانجی سا چه کو کرمانجی کپ ناکی

اوینم کرمانجی کپ ناکی باوی خه یه کرمانج ناس ناکی

کرمانج راه گوموی سا چرا کپ ناکی کرمانجی ساچرا

ته ژه وی زمانا چه دیه کپ ناکی کرمانجی سا چیه

ته چه دیه ژه وی زمانا راه گوم کریه ته وی خزانا

کرمانجی کو ناموسا ته یه ژه ده باوان میراثا ته یه

زمان کو چو تو ژی امری ژه ناو خلکه تو ژی افری

وگر ژه وی ری یا توبه که زو وی عادته ژه بیر که

وگر سر عوجاقی ده باوان عوجیق بمال وه بریو چاوان

ریشه ده باوان وه ندا مه که چریه رینال خوا مه که

کرمانج سا مرا افتخاره له تاریخ او یادگاره

افتخار دکم کو کرمانجم خیال مه که له کس محتاجم
پیش کش له حواله نه ره ونداکره ژه طرفه حواله وه چیه گلیل
منبع: وبلاگ كرمانج ترين كرمانج

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

قطعه شعری کوردی در وصف مادر، اسماعیل حسین‌پور

ژانویه 26, 2008
مادران زمزمه‌ی ملايم جويبارند. ناهراسيدگان از تندر وصاعقه، مادران باشكوه كورد، لالايی برلبان و مويه‌كنان ساليان سياه‌رفته برخويشند. بغض در گلو ماندگان فرياد نارسيده به دور دستها، مادر كورد معصوميت و پاكي كوهستان است. همنفس نسيم كوهپايه ها، دستی بر گهواره دارند و دستی بر آفتاب. اندوه برلبان به فرياد آمده از جفای روزگار.

بی‌دياری وغريب مزاری و ييلاق وقشلاق و گاه مرگ و تولد در راه، از تو سترگ صخره ای ساخته است كه لايق ستودن است. هنوز در لالايی تو اندوه بلند ساليان دور خفته است. مادر تو چشم به راهی، خيره در روزهای‌ رفته‌ی ديروز، وداع با فرزند. مادر تو هرچه اميد و آرزوی بودنی. همه و همه يعني تو مادر كورد، مادر قصه های سرخ  پرآتش، مادر کاوه‌های مانای ماست.

*  *  *داییک

مادر

بلند به‌ژنا له سه‌ر چئ‌نگئ چيانێ
ئازێز داييكێ، غه‌ريبا ناڤ ديانێ

 

بلند قد سر تیغ کوهستانی
عزیز مادری غریب میان مادرانی

تو دایيكا هه‌رچئ ئه‌رمان هه‌رچئ ده‌نگێ
له‌ڤا ده‌ريايئ  وه  تووفان نه‌هه‌نگێ


 

تو مادر هر چه آرزو هر چه صدایی
در این دریای طوفانی نهنگی

هه‌دوورا هه‌رچئ داييكئ بايدا لاوێ
ئارئ  پاك  مای  ژه زه‌رتشت  ئه‌لاوێ

 

آرزوی هر چه مادر پسر از دست داده ای
آتش پاک مانده از زرتشت شعله ای

داييك هێلێن وه‌تالێ دڵ وه ئارێ
له هه‌ر‌چئ فه‌سلی بئ باران ده‌بارێ

 

مادر آشیانه خالی دل آتشی
به هر چه فصل بی باران است می باری

داييك  رووناهيا چاڤئ‌نه پايێ
تو ئاخر به‌رگا ژه  ديرووكئ  مايێ

 

مادر روشنایی چشمهای بیداری 

تو آخرین برگ از تاریخ مانده ای
داييك ئالا وه‌ به‌ژن هين وه پئ يێ
سا هه رچئ داييك چاڤ له رئ تو رئيێ

 

مادر پرچم بلند و هنوز افراشته ای
برای هر چه مادر چشم به راه تو راهی

بڵورێن داييك ئيرو دڵ وه ژانن
بڵورێن هيلكێ وه تال بزانن

 

لالایی بگو مادر امروز دلها دردمند هستند
لالایی بگو گهواره را خالی بدان
 

بروسكا ئاسمان هيجاندئ  دززين
گوريفا سه‌وري ته داييك سا خوه زين

 

صاعقه ای که آسمان را تکان  داد دزدیدند
گلوگه صبر تو را برای خود رشته کردند

داييك ئشكه‌ستئ مه‌رخا فه‌ك وه خوينێ
نه‌قلئ لاچينێ له حه‌بسئ ده‌خويينێ

 

مادر شکسته سرو دهن خون آلود هستی
قصه لاچین را در حبس می خوانی 

داييك وه ده‌رد بئ‌ويژ خانئ كه‌لميشێ
له‌ڤا يوردئ غه‌ريب فكرئ مه بكشێ

 

مادر با تمام درد بگو به خان کلمیشی
در این سرزمین غریب فکری برای ما بکش 

له ناو ده‌نگي برينه هه‌ر چئ  به‌خشێ
ناڤێ ته ئه‌ز ده‌بيم ئازيز  وه  ره‌فشێ

 

در میان آواهای هر چه خواننده است
اسم تو را می گویم عزیز و زیبا هستی
داييك ئه‌رمان ده‌بين ئه‌رمان ديسا تئ
چيايئ گوڵ لئ بوي خه‌رمان ديسا تئ

 

مادر آرزو می گوید آرزو باز می آید
کوه گل در آن  رویش کرده خرمنی باز می آید

داييك وه پئ بمێن رئ  ئاڤره‌شێن  كه
كوراسێ يووسوفي هانين تو بێن كه

مادر سر پا به ایست راه را آب و جارو کن
پیراهن یوسف را آوردند تو بویش کن
             *********وه لات ساته را كه‌نعانه ئازێز جان
چاڤئ گيشتئ ويدا پانه ئازێز جان

سرزمین برای تو کنعان است عزیز جان
چشم تمام آنها بیدار است عزیز جان 

وه‌ره رئ‌كووچئ  وه‌ندا بووی  وه رئ كه
چيان ژه  رئ  هلێن هێلێنئ  چئ كه

 

بیا کوچ گم  شده را راه به راه کن
کوهها را از سر راه بردار آشیانه را درست کن 

هێلێنئ قه‌وسئ له مێڤان وه به‌هار كه
وه ره  ره‌فشئ  زه‌مينئ  له مه  پار كه


آشیانه پاییز را برای مهما نها بهار کن
بیا زیبایی زمین را بین ما تقسیم کن

برگرفته از : انجمن فرهنگي و مدني كردهاي خراسان

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

حاج قربان نوای دوتار تو را می خواند

ژانویه 21, 2008

آه حاج قربان هم رفت و باز از سرچشمه عشقم دریایی بیکران خشکید.

ؘ?ج قربان سلیمانی

حاج قربان برخیز دوتارت تو را می خواند . برخیز برای ما بخوان و بنواز,  زیرا تو بودی که مرا لطفی دگر آموختی.

آه، مموستا حاج قربان سلیمانی نیز رفت. اما یادش نزد هر هنر دوستی گرامی است.

آه، همیشه همین‌طوره ما هیچ‌ وقت قدر داشته هامون رو نمی‌دونیم.

ؘ?ج قربان سلیمانی

که گفته است ساز تو حرام است، ساز تو عین مناجات است. آری ساز زدن و خواندن آدم را خسته نمی کند ساز را از آدم بگیرند و نتوانی بزنی و بخوانی سخت است. آن دختری که اهل فرانسه بود و تو را بابا بزرگ می نامید از فراقت چه کند. تو خود گفتی که: بخشی کسی ست که نوازنده باشد شاعر باشد خواننده باشد سازنده ی ساز باشد حکایت ها و داستان های مقام ها را خوب بداند بخشی باید نطاق باشد زمانی که داستان ها و حکایت ها را تعریف می کند شنونده محو شنیدن باشد . من هنوز محو تو ام .

من با سازم حرف می زنم. سازبه من می گوید؛ حالا بزن یا نزن. مثل پرنده است. نمی دانم او ساز من است یا من ساز او…وقتی ساز می زنم سیم هایش زنده می شود…کار عشق است. ساز به تو می گوید برخیز و بنواز.

haj ghorban solimani

صدای ساز حاج قربان خاموش شد… او و سازش از هم جدا نبودند. مثل رستم و رخش. چه کسی دیگر می تواند آن ساز را به صدا در آورد؟ علیرضا پسر حاجی قربان و یا حیدر نوه اش؟!

مهر می نویسد : ستون خیمه موسیقی خراسان فرو ریخت . من می گویم تا صدای سازش است او زنده است.

وبلاگ خراسان می نویسد : حاج قربان سليمانى فارابى زمان . حاج قربان مثل خودش بود و دگر هیچ.

آونگ می نویسد : گنجشک ها هم می گفتند حاج قربان بنواز! . من چه از آن گنجشک کم دارم!

رادیو زمانه می انگارد : حاج قربان سلیمانی درگذشت . نه نه حاج قربان را در قلب من پیدا کنید.

آزاد کوه نوشته است : از پنجه اش باران مي باريد ! . نی هر چه بود همه عشق بود. 

+ مستند زخمه های عشق درباره حاج قربان سلیمانی

+ مختصری درباره مموستا حاج قربان سلیمانی خواننده و بخشی کرمانج و ترک

+ لینک ها در بالاترین

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

مصاحبه اي با شوان پرور

ژانویه 20, 2008

مصاحبه ی اینترنتی intimacy-art-politics.blogspot.com  با شوان پرور

                           ترجمه از آلمانی : مولود  خوانچه زرد– بوکان   

diyardekurdistanrojhelat@yahoo.com

   شوان پرور در 23/12/1955 در روستای سوری « بین اورفه و دیاربکر »، واقع  در  شمال كردستان ( شرق و جنوب شرقی ترکیه ) دیده به جهان گشود، ایشان از خواننده های ملی مشهور کُرد و یکی از ستاره های درخشان آسمان هنر و موسیقی سنتی و کلاسیک ملی « کُرد» می باشند، ایشان در زادگاه آبا و اجدادی خود به خاطر تکلم و آواز خوانی  به  زبان مادری خود، از طرف رژیم نظامی ترکیه چندین بار بازداشت و زندانی شدند، تا اینکه در سال 1976 در آلمان مجبور به پناهندگی شدند، و چندین سال است  که در« آلمان » و « سوئد » در تبعید می باشند. گفتگویی که هم اکنون پیش رو دارید،  بخش دوم از سه بخش مصاحبه ی وبلاگ مذکور میباشد که با شوان پرور و دوست و همکار گرامی اش Willi Resetarits  اتریشی، ترتیب داده شده است، البته در اینجا ترجمه شده بخش دوم این مصاحبه را ( از سه بخش مصاحبه ) ، که بیشتر طرف مخاطب آقای شوان پرور می باشد  آورده ایم..          intimacy-art : آقای شوان پرور، شما نقش نمایندگی اقلیت قومی کُرد را در سراسر جهان دارید، این « کُردستان » که شما، در آوازهایتان به خاطر آن، فریاد برآورده اید، چه سرزمین ( یا کشوری ) را در بر می گیرد؟ در کل حد و مرز مشخصی در گذشته داشته است؟

SIVAN PERWER      : با تشکر از شما، در این رابطه باید عرض کنم، که با نگاه تاریخی به این مسأله، در می یابیم که کُردستان، هیچ مرز یا حد فاصلی نداشته است، بلکه، سرزمینم ( کُردستان ) تنها، شهرت و اعتبار صدها ساله را دارد. تعیین مرزها، ابتدا طی انقلابی و در نتیجه ی آگاهی و بیداری ملی فرانسوی ها به میان آمد، قبلاً چنین مرزبندی ای، به طور رسمی و قانونی وجود نداشت.    intimacy-art  :  آگاهی من از کُردستان در حد افسانه ی تاریخی می باشد …      SIVAN PERWER       :  نام کُردستان از روی تصور و ایده ای است که از طرف آذربایجان ، افغانستان و … وجود دارد. تمام کشورهایی که کُردها در آن زندگی می کنند، هنوز هم، نام کُردستان، حتی با توجه به نداشتن حد و مرز رسمی و قانونی برای آن ( کُردستان )، ورد زبان مردم بوده و همیشه سرزمین کُردها به نام کُردستان نامیده شده است. در خاورمیانه، آغاز مرزبندیها بعد از سال 1920 بوده است. در سال 1923 ترکیه ی امروزی برای اولین بار این نام ( ترکیه ) به خود گرفت؛ زیرا قبل از آن نامی از « ترکیه » در میان نبود، بلکه به سرزمین آناتولی، کُردستان و … شناخته می شد. آتاتورک و ترکهای ناسیونالیست و ملی گرا بر این سرزمین غلبه یافتند و این سرزمین را به نام ترکیه نامگذاری کردند و تمام ساکنانش را ترک قلمداد کردند. ترکیه برای آناتولی، واقعاً غیر معمولی و غیر واقعی می باشد، آن تنها برای ترکمنستان در آسیای میانه معمول و واقعی می باشد. همانطور که میدانید در زمانی که مرزبندیهای ملی در منطقه رسماً شروع شد، و هر ملتی دارای مرزهای مخصوص به خود شد، سرزمین کُردها ( کُردستان )   ولی باز هم نام کُرد و کُردستانی بودن بر پیشانی این ملت غیور همچنان می درخشد. من در تمام آوازهایم به داشتن هویت و فرهنگ و تاریخ کُردستان اشاره کرده ام و از آن فریاد برآورده ام، تا تاریخ و زبان و فرهنگ ملتم به فراموشی سپرده نشود و از بین نرود و از طریق گفتن آوازهای محلی و موسیقی کلاسیک و سنتی کُردی، سعی در حفظ فرهنگ ملی نموده ام  

با وجود این، آیا کُردها ایرانی هستند؟ آیا فارسها و ترکها از نژادهای متفاوتی هستند، ممکن است در این رابطه مطالبی بفرمایید:

 کُردها با ایرانی ها ( فارسها ) و همچنین با اتریشی ها و آلمانی ها خویشاوند هستند. تنها از نظر زبانشان یکی نیستند، بطوریکه زبانشان فرق می کند.

  ژرمنها را هم البته باید در بر بگیرد… هند و ژرمنها.   آیا تفاوتهایی در این زمینه می بینید؟

      زبان کُردی و فارسی ، مثل هند و ژرمنها فرق می کند، این در حالی است که نژاد و زبان هند و اروپایی کاملاً و بطور ریشه ای با عربها و ترکها فرق می کند؛ زیرا هند واروپایی ها با عربها و ترکها هیچ خویشاوندی ای ندارند.  ممکن است بفرمایید در حال حاضر، شمار جمعیت کُردها چقدر می باشد؟      جمعیت کُردها بیش از 40 میلیون نفر می باشد که در حدود 25 میلیون نفر از آنها در ترکیه و 12 میلیون در غرب ایران و 6 میلیون در منطقه ی آزاد شده و فدراتیو شمال عراق و نیز 3 میلیون نفر از آنها در شمال سوریه وجود دارند. شما تمام این مناطقی را که کُردها در آن زندگی می کنند، کُردستان می نامید؟ 

 بله، یقیناً این مناطقی که خلق کُرد در آن زندگی می کنند، کُردستان است.

 رابطه ی کُردها با اروپا و ایالات متحده و اسرائیل و فلسطینی ها از نظر سیاسی چگونه است؟

 وارد شدن ترکیه به اتحادیه اروپا اصولاً برای خلق کُرد و نیز خاور نزدیک بسیار خوب و سودمند است. کُردها همیشه از اروپا انتظار زیادی داشته اند. اروپا در عوض نسبت به کُردها عکس العمل منفعلانه و غیر فعالانه ای داشته است، و چندان به حل چالشهای کُردها اقدام نکرده است. تنها تصور اروپا این است که «  اگر حکومت یا دولت دمکراتیزه شود و رفتارهایش را ملایمتر کند، مشکلات حل و فصل می گرد» کُردها صبر و شکیبایی زیادی ورزیده اند، اما تمایل اصلی اروپا در این مسأله، همیشه بستگی به منافع اقتصادی اش داشته است، بطوریکه بیشتر، منافع اقتصادی اش را در نظر دارد، تا جاییکه آلمان، بیشتر در فکر به فروش رساندن خودروهای « مرسدس » و سوئد « ولوو » و فرانسه « رنو » و « پژو » می باشد. آمریکا در این میان تصور می کند که اروپا، مرزهای مصنوعی برای کُردستان ایجاد کرده است و می خواهد آن را تغییر دهد. به چه کسی می توان اعتقاد و اطمینان داشت؟ اروپا یا آمریکا؟  این در حالی است که تنها سیاست آمریکا همیشه این بوده است که به 67 درصد ذخایر نفتی خاور نزدیک دسترسی پیدا کرده و تحت کنترل خود بگیرد؛ چیزی که اروپا برایش فراهم و ایجاد نشده است، اما آمریکا، حالا در صدد ایجاد و فراهم نمودن این شرایط و وضعیت ویژه برای خود می باشد. این مسأله در واقع به سیاست اقتصادی هر حکومت یا دولتی بر می گردد.

 آیا کُردستان هم، منابع نفتی را دارا می باشد؟ 

بله، کُردستان 9 درصد ذخایر نفتی جهان را دارا می باشد

.  ممکن است در رابطه با وضعیت تاریخی کُردها در قبال داشتن ذخایر نفتی شان بفرمایید.      اگر برگی از تاریخ پر فراز و نشیب کُردها را ورق بزنیم می بینیم که ـــ  یکبار انگلیسیها، حمایت و پشتیبانی خود را از شورش و قیام کُردها در ترکیه، اعلام نموده بودند؛ آنهم به خاطر این بود که ترکیه، خواهان ملحق نمودن دو شهر کُردنشین « کرکوک » و « موصل » که دارای ذخایر نفتی عظیمی می باشند، به خاک خود بود، و بر سر این دو شهر کُردی ادعای ارضی داشت، تا اینکه ترکیه به دلیل پشتیبانی انگلیسیها از جنبش کُردها با انگلستان به توافق رسید؛ تا جاییکه ترکیه اعلام کرد که » ما از کرکوک و موصل چشم پوشی می کنیم و این دو شهر را همانطور که هست در اختیار شما ( انگلیسیها ) می گذاریم، به شرطی که دست از حمایت و پشتیبانی قیام و شورش کُردها در ترکیه برداشته شود، تا چنین قیام و شورشی فرو نشانده و از نطفه خفه شود «، در اینجا بود که قیام و شورش انسانی و عدالت خواهی کُردها، سرکوب گردید و نابودی و ویرانی برای کُردستان به ارمغان آورد. بنابراین در این جا، باید بگوییم که نه تنها ترکیه بلکه فرانسوی ها و انگلیسیها هم در واقع در سرکوب و نابودی کُردها و ویرانی کُردستان سهیم و شریک جرم بودند. در ضمن خالی از فایده نیست که به این مطلب هم اشاره شود که قبل از بوجود آمدن این کشورها ( عراق، سوریه، ایران، ترکیه )، سران و شیخ نشینهای عرب هم با کشورهای امپریالیست غربی طی توافقی به این نتیجه رسیدند که به عنوان زمامدارانی جدید، باید کُردها را مغلوب کرده و آنها را تحت ظلم و فشار مضاعفی قرار دهند

.آیا اکنون کُردها به طور قطع، بالقوه، زمینه ی پذیرش هر نوع ظلم و ستمی از طرف دیگران در خود دارند، یا نه؟

ذاتاً و بالقوه » کسب آزادی بیشتر » تنها خواسته ای است که کُردها، باطناً جویای آن هستند و تنها به دنبال صلح و آرامش و دستیابی به حقوق ویژه ی خود هستند. شاید همین مسأله، زمینه ی مساعدی بوده که آمریکا اکنون می خواهد با کُردها دوست شود، و ارتباط دوستانه ای با آنها برقرار کند. 

 در رابطه با اسرائیل، چه اظهاراتی دارید؟

  اسرائیل همیشه سر و کارش با آمریکا بوده است و کمتر با عربها سر و کار داشته است بله، دقیقاً همین طور است که بیشتر ( اسرائیل و آمریکا ) با هم اتحاد و همبستگی دارند… اسرائیل تنها کشوری است که حکومتش در خاورمیانه، دارای سیستمی تقریباً دمکراسی می باشد، ولی با این همه، شرایط حساسی میان اسرائیلیها و اعراب همراه آیین و سنت اسلامی و ذهنیت عربیشان وجود دارد. عربها می باستی به جای مبارزه و خصومت علیه اسرائیل، نخست به فکر ترقی و توسعه ی کشور و مملکتشان باشند و سعی کنند که مردم و جوامع متعلق به خودشان را دمکراتیزه کنند. البته در این میان، تنها اعراب و اسرائیل نیستند که شرایط حساسی را بوجود آورده اند، بلکه غربی ها هم هستند که به خاطر نفت در خاور نزدیک، به رقابت و کشمکش و نبرد پرداخته اند. علیرغم همه ی اینها، غربی ها، همیشه بخاطر منابع نفتی، توجه و تصمیم و حکم خود را به خاور نزدیک معطوف داشته اند، چنین چالشها و مسائلی می توانست توسط غربی ها حل و فصل گردد، اگر غربی ها به خاطر نفت با این چالشها برخورد نمی کردند و ( در قبال نفت ) اسلحه و مهمات را به ملل متعصب و افراطی و زودرنج و آتشی مزاج شرقی نمی فرستادند. بنابراین باید گفت که غربی ها هم در این زمینه، مقصر و شریک جرم به حساب می آیند و در حقیقت، توجه صرف غربی ها به نفت و نه به حقوق بشر، بشتر باعث چنین چالشها و مشکلات و تنشها و حساسیتهایی در منطقه گردیده است

.همانطور که می دانیم، اکثریت کُردها مسلمان هستند، با این حال در داخل مسلمانان و در تمایلات و حرکتها و جنبشهایشان باز یک نوع برخورد و تنشهایی را می بینیم، در این رابطه چه اظهاراتی دارید؟

    برای کُردها، اسلام یا مذهب، مسأله یا چالش نیست. از آنجا که نیک می دانیم که چنین برخورد و تنشهایی، اثر سوء و زیانباری را بر روی اراده و آگاهی و هشیاری ملیمان و نیز یافتن هویت کُردی ما می گذارد که 80 درصد کُردها متمایل به این عقیده بوده و پی به چنین اثرات زیانباری برده اند. ما به اندازه ی کافی مشکلات خود را داریم، بدین معنی که هنوز  چالشهای ملی و میهنی ما رفع نشده است.در رابطه با برخورد و نزاع اسلام با مسیحیت بفرمائید، آیا کسی به عنوان مسلمان وجود دارد که هیچ نزاع و خصومتی با  مسیحیان نداشته باشد؟    کُردها با مسیحی ها هیچ نزاع و خصومتی ندارند ، تا جاییکه همین مسأله باعث شده که مسلمانان غیر کُرد یک نوع اختلاف و ستیز و جدال دیگری با کُردها به بهانه ی اینکه هیچ نوع همکاری و مساعدتی از طرف کُردها یا مسلمانان کُرد صورت نمی گیرد وجود داشته باشد. ( بطوریکه بارها، کُردها متهم به همکاری با بیگانگان و غیر مسلمانانی مثل اسرائیل و … شده اند. ). همه ی ما مثل عربها، فارسها و ترکها مسلمان هستیم. راستی چرا ما با این وضع، مشکلات مذهبی و آیینی را برای خود فراهم کنیم؟ چرا مسلمانان هم آیین و هم کیش ما، در منطقه، باید اینگونه غیر انسانی و غیر اسلامی با ما رفتار کنند؟ مگر ما هم مثل آنها مسلمان نیستیم. این شرط مسلمان بودن نیست. در اینجا اسلام، تنها به خاطر مشروعیت جلوه دادن منافع شیخ نشینهای عرب و مطابق با علایق و گرایشهای خودشان نگریسته و مطرح می شود، یک نوع مذهب و آیینی که در رابطه با حقوق بشر، معنا و مفهوم دیگری غیر از آن دارد.  با این همه، افراطیون و متعصبین وجود دارند که بسیار مذهبی اند…    در حقیقت، سران و شیخ نشینهای عرب و ژنرالهای ترک هستند که باعث بوجود آمدن دینداران و مذهبیون افراطی و متعصب از میان مردم می گردند و در این کار دخیلند و باعث بوجود آمدن شرایط حساسی در منطقه می گردند و مسبب چنین روندی به شمار می روند، و إلا مردم، هیچ نزاع و خصومتی معمولاً علیه یکدیگر ندارند.

 شما بسیار مذهبی هستید؟   من مذهبی نیستم. البته 80 درصد کُردها هم، مثل من، مذهبی نیستند، من به هر مذهب و عقیده ای احترام قایل هستم. من فقط مخالف هر نوع تعصب و افراطی گری هستم. 

                                                     منتشر شده در هفته نامه ی دیدگاه و در سایت روانگه و ئاماژه

                                   اين پست را به صورت فايل ورد دريافت نماييد.

      

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

شعری درباره زبان کرمانجی

دسامبر 4, 2007


                                        زمانه کرمانجی

ژه هزاز سال پر ژه باوکالان و دیان

نیکا سامه مایه زمانه کیانیان

وختا ضحاکی نامرد وه خلکه جور ده کر

کاوه وه وی زمانا فریدون اخور کر

وختا کتاوه زردتشت خلکه وه دکر دگرت

هر خطک وی نور کو سا دینه رابو او گت

ژه دو ایلغاره مغول ژه دو هزاره خوینی

مه رفشا خه، نا ویته ته هین له سر زمینی

ته و دل داد اگرتن ، رد کرن سینه سینه

له کاغه ذ ننویسین باران تر که هلینه

له گپه ته پیدایه چه له سری مه ره تو

که چک سلاتان دزییو داییک وه روی و دویو

له هر دره بونی وه مه را هیی حوال

وه بلوره شوینو ، دایک هیلانک اتال

دلی مه دیسا ژنیان در دخه کله زویر کر

سا چه خون گخ بران گه زمانه خو ژه بیرکر

وا زمانی وه ری جه مایه ژه ماد و آریا

دلی مه پرو ه شفته له وی ن کونه وه تا

دستی خه هون وه هو دن زمانی خه دا گرن

وا فر هن گا گرانه دیسا نکون هل گرن

نومده مه واه که تالاش بکنی جاره

تا پایزه له سر وی گت دیسا بگینه باره

ترانه ای در قالب سه خشتی

نوامبر 27, 2007

سه خشتی كرمانجي

   جواني چو نكا كالم           له جم خلك نكا تالم

             ژه دردي ته از ده نالم

 جوانی رفت و حالا پیرم       در نزد مردم اکنون تلخم

             از درد تو من می نالم

                * * * * * *

كليدري  وه دار گيزه           گلان تي را ويزه ويزه

            خاطري ته پر عازيزه

                * * * * * *  

چياي سر مه وه كمايه             كس له دور مه نمايه 

          دادرس مه وه الله یه

کوه بالای سر ما پراست          هیچ کس در اطراف من نمانده

      تنها خدا دادرس من است

           * * * * * *                                 

مالان باركركوچ وه ره كه ت      قز خملي وه دودهه كه ت

              يه من و وي وه خدي كه ت

قافله بار و بنه بست و حرکت کرد    دختر هم به دنبال تو افتاد

          عاقبت من و او را خدا می داند

            * * * * * *

وه قروان بژني قاده            وه كوچه دا ته پياده

              آدم ننه پريزاده

                  * * * * * *

له بن داران له بن داران           له ته برف وله من باران

                 وه دست گرت چاوله ياران 

در زیر درختان در زیر درختان    برای تو برف و برای من باران

      دستش را گرفت و چشم به یارن دوخت 

             * * * * * *

از وه دلم بي دل كرم               پرو بال من ژي كرن

        واچه جه ورو وه من كرن

من دلی داشتم ، که آن را هم از من گرفتند    پرو بال مرا کنندند

   این چه ظلمی بود که به من کردند

+گزیده ای از اشعار چند شاعر جوان کورد در خراسان

+شاخص های زبان و قالب شعر کرمانجی

+جعفر قلی زنگلی دانی سا مه کتاو ژی 

 +گویش‌ها و لهجه‌ها زبان‌ کردی

+الفبا و نوشتار در زبان کرمانجی

+نگاهی به موسیقی شمال خراسان سراسر رزم و حماسه

قوشمه, ساز محلي مردم شمال خراسان 2

نوامبر 20, 2007

قوشمه که مشابه دوزله (دونی) متداول در کردستان و کرمانشاهان است، از دیگر سازهایی است که عاشق ها می نوازند. در شمال خراسان سه نوع قشمه دیده می شود : قشمه های پنج سوراخه ، شش سوراخه و هفت سوراخه (که همگی بدون سوراخ پشت هستند). قشمه بیشتر در عروسیها به همراهی دایره و یا دهلی که با دست نواخته می شود، به اجرای آهنگهای رقص می پردازد. قشمه معمولا از استخوان بال قوش یا درنا و گاهی از نی و حتی ازلز (لوله آنتن تلویزیون) ساخته می شود که صدای حاصله از قشمه استخوانی بهتر و پخته تر است.

  قشمه ، سازی است مضاع ? (دوبل یا شجفت) و اندازه آن بستگی به کوچکی و بزرگی استخوان پرنده دارد. برروی هر کدام از لوله های صوتی آن ، یک سرپیکه (قمیش) سوار می شود. دولوله صوتی قشمه معمولا به طول همصدا کوک می شوند اما ممکن است به ندرت شاهد کوک های مأنوس دیگری ، مانند کوک سوم و حتی گاه دوم باشیم. این کوکها را اغلب نوازندگان زبردست قشمه استفاده می کنند و در نظر اول ممکن است به حساب ناتوانی نوازنده در کوک کردن دقیق ساز گذاشته شوند. در حالی که استفاده از این کوکهای نامأنوس ، کاملا آگاهانه و برای تحرک و ایجاد دینامیسم بیشتر صورت می گیرد. همچنین نوازندگان قشمه ، باز به منظور ایجاد تحرک و دینامیسم ، گاه دو صدای مختلف و اغلب مجاور یکدیگر را توسط لوله های صوتی مضاعف ساز ، ایجاد می کنند.

 +قوشمه, ساز محلي مردم شمال خراسان

+آهنگ های کرمانجی با صدای آقای نعمت زنبیلباف

+آهنگ تصویری از آقای مراد حسن زاده

+طنين موسيقي كرمانجي، تجلي باورها و اعتقادات كردهاي خراسان شمالي

+شرنگ شرنگ عروسی بپاست

+مموستا حاج قربان سلیمانی خواننده و بخشی کرمانج

آهنگ تصویری از آقای مراد حسن زاده

اکتبر 27, 2007

قبلا» در صفحه موزیک وبلاگ آهنگ صوتی این اثر را درج کرده  بودیم .

اکنون آهنگ تصویری این اثر نیز در وبلاگ درج می نماییم تا شما بتوانید از آن بهره

ببرید.

آهنگ تصویری با صدای  آقای مراد حسن زاده

برای دیدن باید نرم افزار فلش پلیر داشته باشید.

دانلود flash player

ترجمه یکی از آهنگهای دکتر شوان پرور

اکتبر 27, 2007

 ترجمه یکی از آهنگهای دکتر شوان پرورشوان پرور ( دنبال چی میگردی ) دختر کرد 

   Li kolane bajare avrupa li kecek kurd rast hatim be xodi digeriya

در کوچه و پس کوچه های اروپا با یک دختر کرد روبرو شدم

 Bi dilgermi bervi min hat xuya bu li cara sere xo digeriya

با دلگرمی به سویم اومد و معلوم بود دنبال راه چاره ای برای خود میباشد

 Min go delale delale

گفتم ای ما ه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر

Be xodi  be male

بی صاحب و بی خانه

Ci digeri

دنبال چی میگردی

Go lolo birawo em bi ber zolma baye res ketin iro welate durye va derketin

گفت ای برادر ، ما از ظلم طوفان سیاه  فرار کردیم ،خودمان در وطن غریبه دیدیم

Weke min hezara hene be karo sermiya welate xeribye sermeze ketin

هزارن نفر مثل من هستند ، بی پول و سرمایه در وطن غریبه شرمنده شدند

Min go delale delale

گفتم ای ماه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر عزیز

Be xodi be male

بی صاحب و بی خونه

Ka beje ez cibikim

بگو من چکار کنم

Disa go lolo keko bele heq negotine welate meriya sirintire

باز هم گفت ای برادر ، آری راست گفتند. وطن خود آدم خیلی شیرین تره

Ger hindiki azadi hebya bircibuna walate me ter buna walate xelqe bi rumet tire

اگر کمی آزادی باشه ، گرسنگی وطن آدمی خیلی از سیر بودن وطن غریبه خیلی بهتر است

Min go delale delale

 گفتم ، ای خوب ماه چهره

Sirine hevale

ای دوست و خواهر عزیز

Be xodi be male

بی صاحب و بی خونه

Bele tu rast deji

آره تو راست میگی

Ka emji welate xo sen bikin

بیا ماهم وطن خود را گلستان کنیم

Welat azadiye

یک وطن آزاد داشته باشیم