Posts Tagged ‘iran’

مختصري درباره تاريخچه شهر قوچان

فوریه 16, 2008
قوچان در 130 كيلومتري مشهد و 807 كيلومتري تهران قرار دارد. انگور و شيره انگور اين منطقه مشهور است و سيب درختي منطقه اوغاز باجگيران نيز كم‌نظير است. قوچان داراي دام و محصولات دامي فراواني است و پنير كردي قوچان كه در داخل پوست (خيك) نگهداري مي‌شود، بسيار مرغوب و خوشمزه است. از جاجيم كه نوعي پارچه زبر و رنگي اين منطقه است نوعي پالتو درست مي‌كنند كه به آن چوخه مي‌گويند و هنگام كشتي چوخه از آن استفاده مي‌شود.
شهر قوچان:: تاريخچه قوچان

شهر قوچان را با شهر باستاني اشك يا ارسكه يكي دانسته‌اند. در حدود 250 سال پيش از ميلاد در متون تاريخي به اسامي آساگ يا اساك و … ناميده مي‌شده است. شاه عباس اول (1038-996) براي جلوگيري از تاخت و تاز ازبكان و تركمن‌ها، كردهاي ايل چمشگزك را كه ايل زعفرانلو از آن جمله هستند به اين منطقه كوچ داد. از وقايع مهم ديگر قوچان كشته شدن نادرشاه افشار در محلي به نام فتح آباد در سال 1160 هجري قمري است. از حوادث ديگر كشته شدن كلنل پسيان است كه در ذهن معاصرين هنوز زنده است. قوچان بارها در اثر زلزله ويران شده و شهر جديد قوچان در 12 كيلومتري شهر كهنه پس از زلزله سال 1312 ايجاد شده است.

:: آثار باستاني و ديدني‌هاي قوچان

قوچان داراي ييلاقاتي زيبا مانند قريه نوروزي، يوسف خان و كلاته گل است كه در دره‌اي سرسبز و پرآب قرار گرفته است. قوچان داراي چند غار مي‌باشد كه معروف‌ترين آن غار باغچه و در جاده قوچان به درگز (در كناره دهكده آسيب) قرار دارد و درون غار داراي ده شعبه است، اما غار فاقد ستون‌هاي آهكي مي‌باشد. در حد فاصل قوچان- مشهد نيز دو غر آبله و پرده رستم در نزديك چناران وجود دارد. امام زاده روستاي خسرويه، معماري صخره‌اي در روستاي كلر، پارك شهر قوچان و موزه مردم شناسي از نقاط ديدني اين شهرستان‌اند.

شهر قوچان

:: مزار سلطان ابراهيم



اين آرامگاه در شهر كهنه قوچان در 12 كيلومتري شهر جديد قوچان در جاده قوچان-فاروج قرار دارد. اين امامزاده را برادر حضرت رضا مي‌دانند.
مزار سلطان ابراهيم در شهر قوچان

سوابق تاريخي قوچان

آنچه از تاريخ كهن ايران نمايان است منطقه فعلي قوچان است كه توسط دليران پارسي متمدن گرديده و به تشكيل امپراتوري (( يوئه چري )) مي انجامد ، جزو يكي از دولتهاي مقتدر آن زمان بوده كه نام دو هزار سال قبل آن (( آساآك )) يا (( آرسكا )) بوده و در طي دورانهاي تاريخي مقر تمدن (( خبوشان )) ناميده  مي شد كه در حال حاضر از آن به نام (( قوچان قديم )) ياد مي شود . اين منطقه نيمه كوهستاني با آب و هواي سرد و خشك كه داراي زمستانهاي طولاني و تابستانهاي معتدل مي باشد و وجود كوههاي سر به فلك كشيده و تپه و وجود استعدادهاي بالقوه كشاورزي ، معدني ، صنايع دستي و … اين سرزمين را متمايز كرده است .

نقشه شهرستان قوچان

بنابراين لازم است به ابعاد مختلف و ويژگيهاي شهرستان قوچان نظري بيفكنيم تا جهت شتاساندن اين منطقه حداقل گام لازم را برداشته باشيم .

جمعيت و تقسيمات اداري كشوري ( قوچان )

شهر مركزي قوچان در 10 كيلومتري قوچان قديم ( شهر عتيق ) واقع شده و فاصله آن تا مشهد حدود 130 كيلومتر و تا باجگيران ( مرز ايران و تركمنستان ) 84 كيلومتر است و تا مرز كشور تركمنستان ( عشق آباد ) 118 كيلومتر مي باشد و داراي سه بخش مهم : بخش مركزي – بخش قاروج – بخش باجگيران است . جمعيت شهر 75424 نفر و روستا 178944 نفر ، بر اساس آخرين سرشماري نفوس و مسكن در سال 1375 مي باشد . در حال حاضر جمعيت كل شهرستان قوچان 236664 نفر ، جمعيت شهري 96403 نفر و جمعيت روستايي 140261 نفر مي باشد . وسعت قوچان حدودا 5234 كيلومترمربع مي باشد .

نژاد ، تيره و زبان مردم قوچان

نژاد مردم قوچان مرتبط به همان آريائيها مي باشد كه قبل از اسلام به اين منطقه مهاجرت كرده بودند و در ابتدا به زبان فارسي و سپس فارسي دري صحبت مي كردند ، البته بعدا اين اقوام در اثر حوادث تاريخي و حملات تركها و مغولان از آن اصالت اوليه به در آمده و نتيجتا زبان مردم نيز متنوع گرديد .

مهاجرت اكراد در اوايل قرن يازدهم هجري عامل ديگري در تنوع زبان و تيره بوده ، قابل ذكر است كه مردم قوچان اصالت و بويژه زبان خود را حفظ كرده اند بعنوان مثال مركز شهر و شهر عتيق ( شهر كهنه ) و روستاهاي سه گنبد و داغيان و گزل آباد ، مايوان و استاد و … هم اكنون به زبان فارسي تكلم مي كنند كه خود بيانگر قدر زبان فارسي در اين منطقه است .

گذشته از آن تركهاي مهاجر به اين منطقه نيز زبان و نژاد خاص خود را دارند و از همه مهمتر وحدت اين اقوام و يكپارچگي آنها در ايجاد فضايي امن و سالم در كنار تنوع زبان و نژاد و فرهنگ است و به قول رئيس جمهور محبوب : (( قوچان كلكسيون و تابلو زيبا از تنوع و تكثر فرهنگها در عين وحدت و يكپارچگي مديون همان اصل اسلاميت و ايراني بودن است كه همه قوميتها و تنوع زبانها و نژادها را بهم پيوند داده است . ))

قابليتها و استعدادهاي كشاورزي و جغرافيايي قوچان

شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات و دره هاي متعدد و چشمه هاي فراوان از پوشش گياهي متنوعي برخوردار است و در هر حوضه گياهان خاصي وجود دارد ، شقايق و لاله وحشي از گلهاي فراوان كوهستانها و جلكه هاي قوچان است . گياهاني با نامهاي محلي مانند : چريش ، زياني گزي و كنگر محلي در كوهستانهاي قوچان فراوان و مورد استفاده است .

در كوههاي شمالي قوچان خصوصا در منطقه حفاظت شده ، قوچ ، ميش و بز كوهي يافت مي شود. شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات كوههاي هزار مسجد ، آلاداغ ، شاه جهان در تابستان معتدل و در زمستان بسيار سرد است .

دره هاي كوههاي اين ناحيه پوشيده از نباتات مختلف بوده و براي دامداران محلي مطلوب است .

موقعيت كشاورزي قوچان بسيار مشهور بوده بطوريكه قوچان را خميرخانه يا انبار گندم خراسان لقب داده بودند . در قوچان غلات بطور عمده  گندم ، جو ، ذرت ، عدس و گياهاني از قبيل منداب ، كنجد و گرچك بخوبي بعمل مي آيد . قوچان داراي تاكستانهاي بسيار است و باغاتي از غبيل زردآلو ،گوجه، شفتالو ، سيب و به در جاي جاي اين شهر به وفور به چشم مي خورد .

در اين حوزه به منظور حفاظت باغات از سرماي زمستان معمولا تاكها را در پايان پاييز به زير خاك مي خوابانند و در اوايل بهار بمحض جوانه زدن از خاك خارج مي نمايند و همانگونه كه در نشريه عمراني منطقه خراسان آمده است قوچان از نظر كشاورزي و حاصلخيزي و همچنين از لحاظ محصول غله در بين شهرهاي شمال خراسان از همه معروفتر مي باشد . وسعت كل زمينهاي قابل كشت 266785 هكتار و وسعت كشت آبيش 157558 هكتار است . سطح كل مراتع 256615 جمعيت شاغل در بخش كشاورزي به كل جمعيت 41/5 درصد و نسبت سطح زير كشت به مساحت كاربري اراضي 25 درصد داراي 45 حلقه چاه عميق و نيمه عميق ، 140 رشته قنات داير و 116 چشمه سار و 23 رود فصلي و دائمي است . 95 درصد خاك از نوع شيرين و 5 درصد خاك شور است . پوشش طبيعي اين ناحيه حدود 280/000 هكتار است كه شامل 20 درصد مرتع و 3 درصد جنگل و درختهاي ارس و 62 درصد زمينهاي زراعتي است گندمهايي كه در منطقه قوچان بعمل مي آيد عبارتند از انواع ارقام فرانسوي – الموت – بزستايا – كرج يك – روشن –  سبلان – سرداري كه بيشتر در مناطق كوهپايه كشت مي شود .

در قوچان غلات به صورت آبي و ديم كشت مي شود و محصول آن از لحاظ كميت و كيفيت قابل توجه است . شهرستان با تنوع كشت زراعي 29 نوع و تنوع باغات 17 نوع ، رتبه اول و دوم در كشت علوفه غلات ، سيب زميني ، حبوبات و انگور و گردو را در استان داراست و در جمع توليد رديف هفتم از شهرستانهاي استان را دارد .

موقعيت جغرافيايي قوچان
قوچان يكي از شهرهاي مرتفع شمال شرقي خراسان است،طول شرقي اين شهر 58 درجه و30دقيقه عرض شمالي آن 37درجه و7دقيقه است.اين شهر را ارتفاعات اصلي البرز كه تاكنون هزار مسجدامتداد يافته وبارشته كوه ديگري تا شمال تبادكان ادامه دارد ،محصور كرده است.

كوههاي معروف قوچان

كوههاي معروف قوچان عبارتنداز:
آق كمر، سنجربيگ ، آسلمه ، علي بلاغ درشمال وهمچنين كوههاي شاهداغي ، امام داغ‌. كوههاي قوچان عموماً محل يلاق دامداران است ، در اين كوهها (( گون )) كه ازساقه كتيرا استخراج مي شود به حد وفوريافت مي شود ويكي از منابع درآمد مردم و روانه شدن محققان گياهان دارويي به كوههاي مذكور مي باشد.
به دليل وجود ارتفاعات هزارمسجد، آلاداغ وشاه جهان به سبب ريزش متوالي برف وباران ، منطقه قوچان داراي چشمه سارهاي فراوان ورودخانه هاي محلي است ، مهمترين رودخانه قوچان رود اترك است كه ازشرق قوچان يعني ازحوزه آبريزلايه رويان ، يدك والهيان سرچشمه گرفته وپس از تلاقي به آبهاي دروخانه يادگار، عمارت وبادخوردرنزديكي قوچان دربستريتنگ جريان گرفته وپس ازگذشتن ازفاروج وشيروان ومشروب ساختن قسمت عمده اي از آباديهاي خود به سمت شمال بجنوردجاري مي گردد وپس از مخلوط شدن با رودخانه هاي محلي وارد منطقه گرگان شده ومرزايران وتركمنستان را بعنوان مرزطبيعي تشكيل مي دهد .اين رودخانه در((چات)) به رودخانه ديگري موسوم به سومبارمي پيوندد وبا شيبي ملايم به درياي خزرمي ريزد.طول اين رودخانه 500 كيلومتروعرض متوسط آن 20 متر مي باشد درتابستان اغلب كم آب و دربيشترقسمتها خشك مي باشد.

رودخانه هاي قوچان

رودخانه هايي كه از قوچان سرچشمه گرفته وبه شهرهاي ديگر جاري مي شوند وبا مصرف ديگر كشاورزي مي رسند عبارتنداز:
1- اترك ، فرق ، رشوانلو
2- رود استاد وخسرويه ، داغياني ، چري ، قره شاهوردي ورودخانه شارك ودوربادام كه واردخاك تركمنستان مي شود.وجود همين رودخانه ها وكم آبي وخشكسالي روزافزون موجب مي شود كه درامر احداث سدهاي خاكي وسدهاي ديگر همت شود تا آب اين سرماية حياتي منطقه ، ازدست كشاورزان محروم خارج نشود وبه مصرف بهينه منطقه برسد.

نقاط ييلاقي قوچان
قوچان باداشتن هواي معتدل وباغهاي فراوان ازجمله شهرهاي ييلاقي خراسان محسوب ميشود.
ازاختصاصات اين شهر نداشتن بيماريهاي بومي است كه اين خود ناشي ازمعتدل بودن آب وهواي اين منطقه است.

ييلاقات معروف قوچان درخارج از حوزه شهري عبارت است از:
خسرويه ـ قره شاهوردي ـ يوسفخان و …
دره شارك ـ دره دوربادام ـ دره شمخال و…

پوشش دره ودامنه ها
سراسردره هاي اين منطقه پوشيده از گياهان مختلف مي باشد كه براي دامداران محل مطلوبي است ، گياهان دارويي اين منطقه نيزعبارتند از : كتيرا ، درمنه تركي ، شه تره ، ترنجبين كه عرقيات گياهي قوچان بهمين دليل معروف وداراي خواص گوناگون است .

خاك
نوع خاك اين منطقه زراعي است وازجنس رسي شني ـ شني رسي ـ هوموسي ودربعضي نقاط سياه مي باشد.
خاك نواحي كوهستاني شمال سياه وازلحاظ كشاورزي بسيارمناسب است .

گياهان روغني قوچان
محصول نباتي روغني قوچان درحال حاضر لوبياي به نام سويا، آفتابگردان ، گلرنگ وگلزاراست .

صادرات قوچان
هم اكنون مهمترين صادرات قوچان كشمش ، برگه زردآلو، شره انگورمي باشد كه همه ساله دربسته هاي استاندارد شده به كشورهاي خارجي صادر مي گردد.

دامپروري قوچان
گله داري ودامپروري ازفعاليتهاي مهم توليد مردم قوچان مخصوصاً ايل زعفرانلو وطوايف آن است.
كيفيت بالاي لبنيات قوچان ( شير ، ماست خشك و انواع ماست ، كشك ، دوغ ، كره ، پنير، روغن زرد يا حيواني و… ) حاصل توجه كشاورزان ودامداران اين منطقه ومرهون مراتع سرسبز، گياهان معطروخوشبوي كوهساران است كه به مصرف تغذيه گوسفندان ودامهاي منطقه مي رسد وبدين لحاظ لبنيات قوچان بسيارمعروف است .

دامپروري در شهرستان قوچان
پرورش گوسفند كردي كه مخلوطي از نژادهاي كردي وگرگاني وبلوچي است درنواحي سرد سيرشمال خراسان بخصوص قوچان رايج است .
گوسفند كردي نژادي گوشتي است وازنظر پرواركردن اهميت دارد واين مهم ازلبنيات گرفته تا فرآورده هاي ديگر دامي منطقه محتاج توجه بيشتر وسرمايه گذاري صنعتي دراين منطقه است .

صنايع دستي قوچان
ازنظر صنايع دستي درشهرقوچان صنعت پوستين دوزي ، نمد مالي وسفالگري رونق خاصي دارد ، گليم بافي وچارقدوزي ( نوعي كفش ) ، ساغري ، گيوه و… هنوزمعمول ومتداول است وحيف وصد حيف كه اگر بي توجهي ادامه يابد رو به اضمحلال مي رود.

نمدمالی در شهر قوچان
زنان روستايي اين شهر اغلب قالي وقاليچه كردي كه به اصطلاح محلي (( خرسك )) مي گويند بطوريكه اخيراً توليد وفروش استاندارد با كيفيت مطلوب به مظورصادرات توسط كميته صنايع جهاد كشاورزي وهمچنين توجهات ويژه كميته امداد امام ((ره)) به بافندگان محروم رونق خاصي پيدا كرده وازنظر رده بندي درسطح استان جزوبالاترين نوع بافت ودرسطح كشورنيزشاخص مي باشد.

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

جا ذبه هاي تاريخي و گردشگري خراسان شمالي

فوریه 10, 2008
 مكان هاي تاريخي و گردشگري
ارگ تاريخي بلقيس در اسفراين , بناي سنگي اسپاخور در مانه و سملقان , قلعه جلال الدين جاجرم ,آينه خانه و عما رت مفخم بجنورد, چها ر تاقي تيموري شيروان و امامزاده سيد حمزه فاروج از آثا ر تاريخي شاخص اين استان مي با شد بخش قابل توجهي از پا رك ملي گلستان روستاي زيباي در كش در مانه سملقان , رويين در اسفراين , گليان در شيروان و بش قارداش بابا امان و اسفيدان در بجنورد از جا ذبه هاي گردشگري استان بشمار مي رود.
استان خراسان شمالي نگين سر سبزشمال شرق ايران پس از ارائه لايحه دولت آقاي محمد خاتمي با مصوبه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و تاييد شوراي نگهبان در بهار سا ل1383رسما به عنوان يكي از استانهاي كشور ايران تاسيس گرديد.
خراسان شمالي با 28/100كيلومتر مربع وسعت و850000نفر جمعيت داراي 6شهرستان (بجنورد . اسفراين .شيروان . جاجرم . مانه و سملقان و فاروج ) 15بخش 40دهستان و بيش از 1000 روستاي داراي سكنه مي باشد. اين استان از شمال كشوربا تركمنستان (با 270كيلومتر مرز مشترك ) از شرق و جنوب با استان خراسان رضوي از جنوب غربي با استان سمنان و از مغرب با استان گلستان هم مرز است.ارتفاعا تي همچون آلاداغ , سا لوك , مي سي نو يا مان داغي از مهمترين ارتفاعات و رود اترك به عنوان تنها روزخانه دائمي وپر آب شمال شرق كشور دراين استان جريان دارد.تاريخ و فرهنگ

وجود 606اثر تاريخي و محوطه هاي با ستاني متعد د با سابقه چندين هزار سا له بيانگر غناي تاريخي اين استان مي با شد اين سرزمين د رزمان اشكاانيان از بلاد مهم نساء و اقوام پا رت بوده و در طول تاريخ گذرگا ه حكومت هاي متعددي بود ه است .
خراسان شمالي (گنجينه فرهنگ ها ) با قوميت هاي مختلف كرمانج , فارس (تا ت) ,ترك ,تركمن , كرد و اقليتهاي بلوچ ,عرب ,لر , ترك ها و فارسهاي مهاجر ديار وفاق مذهب و قوميت مي با شد.

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

جستاری کوتاه در تاریخ موجودیت کردها و نقش آنها در پایداری و استقلال ایران

ژانویه 15, 2008

مهندس حسین شاه اویسی 

                                                     ز خود رمیده چه داند ، نوای من ز کجاست

    جهان او دگر است  و جهان من دگر ست

( اقبال )

آنچه در این نوشتار بسیار مجمل می آید ، واقعیت های مستند تاریخی ، است  تلاشی است در برابر اندیشه های کسانی که در درون خویشتن خویش دربدرمانده ، هم آوا با بنیادهای آمریکایی ساخته ، به جان تار و پود هستی ماندگار این سرزمین افتاده و می گویند : « » ایران « تنها یک واژه است که از روزگار پهلوی به این سرزمین تحمیل شده ؟! و یا  « فارس ها » سرزمین های دیگر ملتهای ستمدیده را اشغال کرده اند ؟! پس کردها ، بلوچ ها ، عربها و … باید جدا شوند؟چه استدلال بی پایه ای ( خود گویی ! خودخندی عجب … »

 دراینکه تبعیض قومی ، جنسیتی و بی عدالتی و نابرابری  های اجتماعی و اقتصادی وجود دارد ، دردی است سراسری، حرفی نیست ولی راه حل منطقی این کاستی ها جدایی خواهی نیست. به باور من راه انتخابی این گروه که نفی هویت ایرانی خود را ، چاره رفع این تبعیض ها  می دانند به ترکستان است ، گریز به دامان بیگانه است  و در راستای رضایت استعمار و برانگیختن ستیز قومی و به کژراهه کشاندن جنبش مدنی و مردم سالاری خواهی ایران ،  به شوره زار جنگ قومیت هاست .، تا شاید از آب گل آلوده ماهی باب میل استعمار را صید کنند ولی بهتر است بدانند با همه نامرادیها و سختیها و تبعیض ها ،  » دیری است در کوچه های باور مردم درها بر روی هرزه گردان وابسته ازهر قماش بسته است. «        

 در آشفته بازار امروز جهان که جمعی ناآگاه ، جمعی مغرض ، جمعی بی تفاوت ، جمعی بد ستور ، جمعی خشک سر ، جمعی نان به نرخ روز خور و جمعی…  از کنار واقعیت های گذشته خود می گذرند ، باید به اندیشه ورزان گرایش های مختلف هشدار داد که به خود آیند و در کشاکش تلاش ملت برای مردم سالاری ، در راستای منافع بیگانه ، جبهه های دروغین و سنگرهای پوشالی برپاندارند که ایرانیان از همه اقوام از کنار این مواضع  ساده عبورنمی کنند ، از این رو ، برآنم دست کم به نوبه خود به عنوان یک ایرانی کرد به گذشته خود مراجعه کرده ، بگویم از کجا آمده ام و نیاکانم کیانند تا سربلند برخلاف یاوه سرایان دستوری بیان کنم  به راستی ایران پیش از هر قومی ، سرای کردان بوده و هست . جمله ای است  مشهوراز ملامصطفی بارزانی ، بزرگ مرد میدان های نبرد غیر کلاسیک که » هر کجا کرد هست ، آنجا ایران است .»  

   آنانکه کرد را متهم به جدایی خواهی می کنند و یا چنین هذیانی در سر دارند باید نخست  در ایرانی بودن خود شک کنند و بر تاریخ چند هزار ساله خود خط بطلان بکشند وهم میهنان ایرانی از هر قوم و تیره  بهتر است پیش از هر چیز مطالعه  خود را نسبت به خود و چگونگی تشکیل ایران و ایرانیان ژرفتر کنند و تکلیف خود را با مدعیان دروغین تازه از راه رسیده  به دور از غرض ورزی ها وتاثیر پذیری از بیگانه مغرض  روشن کنند ، چرا که به باور من  در ایران در صورت وجود جامعه پلورال و کثرت گرا گرایش های ایران گریزی اگر هم به تحریک وجود داشته باشد  هیچگونه زمینه ای نیز نخواهد داشت و به عنوان یک کرد زاگرس، البرز ، الوند و خلیج همیشه فارس را نماد پایداری ایران می دانم .

شوربختانه ، کردان را در ترکیه ترک کوهی می خوانند و در عراق کردان طی سالیان مبارزه  ، پس از سقوط بعث سرانجام  موجودیتشان به عنوان بخشی از کشور تازه تاسیس عراق رسمیت یافت  ولی  در

ایران وطن اصلی آنان ، کردان همواره ، ایرانی و به راستی صاحبخانه بوده و هستند و چه جانفشانی هایی در راه استقلال و ماندگاری ایران نکرده اند .

اما چگونه ؟

  در این جستار مجمل ، به صدای رخدادهای تاریخ که از لابلای سنگ ها و سنگ نبشته های سده ها ، پژواک آوایش هنوز گوش جانهای جستجوگران این وادی را می نوازد ، گوش فرا دهیم که بزرگی ، شرف و زمزمه یگانگی ملی ، زمزمه تاریخی ایران و همبستگی ایرانیان است . دل آرام  داریم و به قضاوت تاریخ بنشینیم که یادآوری آن ، امید و غرور ملی را زنده نگه می دارد ، تا پی نبریم کجای جهان ایستاده ایم ، تا ندانیم نیاکان ما چه کسانی بودند ، تا ندانیم در کجای مختصات نظام سلطه جهانی ایستاده ایم و چه موضعی و ازچه خاستگاهی و چه خود آگاهی ملی برخورداریم ، شایسته ی ستم ها و سرشکستگی ها و دو دستگی ها هستیم که درد بزرگمان نا آگاهی است .

 در دوره های پیش از تاریخ ، کرد و کردستان در سرزمین گسترده ای که سرانجام به امپراتوری ماد نامبردار شد و  سده ها بعد ، بخش هایی از آن سرزمین به نام کردستان مشهور گردید و طوایفی از کردان در دامنه های پر رمز و راز زاگرس سکنا گرفتند .

  از آثار به جای مانده از دوره باستان ، از قوم هایی که در شمال و دامنه های خاوری و باختری رشته کوه های زاگرس و سرزمین های خاوری و باختری دریاچه چیچست ( ارومیه ) همان سرزمین آتروپاتکان زندگی می کردند . امپراتوری بزرگ ماد تشکیل شد . قوم ماد  متشکل از چندین طایفه بود که  دیاکو  نخستین فرمانروای ماد آنها را متحد کرد و دولت  ماد  را روی کار آورد . این نخستین دولت آریایی است که در سال 708 پیش از میلاد بنیان یافت . و 150 سال دوام کرد .  (1)    این مردمان برای ثبت رخدادها و آثار خود از خطی تصویری به نام ماسی سورات که توسط سورات که از کردهای آن منطقه بود اختراع کرده و استفاده می کردند که بعدها به خط میخی تغییر شکل یافت و ابتدا مادها و سپس با کامل تر کردن آن هخامنشیان آن را به کار می بردند .

 دو تا سه هزار سال پیش از زایش مسیح ( ع ) پارس ها از شمال باختری و شمال خاوری دریای مازندران و هزاران سال پیش از آنها قوم هایی دیگر از همان راهها آمده و در این ناحیه ها سکنا گزیدند . در این دوره مادها و پارس ها به جنوب ایران کوچ کردن و در پارس و استخر دولتی تشکیل دادند زیر نفوذ حکومت مرکزی ماد و زبانشان ابتدا کردی مادی و رفته رفته تغییر یافت که ریشه ی زبان پارسی باستان شد .

« مادها به هنگام کوچ کردن های خود از بخارا و سمرقند گذشته و روبه جنوب ره گشودند و پس از رسیدن به پارس در آن سکونت اختیار کردند . » (2)   پارتها نیز از همین راه به خراسان کوچ کردند و از دیگر سوی گروههای بزرگ دیگری از همان قوم ماد همراه پارس ها از نواحی مینسک و مسکو و بخش های خاوری آن تا شمال دریای مازندران از راه قفقاز در  باختر و شمال باختری ایران ساکن شده اند .

1- بابا مردوخ (شیوا ) ، تاریخ مشاهیر کرد  

2- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، جلد 1 ، ص 405       

 دیرینه ترین مادها کاردوها هستند که دو هزار سال پیشتر و در دامنه های زاگرس و میان رودان و جنوب خاوری آسیای صغیر سکونت پیدا کرده بودند . با گذشت زمان گروه های دیگری آمدند و به آنان ملحق شده در اثر آمیز گاری و ازدواج ، قوم بزرگ کاردو را در آن سرزمین تشکیل دادند . گروه های دیگری از ماد پس از آنها به سوی خراسان و جنوب بلخ کوچ کردند . مادها افزون بر زاگرس و میان رودان و آسیای صغیر ، همراه پارس ها در سرزمین جدید به هر سو رفته در دامنه های البرز و در سراسر ایران نیز مستقر شده اند .

   از آغاز تشکیل دولتهای ایرانی چه مادها ، چه هخامنشیان و سپس اشکانیان و ساسانیان برای همیشه در سراسر تاریخ و بعد از اسلام هم ، کردان را به خاطر جنگجویی و سوار کار بودن همراه لشکرکشی های شاهان هر زمان ، ازسویی به سویی دیگر برای دفاع از مرزهای ایران گسیل نموده و در محل های تازه مقیم می گشتند .

  پژوهشگران آلمانی مهاجرت بسیاری از طوایف را از پارس به سرزمین ماد چنین نوشته اند :

    در قرن پنجم  پیش از میلاد به علت لشکرکشی های شاهان هخامنشی به آسیای باختری ، بسیاری از طوایف صحرا نشین جنگجو از پارس و خاور ایران به بخش های باختری کوچانده شده اند .و این نقل و انتقال در تمام ادوار ایران باستان ادامه داشته است . از آن جمله از قوم بزرگ سیرتی ، نخستین طایفه هایی که به سوی باختر انتقال داده شدند ، قبایلی بودند به نام آزاکارتیا که نخست در خاور فارس سکنا داشتند که توسط « هوخشتره »  ( سیاکسار) پادشاه ماد در دوره ی سلطنت آشوربه سرزمین ماد گسیل شدند که « هوخشتره »  به یاری آنان دولت آشور را منقرض کرد و نینوا را تصرف نمود . همین قوم آزاکاریتا در دوره ی کورش بزرگ در سده های پنجم و ششم پیش از میلاد به نواحی مرتفع یعنی اربیل  قدیم کوچ کردند .

   داریوش  بعضی از سران قوم آزاکارتیا را به پایتخت خود آورد که در نقش های سنگ برجسته بیستون قیافه و هیکل امیر آن قوم با لباس و هیات کردهای امروزی دیده می شود .

ـ پراکندگی کردان در گستره ی ایران :          

   مهاجرت اقوام ایرانی کرد از خاور به باختر تدریجی بوده و این اقوام پس از مدتی جدایی از یکدیگر باز درکوهستان های زاگرس و سواحل دجله به هم رسیده اند و چون در نژاد و اخلاق و آداب ایرانی متحد بودند آمیزش و اختلاط آنها با یکدیگر به سهولت انجام پذیرفت و رفته رفته کلمه » کردو »  که نام نخستین طایفه مهاجر ایرانی یا نام کوهستان های باختر بود به تمامی قبایل ساکن آنجا اطلاق شد . (3)   

در فارس که گاهواره ساسانیان است از روزگاران کهن ، تیره های گوناگون آریایی نژاد می زیسته اند که کردها هم یکی از آنان بوده اند .  استرابون  جغرافی نگار نامدار یونان باستان از 5 گروه از مردم پارس نام می برد و می گوید : »  گروه های گوناگون که در پارس می زیستند » پاتیشخوار »  ،  «هخامنشی ها «، » مجوس ها «، «کورتی ها» و » مردها »  می باشند که سه گروه آخری ماد و کرد هستند . » (4)  

 در زمان هخامنشیان  در میان طوایف چادرنشین فارس به نام  کرد  برمی خوریم . در دوره ساسانیان شمار زیادی  کردها در نواحی مرکزی ایران می زیسته اند و طایفه های دیگر از کردان در اطراف دریاچه نیریز  

3- علی اصغر شمیم ، کردستان ، صص 39 و 40

4- رشید یاسمی ، کرد و پیوستگی تاریخی و نژادی او ، ص 165

      

  تا  کرمان و از آنجا تا اطراف  بوشهر  هم بوده اند . منابع تاریخی از آن جمله  سعید نفیسی  به ما می گوید که ساسانیان اصلاً کرد بوده اند . (5)

 بر خلاف ملت ایران استعمار در یک صد سال اخیر همواره کوشیده است با ترفند و دسیسه های ظاهر فریب ،  کردان را جدا از دیگر ایرانیان بنمایاند  یا وادارد ،  در حالی که کردان مردمی جدا از مادها و پارس ها نبوده و نیستند و جایگاهشان سراسر ایران است . (6)   

 امروز نیز کردها که در جاهای دنیا پراکنده اند هر جا که باشند مردمی ایرانی اند با منشی به مثابه درفش کاوه در اهتزاز ، خواه درروزی لبنان ، خواه کردهای گولان در سوریه و خواه در عراق ، خواه ترکیه و روسیه و حتا در افغانستان ، پاکستان ، هندوستان . در  لوک  از دهستانهای فعلی افغانستان ، کردها سکونت داشته اند و در کتاب  کردان گوران آمده است در دوران باستان و بعد از اسلام در خاور ایران ، افغانستان ، سیستان و خراسان قبایل بسیاری از کردها ساکن بوده اند . (7)  

 مردم ایران از هر قوم و تیره در تمامی تاریخ در برابر هر دشمن خارجی با همدستی و یگانگی یکدیگر از مرز و بوم خود دفاع کرده اند . به ویژه قوم  ماد  یا کردان که بیش از دیگر اقوام ایرانی در معرض هجوم و موقعیت دفاع قرار می گرفته اند . به همین علت است که  کردان و تاریخ نویسان کرد ؛ نقش خود را در دفاع از میهن در آیینه گزارشهای حماسی شاهنامه فردوسی می بینند  و جنگ های پادشاهان و پهلوانان شاهنامه را جنگ های کردان با انیران و اهریمنان می خوانند و می نویسند :  پیشدادیان کرد بودند ، کیانیان کرد بودند ، کاوه آهنگر که بر ضحاک شورید  کرد بود ، خاندان سام و زال و رستم ، کرد بودند که از غرب با ایل و تیره خود برای پاسداری از مرزهای شرقی کشور گسیل شده اند  و خاندان میلاد و خاندان گیو و گودرز نیز همینطور . از این رو بر این باورم که تا کرد هست ، ایران هست .    

  به نوشته تمام محققان و مورخان ، کردان در دوره هر یک از چهار سلسله در ارتش های ایران دلیرترین جنگاوران و سربازان را تشکیل می داده اند . 

  کلیم اله توحدی ( اوغازی ) می نویسد  به شهادت تاریخ کردها از قدیمی ترین آریایی هایی هستند که در سرزمین آسیا اسکان یافته و نام مقدس ایران را که به معنای پرستشگاه است بر آن سرزمین نهادند ( این نوشته پاسخی است به نوشته های بیپایه ای که در روزنامه آمریکایی منتشر شد که نام ایران از سال

1935 به سرزمین پرشیا اطلاق گردید . )  و نخستین حکومت منظم جهان آن روز را تحت عنوان ماد تشکیل دادند و با دولت مقتدر و متجاوز آن روزگار به مقابله برخاسته و از حریم ایران دفاع کرده اند و در تمام این فداکاریها و مبارزه ها همواره یک هدف را دنبال می کرده اند و آن حفظ استقلال ایران بوده است .(8)

  اگر در دو قرن اخیر بخش بزرگی از مناطق کردنشین که قسمتهایی از خاک ایران بوده و هست به سبب بی کفایتی سلاطین و زمامداران وقت به وسیله استعمارگران شرق و غرب پاره پاره شده ، در عوض مهر و دلبستگی کردان از این دوری به ایران محکم تر شده است . جدا ماندن سرزمین های کرد از مام وطن

5- سعید نفیسی ، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران ، ج 1 ، ص 194

6- سیروس ایزدی ، کردان گوران ، مقدمه ص 8 .

7- ملک الشعرای بهار ، تاریخ سیستان ، ص 218 . 

8کلیم الله توحدی ، حرکت تاریخی کرد به خراسان ، جلد 2.

        دلیل آن نیست که کردان در آن نواحی ایرانی بودن خود را فراموش کنند ، بلکه همه آنها در هر کجا که هستند با عمال و دست نشاندگان امپریالیسم در نبردند در عراق و ترکیه … » دست های بریده قهرمانانی چون سارو بیره  در جنگ چالدران که دست چپش بر پیکرش آویزان بودد همچنان با دشمن می جنگید و امیر خان برادوست ( له په زرین )  در آذربایجان و یا قلب شکافته شده  جه جوخان  در خراسان همه و همه دال بر جانبازی دلاوران کرد در راه استقلال ایران است .» (9)

        از قول  گزنفون  درباره کردان ساکن زاگرس در ارتش هخامنشیان که با لشکریان در حال عقب نشینی یونان جنگ و ستیز می کردند بسیار سخن رفته است . از زبان فردوسی و استرابون جغرافی دان یونان باستان و اراتسن دبیر اسکندر و همچنین از زبان مارکوارت خاورشناس آلمانی درباره بسیاری طوایف مختلف آریایی نژاد اقلیم فارس که کردان بخش عظیمی از آن بودند و لشکریان کرد جنگجوی مقیم پارس ، سید محمد باقر نجفی در مقدمه ای بر ترجمه کتاب  کردان گوران  می نویسد که :  

    تنها محدوده ای رانمی تواند محل سکونت کردان دانست بلکه همه جای ایران را سرای کردان می داند  و می نویسد : استخری جغرافی دان به نام از 340 هجری نوشته است :

   کردان فارس در سرزمین فارس بیش از صد طایفه هستند و من سی و اند طایفه را از جمله  خسروی شاهکانیه ، استا مهریه ، آذرکانیه ، بنداد مهریه ، رامانیه ، مهرکیه ، شاهدیه و …   نام می برم که همه نامها برخاسته از هویت فرهنگی ایران است . (10)  

یا دکتر جواد صفی نژاد استاد جامعه شناسی عشایری می نوسید :

   » کردان فارس» نامی است که جغرافی نویسان دوران اسلامی به عشایر فارس داده اند . یا تقدسی در 375 هجری در « احسن التقاسیم فی معرفته الاقالیم » نوشته سی وسه ایل کرد در فارسند که هر یک پانصد خانوار هستند . (11)

  ابن خلکان  در کتاب «  وفیات الاعیان »  در قرن دوم هجری در خراسان خبر می دهد که  » ابوالقاسم خراسانی از زمره کردان و از میان کردان خراسان قیام کرده است . » (12)

ملک الشعرای بهار   در تعریف   « بسام کرد »   در دربار یعقوب لیث می نویسد که او  نخستین شاعر کرد و دومین یا سومین فارسی سرای ایران است که به فارسی شعر سروده است  (13) و یا باستانی پاریزی به نقل از کتاب  طبری « الرسل و الملوک »  می نویسد در  دوره یعقوب لیث ، رئیس عشایر فارس احمد بن لیث کردی بود . (14)

   رشید یاسمی  در ذیل «  دیلمیان و اکراد »   می نویسد در سال 380 هجری  فولاد بن منذر  با جماعتی فراوان از سواران و دلاوران کرد از شیراز برخاست . صمصام الدوله امیر دیلمی از بیم جان شیراز را ترک و

9– ارجاع به منبع

10- سید باقر نجفی ، مقدمه بر کتاب کردان گوران ، صص 24 و25 .

11- ارجاع به منبع

12- ارجاع به منبع

13- ملک الشعرای بهار ، تاریخ سیستان در حاشیه ، ص 211

14- باستانی پاریزی ، یعقوب لیث، ص264  .

به فخرالدوله  پناه برد . و  کردان سیراف  و مهتر آنان به نام راشدی والی خلیفه را طی جنگی شکست داده و او را به اسیری به حضور یعقوب بردند . (15)

   شاه عباس اول  چهل هزار خانواده از ایل  چشمیگزک  را که چند سالی در ورامین سکونت داشتند به خراسان کوچاند ، بخشی از آنها در  چناران  سکونت گزیدند به  کیوانلو  و دسته هایی که در قوچان و شیروان اسکان یافتند به  زعفرانلو  مشهور شدند و دسته سوم به عنوان شادلو  حوالی بجنورد را برای سکونت اختیار کردند .  (16)  

   امیر شرف خان بد لیسی   مناطق زندگی کردان را در کنار دریای هرمز ، خلیج فارس تا سواحل دریای هند و از آنجا به ولایت ملاطیه و سپس ولایات فارس و نواحی مرکزی ایران و آذربایجان ، ارمن صغرا   و ارمن کبرا و طرف جنوب آن موصل و دیار بکر نوشته است  (17) و از قول  ابن بلخی  پروفسور لمتون در تاریخ ایلات ایران می نویسد :  کردان زبدگان لشکر ساسانی بودند .

      احمد کسروی  می نویسد :  پیش از صفوی هیچ شاعر ترک گویی در آذربایجان پیدا نشد چون زبان فارسی در آنجا زبان نوشتار و گفتار بود و همگی مردم هر که ماد و آریایی تبار بودند به زبان پهلوی آذری گفتگو می کردند که همانند لری و کردی بود . (18)   در تاریخ عالم آرای عباسی می خوانیم که ایرانیان قدیم لفظ دیلم را بر کردان طبرستان اطلاق می کردند . (19)   

    ابوریحان بیرونی می نویسد که  طاهریان ، صفاریان و سامانیان را از نوادگان  بهرام چوبینه هستند که محققین کرد او را کرد می دانند . همینطور  ایوبیان که سر سلسله آنها  صلاح الدین ایوبی  که در سیاست و شجاعت و کاردانی قهرمان دوران و در جنگهای صلیبی افتخارات و پیروزیهای بزرگی برای جهان اسلام به دست آورد ، از کردان بود.

دکتر عزیز ژیان می نویسد : دو دولت مقتدر صفوی و عثمانی قریب 300 سال گاه بی گاه با هم در جنگ بودند و کردها به علت داشتن نژاد مشترک با ایرانی ها همواره متحد ایرانیان بودند . (20) و یا علی اصغر شمیم می نویسد : شاه عباس مرزهای باختری ایران را به  رود دجله  رساند و به مرزهای طبیعی خود رسید

15- رشید یاسمی ، کرد و پیوستگی نژآدی و تاریخی او ، صص176 تا 193 .

16– محمدرضا بهار ، عشایر ایران

17- شرفخان بدلیسی ،شرفنامه ، صص 25 و 27 .

18- سید احمد کسروی ، شیخ صفی و تبارش ، تاریخ تبار و زبان مردم اذربایجان

19- دایرة المعارف اسلامی

20- دکتر عزیز ژیان ، امپریالیسم رساله کرد ، ص 8 .

و تمامی نواحی کردنشین در داخل حدود کشور قرارگرفت و اقوام کرد همه وقت و همه جا از حقوق خود و مرزهای ایران دفاع کردند . (21)  و یا  تیمورخان  حاکم اردلان  با این که  سلطان مراد عثمانی به او عنوان  پاشایی  داده بود ولی هرگزاز پشتیبانی به شاه اسماعیل دست بر نداشت . (22)       

   آنچه تقدیم شد بخش هایی بسیار مجمل از تاریخ مستند ایران بود و نقش جانبازی ها و فداکاری های کردان در ازای تاریخ این مرز و بوم در دفاع از استقلال مرزهای ایران زمین ، آنانکه تاریخ نمی خوانند مجبور به تکرار آن هستند ولی ملت ایران کردان را از خود و کردان خود را از ملت بزرگ ایران می دانند . آنانکه جدا طلبی کردان را زمزمه می کنند از پی آمدهای ضد فرهنگی این جدایی سازی های ساختگی که به مرور به از میان رفتن فرهنگ اقوام و تحلیل آنها در فرهنگ های غالب می انجامد ، بی خبرند .آنها یا نادانند یا مغرض و یا مامور .

پراکندگی کردها را در ایران سید علی میرنیا  کتاب   ایل ها و عشایر کرد  به شرح آورده است :

ـ کردان گیلان :  عمارلو ، رشوند در رودبار ، در گلوگاه ، بهتویی ، ولی یاری ، باجلان ، چمش گزک و کلهر و …

ـ کردان قزوین : طایفه چگنی ، جلیلوند ، مافی ، رشوند ، کاکاوند ، باجلان ، پاپلی ، غیاثوند ، کرمانی ، ولی یاری و .. .

ـ کردان رودبار : تیره های عمارلو : قبه کرانلو ، استاجلو ، بیجانلو ، بیشانلو ، شمخانلو ، طایفه کرد رحمت اباد : برامکله ، حاتمی ، پیراصلو ، عمارلو  و … .

ـ کردان زنجان و تاکستان قزوین : زعفرانلو ، ارامانلو ، کیوانلو ، قراچورلو ، عمارلو ، شادلو ، باوه نور و… .

ـ کردان ملایر و همدان : طایفه های زنگنه ، زند ، لک و بهتونی ( بتونی ) و … .

ـ کردان مازندران : جهان بیگلو ، ملانلو ، دراره ده در ساری ، عبدالملکی و … ، تیره های کلبادی ، مسگر ، اشکارگر ، خواجه وند ، در کلارشتاق  شرف وند ، در کجور طایفه لک ، طایفه های غیاثوند ، اصانلو ، ایرانلو .

ـ کردان گرگان : طایفه های حسنوند ، کاکاوند ، طایفه های کردکرد کوی : زعفرانلو ، کاکاوند ، جهانبگلو ، عمرانلو ، دوانلو ، سپانلو ، منوچهرلو ، عرب خویشانلو ، حسینلو ، طایفه های کرد زیدی ، باباکردی ، کتولی و…

ـ کردان شاهرود : چگنی ، رشوند .

ـ کردان دماوند و خوار و  ورامین : طایفه های کردبچه ، جاوان ( جابان ) ، شادلو ، زعفرانلو ، بوربور ، ایزانلو ، قراچورلو ، پازوکی .

ـ کردان کرمان : طایفه های بامری در جبال بارز ، لک در پاریز ، خواجوینی ( خواجه وند ) .

21– علی اصغر شمیم ، کردستان ، ص 48 .  

22- شرفخان بدلیسی ، شرفنامه ، ج 1 ، ص 369 .

ـ کردان خراسان : طوایف زعفرانلو ، ارامانلو ، سعدانلو ، کیوانلو ، عمارلو ، شادلو ، بچاوند ، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند ، کاوانلو در رادکان ، دوانلو در مزوج و بجنورد ، عمارلو در نیشابور ، ایزانلو در شیروان ، شیخ امیرانلو ، سووانلو ، پیچپرانلو ، شاملو ، بهادرانلو در قوچان ، پالکانو در جیرستان ، پهلوانلو در باجگیران ، توپکانلو ، تیتکانلو ، حمزه لو ، رشوانلو ، رودکانلو ، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز ، سیفکانلو در اوغار ، کم کیلانلو در باجگیران ، سپرسپرانلو در جیرستان ، شهرانلو ، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز ، طایفه های شیخوانلو ، باچوانلو ، قراچورلو ، زیدانلو ، مادانلو ، کیکانلو ، پالکانلو ،کیوانلو زنگنه تورانلو ، دوله شانلو ، ارتکانلو ، بریوان لو ، چگنی ، صوفیانلو ، بادلو ، کپکانلو ، گوشانلو ، گیلانلو و …

در کلات :  اردلان ، شارلو ، گوشانلو ، ترسانلو ، بادللو و …

کردان کرمانشاه : ایل ها و طایفه های : سنجابی ، کلهر ، گوران ، قبادی ، چوپان ، کاوه ، باباخانی ، ولدبیگی، مصطفی سلطانی ، کانی سانی .

کردان منطقه کامیاران : طایفه های کمانگر ، لطف الله بیگی ، شهیدی ، کشککی احمدی .

کردان منطقه سنندج : طایفه های اردلان  سنندجی : حبیبی ، کلماسی ، زند ، آصف ، اردلان ، شاه ویسی ( شاه اویسی ) ، بابان ، وکیل . صادق وزیری مسعود وزیری ، معتمد وزیری ، آصف وزیری ، مردوخی و …

کردان بانه : طایفه های شهیدی ، بهرام بیگی ، احمدی ، توکلی ، لطف الله بیگی و …

کردان منطقه جوان رود : عناقی ، امامی ، رستم بیگی ، باباخانی و …

کردان منطقه سقز : فیض الله بیگی ، گورک ، تیله کوهی ، جاف ، سقز ، کلالی و افشار و …

کردان آذربایجان غربی :  طایفه های ایل شکام در سلماس ، بیک زاده در غرب ارومیه و …

کردان ماکو و خوی : ایل میلان ، خلکانی ، جلالی ، حیدرلو ، و کره سنی و مامش

کردان منطقه نقده :  ایل زرزا ، ایل مامش ، ایل هرکی ، ایل سادات ، ایل پیران و …

کردان منطقه مهاباد : ایل ها و طایفه های گورک ، منگور ، دهیکری ، عثمان بیگی ، قاسملو و …

کردان منطقه سردشت : ایل ها و طایفه های باسک کوله ، بریاحی ، پیشدری ، کلاسی و ایل مکاری و …

کردان خوزستان : طایفه های سگوند ، رحیم خانی ، سگوند حاجی خانی ، طایفه ممله و طایفه های جانکی و جوانکی و لرکی و …

کردان در فارس : طایفه های زراسو ، دنیا رانی ، بهداروند ، احمد خسروی ، بابااحمدی ، دورکی ، بابادی ، بختیاروند ، طایفه های محمدصالح ، موگویی ، محی وند ، کیان ارثی .

کردان در بلوچستان : طایفه های سهراب زایی ، مصطفی زایی ، میرابلوچ زایی ، گدازایی ، شه کرم زایی ، الله رسان زایی ، جمال زایی ، کمال خانی زایی ، علم خان زایی ، درزاده ، غلام رسان زایی ، شهدادزایی ، سید خان زایی ، سالار زایی ، علما خان زایی ، میریحیا زایی ، مرادزایی ، گل محمود زایی ، ناگزی زایی شهمراد زایی ، گنگدازایی ، بولگاک زایی ، متیم زایی ، عجب زایی ، کرم زایی ، ناروزایی .

کردان لرستان : ایل و طایفه های حسنوند ، کاکاوند ، کولیوند ، بوسغوند ، دلدوند ،تاج وند ، مظفروند ، باریکوند .

ایل ها و طوایف پر شمار دیگری از کردان را می توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده اند که یادآوری همه آنها از حوصله این نوشتار مجمل خارج است .

از این رو بر این باورم کردستان خود ایران است.

نوشتارم را با جمله ای از نویسنده ی فرانسوی   کنت دوگو بینو در کتاب تاملی درباره ایران به قلم  سید جواد طباطبایی  به پایان می برم :

       «   ایران ،  ایران خواهد ماند و نخواهد مرد .  ایران  در نظر من چونان  سنگ خارایی  است که موج های دریا آن را به ژرفا رانده اند . انقلاب های جّوی آن را به خشکی انداخته اند . رودی آن را با خود برده و فرسوده کرده است ، تیزی های آن را گرفته و خراش های بسیاری بر آن وارد آورده ، ولی این « سنگ خارا» پیوسته همان است که بود . اینک در اواسط دره ای بایر آرمیده است ، زمانی که اوضاع بر وفق مراد باشد ، آن  سنگ خارا  گردش را از سر خواهد گرفت .

مطالب مرتبط:

+ شرحی بر مجلد های حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران

+ نقشه ی مهاجرت کردهای کرمانج به به خراسان شمالی

+ دولت صفوی و تقویت مرزهای خراسان 

+ گویش‌ها و لهجه‌ها زبان‌ کردی‌ 

+ حرکت تاريخي کرد به خراسان واقع در شرق ايران 

+ خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي قوم کرد 

+ کرمانج و خروج از محدوده اوليه 

+ تاریخچه قوم کرمانج 

+ نگاهي به موقعيت جهاني كرد – كرمانج 

+ تاريخ كرمانج و كورد

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

هم وطن! با مصرف هم زمان دوغ و لوبیا و تولید گاز از قطع شدن آن جلوگیری کنید

ژانویه 12, 2008

به دلیل قطع گاز در بیشتر شهرها و مناطق ایران

هم وطن! با مصرف هم زمان دوغ و لوبیا و تولید گاز از قطع شدن آن جلوگیری کنید.!!

راهکار و پیشنهاد شما چیست؟!

مجلس ما:فقط جاي يه قليون خالي!

دسامبر 26, 2007

3180_932.jpg

حيف که قليون ممنوع شده، وگرنه جاش اينجا خالي بود (لطفا توهين به نمايندگان تلقي نشود حتما» خسته شدن).

هرکه به ما شاخه گلی هدیه داد / ملت ما باغ گلش تحفه داد

دسامبر 15, 2007

ایران

وطنم، نام تو صدر همه نام جهان
جام جمت سرور جام جهان
حکم اهوراست به اهریمنان
پارسیان تا به ابد قهرمان
هرکه به ما شاخه گلی هدیه داد
ملت ما باغ گلش تحفه داد
ملت ما ملت بخشایش است
صلح طلب طالب آرامش است
رافت ما یکسره در خون ماست
عرق وطن مسلک و قانون ماست
گر به میان آیدمان آبرو
کیست که بتواندمان روبرو
ای همه مردان غرور آفرین
بهر شما باد هزار آفرین
جام جهان دست شما بایدش …..