» شاهنامه ي کردي ( برزو نامه )

فوریه 23, 2008

رستم و بُرزو » بُرزو نامه « ترجمه از زبان كُردي و ويرايش : منصور ياقوتي پيشگفتار نزديك به پنجاه سال پيش در روستاي زادگاهم » كئونان« ، ميرزاي آبادي ، شب هاي برفي و سنگين و در كنار كرسي ، با آوازي غريب و شگفت كه انگار از اعماق آسمان و ژرفاي زمين برمي آمد ، براي ما » شاهنامه كُردي« مي خواند .

شيوه شاهنامه خواني ـ رُستم نامه ـ كه ملودي غريبي داشت و هرگز طراوت خود را از دست نمي داد ، مسحورم مي كرد.

در همان ايام كودكي ، گردش روزگار ، من و خانواده ام را به گوشه شهر كرمانشاه پرتاب كرد ، جايي كه ديگر طنين آن آواز جادويي شنيده نمي شد. سرپل حاج مَدتقي ، آن روزگار ، قهوه خانه اي بود كه در آنجا نقال زبردستي شاهنامه فردوسي را مي خواند. من ، روبروي قهوه خانه ، پيش يك خواروبار فروش كار مي كردم. نه ! هرچند نقال زبردست و با احساس ، شاهنامه فردوسي را با قدرت اجرا مي كرد ، اما آن طنين گمشده در ژرفاي تاريخ ، كه گويي از دهان ارواح نياكان ما و بر لبهايشان جاري مي شد ، جايش را به ملودي ديگري داده بود.

در طي نيم قرن زندگي در ايران زمين با همه ي شوربختي ، من به دنبال آن موسيقي گمشده به هر سوراخ سُنبه اي سركشيدم و نوميد و ناكام ، درگير با توفان بنيان كن زندگي شدم. مي دانستم كه شاهنامه ي كُردي اينجا و آنجا ، در گوشه و كنار سرزمين مادري ام كردستان ، به ويژه مناطق كليايي و لكستان و گوران پراكنده شده است و كسي متون پخش و پلا شده را نه گردآوري و نه ترجمه كرده است.

شاهنامه ي كُردي در قالب اشعار ده هجايي و مقفا و به زبان كُردي مناطق كليايي و گوران و لكستان ودر قسمت هاي مجزا تنظيم گرديده مثل : رستم و ديو سپيد ، رستم و برزو يا برزونامه ، بهمن و فرامرز ، رستم و زنون ، رستم و زردآهنگ و جنگ هفت لشكر و … سراينده ي شاهنامه ي كُردي يا » رستم نامه « مشخص نيست چه كسي يا چه كساني اند ؟ مشخص نيست كه حكيم فردوسي شاعر ارجمند و ملي ايران ، داستان هاي شاهنامه را كه احتمالاً در مناطق كُردنشين كشور » ماد « برزبان مردم كُرد جاري بوده گردآوري و با نبوغ شاعرانه ي خود ثبت و تنظيم نموده يا اين كه برعكس ، شاهنامه كُردي با الهام از شاهنامه فردوسي توسي بازآفريني شده است ؟ آبشخور و سرچشمه داستان هاي شاهنامه كدام منطقه جغرافيايي كشور پهناور ايران زمين در روزگار باستان بوده ؟ مشخص نيست ! … اين كه فردوسي فرموده : » كه رستم يلي بود در سيستان « نمي تواند دليل قانع كننده اي براي اهل پژوهش باشد.

همه ي ما مي دانيم كه چه شاهنامه فردوسي و چه شاهنامه كُردي در فراز و نشيب تاريخ اين سرزمين بدست كاتبان كم سواد يا بي سواد ، دستخوش تحريف شده است .

هر كسي به ميل و سليقه شخصي ، بيتي اضافه يا كم و يا واژه اي را حذف و يا برپايه ي ذهنيت خود ابداع نموده و به جاي متن اصلي نهاده. متن كُردي شاهنامه خيلي بيشتر از متن فارسي دستخوش تحريف و تغيير شده است. در همين متن برزو نامه يا رستم و برزو ، علاوه بر اغلاط املايي چشمگير ، لطمه زدن به وزن شعر (وزن شعر كُردي همان وزن اشعار دوران باستان يعني هجايي يا سيلابي مي باشد ) برخي نام ها هم دستخوش تحريف شده از جمله نام مهتر رستم كه از رخش نگهداري مي كرده زرعلي ! ثبت شده ! در برخي از صفحه هاي كتاب به ويژه صحنه هاي نبرد ايرانيان با تورانيان در روزگاري كه دين ايرانيان مهري يا ميترائيسم بوده ، صداي » الله اكبر« مي آيد و صلوات بر رسول و آل رسول ! متن فعلي هيچ گونه شباهتي با متن الحاقي شاهنامه فردوسي مربوط به برزو فرزند سهراب ندارد و متني مستقل است و همين موضوع پرسش هاي تازه و ابهامات جديد مي آفريند.

بر اساس پژوهش هاي دانشمندان مغرب زمين ، رستم سلحشوري بوده مربوط به دوران ماد كه موجب وحدت ايران زمين مي شود. در سر راه » بيستون « به شهرستان » سنقر« تنگه اي وجود دارد كه انتهايش به شهر قديمي و باستاني » دينور« (كه گويا به دست هلاكوخان مغول به كلي تخريب مي گردد ) منتهي مي شود .

كوهي كه در مشرق تنگ قرار دارد » هُژير« نام دارد. ميان تنگه چشمه اي مي جوشد به نام » چشمه سهراب« و آبادي به همين نام . در دشت دينور ابتداي جاده سنقر ، آبادي كوچكي در حاشيه دشت قرار گرفته به نام »كركسار« همچنين نزديك شهر باستاني » سَئَنَه « روستايي به نام » سمنگان« وجود دارد كه به دينور نزديك است. در مغرب كرمانشاه » زواره « كوه قرار دارد و در منطقه » هوزمانَوَند « ، پشت كوه سفيد كرمانشاه در » لكستان« سنگ بزرگي قرار دارد كه چشمه اي در كنارش مي جوشد و در دل سنگ اتاق بزرگي تراشيده شده و» سان روسم« يعني سنگ رستم نام دارد .

تمام اين نام ها در شاهنامه ي فردوسي آمده است. باري ترجمه متن رستم و برزو شايد بتواند به پژوهشگران كمك نمايد كه گوشه تاريكي از تاريخ پُربار ايران روشن شود.

درترجمه سعي شده كه متن ا ثر دستخوش تغيير و تحريف قرار نگيرد. توصيفات تكراري حذف شده ، نام مهرجهان سوز در متن ، چندجا جهان افروز ، مهرماه صورت يامهرمه لقا قيد گرديده. صرف نظر از دخالت كاتبان كه منجر به سستي پاره اي از ابيات ، تكرار صحنه ها ، ضعف آشكار ادبيت اثرشده مضمون از انسجام ، يكدستي ، توان ، كشش و نقاط اوج و فرود و جذابيت يك داستان كامل و شكوهمند برخوردار است. ازآقاي محمود بدري ساكن قصرشيرين كه متن كُردي اثر را در اختيار مترجم گذاشته ، تشكر مي كنم. ضرورت دارد تأكيد كنم كه متن كُردي با خط كُردي كليايي يا كلهر نوشته شده كه قدمت تاريخي دارد. خط فعلي كردستان عراق يا كردستان ايران خطي جعلي و بي پايه و اساس است و ضرورت دارد در آن تجديد نظر شد.

فرستاده شده توسط ليلا بيات
مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

سایت های آموزش زبان کردی

فوریه 22, 2008

در اين پست چند سايت كوردي براي آموزش زبان كردي معرفي مي كنيم. در سايت هاي زير شما مي توانيد به يادگيري زبان كردي بپردازيد.

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

KURDISH LANGUAGE

فوریه 20, 2008
The unprejudiced academics that study Kurdish history are united in the view that the Kurds are an ancient race (1).The Kurds have lived for many thousands of year’s -even longer than written documentation can reflect-in a land that has been described as the ‹cradle of human civilisation›.We need only think of Jewish and Islamic mythology, which designates Mount Judi (Cudi) in Kurdistan as the resting place of Noah’s ark (2); we know from history that in the land of the Kurds and its surrounding territories numerous advanced civilisations existed, such as that of Mesopotamia, of the Hittites, the Hurrites; the Karduchi, the Mittanis, the Parthians, and the Sassanids. Additionally, many of the world’s major religions have found their place in the land of› the Kurds, such as, for example, Mithraism (the Cult of the Sun), Mazdaism (Zoroastrianism), mystery religions, Judaism, Christianity, Manichaeism, and Islam. Even today in Kurdistan one finds a large number of Kurdo-syncretic religious communities (3) such as the Ezidi, Kakayi (Yarsan or Ali-Haqq, or ‹People of Truth›), Alevi, Shabak, Sarayi, Bajwan, Haqqa, etc., all of whom bear witness to the fact that the Kurds are the heirs of a vastly rich cultural heritage.
The Kurds have played a remarkable role in the history of the Orient, both before and after the rise of Islam in the seventh century. After the partial islamification of the Kurds, Moslem Kurds participated in the foundation of the Arabian, Persian, and Turkish Dynasties with a degree of selflessness seldom seen in any other people. To cite just a few examples: The founding of the Abbasid Dynasty on the part of the revolutionary Kurd Abu Muslim Khorasani in the year 750 C.E., Saladin (1137–1193) and his reversal of the conquest of Palestine by the Crusaders in the twelfth century; the foundation of the Safavid Dynasty (1501/ 2-1736) at the start of the 16th century by Ismail Shah Safi, son of the Kurd Sheikh Safi, leader of an order of Dervishes, and last, but not least the foundation of the Ottoman Empire, which was supported by the majority of the independent Kurdish principalities. They formally united with the Ottoman Dynasty in 1515, after the famous battle of Chaldiran, in which the Ottomans, with the help of the Kurds, defeated the Persians. Thus the Ottoman Empire began.
The military and political achievements of the Kurds on behalf of their neighbours were not all; the outstanding contributions of Kurdish scholars and artists in enriching Arabic, Persian, and Turkish culture (4), and their contribution to the wealth of Islam was so great, that of the four people designated by the famous Moslem scholar Ghazzali as ‹pillars of the Islamic culture›, three are Kurds (5). The fact that the Kurds for centuries didn’t concentrate their efforts on the foundation of their own State, or the cultivation of their own language and culture, drew the attention of outsiders. The Ottoman Turk chronicler Shamsaddin Sami wrote in the last century in his lexicon ‹Qamus EI-Aalam› (Dictionary of Names):
‹All of the educated Kurds occupied themselves with the Arabic and Persian language, while ignoring their own language'(6).
Just one example: The Kurdish Moslem scholar Sheikh Marifi Node (yi) Barzinji (1733-1838) was the author of more than 46 considerable works in Arabic and Persian language (7). These works were on jurisprudence, ethics, theology, astronomy, philology and literature. Node (yi) Barzinji lived to the age of 85 and wrote only one book in Kurdish. It was a small Arabic-Kurdish glossary of some hundred words. In the introduction to this work, Barzinji tells us in Persian language why he wrote it. I cite him: «In order that my son Ahmad will be able to learn Arabic vocabulary more easily. Therefore, I have named the book Ahmadia.»(8).
It is very interesting to notice that within those Kurdish principalities that were governed by independent Kurdish dynasties such as, for example, Hasnavi (founded 959)(9), Dostaki (990 – 1096)(10), etc., the Kurdish language was not used as the official written language.
It remained however, the language of the people and was the main means of communication between the people and their rulers. This neglect and lack of concern caused negative repercussions for the Kurds, which can still be felt today. It is not entirely clear why the educated Kurds invested their intellectual ‹capital› on others› soil, so to speak.
We only want to expound briefly on this theme, as it belongs to another chapter, to which as well, belongs the question of why educated Kurds were not able (or not willing) to import others› capital into Kurdistan in order to make their own people more ‹Arabic› or ‹Persian›. In any case, if one doesn’t speak about one’s self, or doesn’t pursue one’s own interests, others will do it for you and often incorrectly.
Thus were created since the dawn of time the phantasmagorias explanations for the origin of the Kurds, and the diminishing opinions of the value of the Kurdish language. We only want to expound briefly on this theme:
For over a thousand years Arab historians, such as, for example, El Masudi (died 956/7)(11), bn-Hawqal (died circa 977), etc., have asserted that the Kurds are descended from spirits. The Persian epic poet Firdosi (932? -1020) regarded the Kurds in his epic poem ‹Shahname› (The King’s Book) as the descendants of those young people who were saved from being decapitated by the tyrant Zohak ( Ajdahak) , and managed to flee into the mountains (12).
Khoja Saddadin (1537-1599) the Turkish Mufti of the Ottoman Empire wrote in his book ‹Taj ül-Tawarikh› (The Crown of Histories):
«It has been decreed by God that the Kurds cannot found a state because, once upon a time, a very ugly and frightening man visited the prophet Mohammed. The prophet was scared, and asked the man from whence he came. The guest answered in a friendly and respectful manner that he was a Kurd. The prophet lifted his head to the sky and said, ‹Thou, God, must not allow the Kurds to unify; their unification would cause the destruction of the world».(

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

جلسه معارفه كردهاي كرمانج مقيم مركز ( تهران )

فوریه 17, 2008

سلام خدمت شما

انجمن كردهاي مقيم مركز طي ارسال پيامي براي ما, خبر برگزاري جلسه معارفه كردهاي كرمانج مقيم مركز را به اطلاع ما رسانده است. و بدينوسيله از ما خواسته است كه آن را در وبلاگ درج نماييم:

سلاو هه وال کورمانج
قراره له رویه8/12/86 چهارشنبه له جامعه کوردان مقیم تهران جلسه معارفه کورمانجان برگزار بووه
ژه ته دخازم وه اعلامیه له وبلاگ خه لیخه نن
دست ته نیشه وه

هه وال مریوانی وکرمانج شیروان

جلسه معارفه كردهاي كرمانج مقيم مركز:

آدرس: تهران- ميدان جمهوري- ابتداي خيابان اروميهشرقي- پلاك 149- جامعه كردهاي مقيم مركز

تاريخ برگزاري جلسه: روز چهارشنبه 8/12/1386

ساعت: 30/3 دقيقه بعد از ظهر

براي اطلاعات بيشتر به ايميل زير پيام ها و سوالات خودتان را ارسال نماييد.

gola.urmiye@gmail.com
مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

مختصري درباره تاريخچه شهر قوچان

فوریه 16, 2008
قوچان در 130 كيلومتري مشهد و 807 كيلومتري تهران قرار دارد. انگور و شيره انگور اين منطقه مشهور است و سيب درختي منطقه اوغاز باجگيران نيز كم‌نظير است. قوچان داراي دام و محصولات دامي فراواني است و پنير كردي قوچان كه در داخل پوست (خيك) نگهداري مي‌شود، بسيار مرغوب و خوشمزه است. از جاجيم كه نوعي پارچه زبر و رنگي اين منطقه است نوعي پالتو درست مي‌كنند كه به آن چوخه مي‌گويند و هنگام كشتي چوخه از آن استفاده مي‌شود.
شهر قوچان:: تاريخچه قوچان

شهر قوچان را با شهر باستاني اشك يا ارسكه يكي دانسته‌اند. در حدود 250 سال پيش از ميلاد در متون تاريخي به اسامي آساگ يا اساك و … ناميده مي‌شده است. شاه عباس اول (1038-996) براي جلوگيري از تاخت و تاز ازبكان و تركمن‌ها، كردهاي ايل چمشگزك را كه ايل زعفرانلو از آن جمله هستند به اين منطقه كوچ داد. از وقايع مهم ديگر قوچان كشته شدن نادرشاه افشار در محلي به نام فتح آباد در سال 1160 هجري قمري است. از حوادث ديگر كشته شدن كلنل پسيان است كه در ذهن معاصرين هنوز زنده است. قوچان بارها در اثر زلزله ويران شده و شهر جديد قوچان در 12 كيلومتري شهر كهنه پس از زلزله سال 1312 ايجاد شده است.

:: آثار باستاني و ديدني‌هاي قوچان

قوچان داراي ييلاقاتي زيبا مانند قريه نوروزي، يوسف خان و كلاته گل است كه در دره‌اي سرسبز و پرآب قرار گرفته است. قوچان داراي چند غار مي‌باشد كه معروف‌ترين آن غار باغچه و در جاده قوچان به درگز (در كناره دهكده آسيب) قرار دارد و درون غار داراي ده شعبه است، اما غار فاقد ستون‌هاي آهكي مي‌باشد. در حد فاصل قوچان- مشهد نيز دو غر آبله و پرده رستم در نزديك چناران وجود دارد. امام زاده روستاي خسرويه، معماري صخره‌اي در روستاي كلر، پارك شهر قوچان و موزه مردم شناسي از نقاط ديدني اين شهرستان‌اند.

شهر قوچان

:: مزار سلطان ابراهيم



اين آرامگاه در شهر كهنه قوچان در 12 كيلومتري شهر جديد قوچان در جاده قوچان-فاروج قرار دارد. اين امامزاده را برادر حضرت رضا مي‌دانند.
مزار سلطان ابراهيم در شهر قوچان

سوابق تاريخي قوچان

آنچه از تاريخ كهن ايران نمايان است منطقه فعلي قوچان است كه توسط دليران پارسي متمدن گرديده و به تشكيل امپراتوري (( يوئه چري )) مي انجامد ، جزو يكي از دولتهاي مقتدر آن زمان بوده كه نام دو هزار سال قبل آن (( آساآك )) يا (( آرسكا )) بوده و در طي دورانهاي تاريخي مقر تمدن (( خبوشان )) ناميده  مي شد كه در حال حاضر از آن به نام (( قوچان قديم )) ياد مي شود . اين منطقه نيمه كوهستاني با آب و هواي سرد و خشك كه داراي زمستانهاي طولاني و تابستانهاي معتدل مي باشد و وجود كوههاي سر به فلك كشيده و تپه و وجود استعدادهاي بالقوه كشاورزي ، معدني ، صنايع دستي و … اين سرزمين را متمايز كرده است .

نقشه شهرستان قوچان

بنابراين لازم است به ابعاد مختلف و ويژگيهاي شهرستان قوچان نظري بيفكنيم تا جهت شتاساندن اين منطقه حداقل گام لازم را برداشته باشيم .

جمعيت و تقسيمات اداري كشوري ( قوچان )

شهر مركزي قوچان در 10 كيلومتري قوچان قديم ( شهر عتيق ) واقع شده و فاصله آن تا مشهد حدود 130 كيلومتر و تا باجگيران ( مرز ايران و تركمنستان ) 84 كيلومتر است و تا مرز كشور تركمنستان ( عشق آباد ) 118 كيلومتر مي باشد و داراي سه بخش مهم : بخش مركزي – بخش قاروج – بخش باجگيران است . جمعيت شهر 75424 نفر و روستا 178944 نفر ، بر اساس آخرين سرشماري نفوس و مسكن در سال 1375 مي باشد . در حال حاضر جمعيت كل شهرستان قوچان 236664 نفر ، جمعيت شهري 96403 نفر و جمعيت روستايي 140261 نفر مي باشد . وسعت قوچان حدودا 5234 كيلومترمربع مي باشد .

نژاد ، تيره و زبان مردم قوچان

نژاد مردم قوچان مرتبط به همان آريائيها مي باشد كه قبل از اسلام به اين منطقه مهاجرت كرده بودند و در ابتدا به زبان فارسي و سپس فارسي دري صحبت مي كردند ، البته بعدا اين اقوام در اثر حوادث تاريخي و حملات تركها و مغولان از آن اصالت اوليه به در آمده و نتيجتا زبان مردم نيز متنوع گرديد .

مهاجرت اكراد در اوايل قرن يازدهم هجري عامل ديگري در تنوع زبان و تيره بوده ، قابل ذكر است كه مردم قوچان اصالت و بويژه زبان خود را حفظ كرده اند بعنوان مثال مركز شهر و شهر عتيق ( شهر كهنه ) و روستاهاي سه گنبد و داغيان و گزل آباد ، مايوان و استاد و … هم اكنون به زبان فارسي تكلم مي كنند كه خود بيانگر قدر زبان فارسي در اين منطقه است .

گذشته از آن تركهاي مهاجر به اين منطقه نيز زبان و نژاد خاص خود را دارند و از همه مهمتر وحدت اين اقوام و يكپارچگي آنها در ايجاد فضايي امن و سالم در كنار تنوع زبان و نژاد و فرهنگ است و به قول رئيس جمهور محبوب : (( قوچان كلكسيون و تابلو زيبا از تنوع و تكثر فرهنگها در عين وحدت و يكپارچگي مديون همان اصل اسلاميت و ايراني بودن است كه همه قوميتها و تنوع زبانها و نژادها را بهم پيوند داده است . ))

قابليتها و استعدادهاي كشاورزي و جغرافيايي قوچان

شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات و دره هاي متعدد و چشمه هاي فراوان از پوشش گياهي متنوعي برخوردار است و در هر حوضه گياهان خاصي وجود دارد ، شقايق و لاله وحشي از گلهاي فراوان كوهستانها و جلكه هاي قوچان است . گياهاني با نامهاي محلي مانند : چريش ، زياني گزي و كنگر محلي در كوهستانهاي قوچان فراوان و مورد استفاده است .

در كوههاي شمالي قوچان خصوصا در منطقه حفاظت شده ، قوچ ، ميش و بز كوهي يافت مي شود. شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات كوههاي هزار مسجد ، آلاداغ ، شاه جهان در تابستان معتدل و در زمستان بسيار سرد است .

دره هاي كوههاي اين ناحيه پوشيده از نباتات مختلف بوده و براي دامداران محلي مطلوب است .

موقعيت كشاورزي قوچان بسيار مشهور بوده بطوريكه قوچان را خميرخانه يا انبار گندم خراسان لقب داده بودند . در قوچان غلات بطور عمده  گندم ، جو ، ذرت ، عدس و گياهاني از قبيل منداب ، كنجد و گرچك بخوبي بعمل مي آيد . قوچان داراي تاكستانهاي بسيار است و باغاتي از غبيل زردآلو ،گوجه، شفتالو ، سيب و به در جاي جاي اين شهر به وفور به چشم مي خورد .

در اين حوزه به منظور حفاظت باغات از سرماي زمستان معمولا تاكها را در پايان پاييز به زير خاك مي خوابانند و در اوايل بهار بمحض جوانه زدن از خاك خارج مي نمايند و همانگونه كه در نشريه عمراني منطقه خراسان آمده است قوچان از نظر كشاورزي و حاصلخيزي و همچنين از لحاظ محصول غله در بين شهرهاي شمال خراسان از همه معروفتر مي باشد . وسعت كل زمينهاي قابل كشت 266785 هكتار و وسعت كشت آبيش 157558 هكتار است . سطح كل مراتع 256615 جمعيت شاغل در بخش كشاورزي به كل جمعيت 41/5 درصد و نسبت سطح زير كشت به مساحت كاربري اراضي 25 درصد داراي 45 حلقه چاه عميق و نيمه عميق ، 140 رشته قنات داير و 116 چشمه سار و 23 رود فصلي و دائمي است . 95 درصد خاك از نوع شيرين و 5 درصد خاك شور است . پوشش طبيعي اين ناحيه حدود 280/000 هكتار است كه شامل 20 درصد مرتع و 3 درصد جنگل و درختهاي ارس و 62 درصد زمينهاي زراعتي است گندمهايي كه در منطقه قوچان بعمل مي آيد عبارتند از انواع ارقام فرانسوي – الموت – بزستايا – كرج يك – روشن –  سبلان – سرداري كه بيشتر در مناطق كوهپايه كشت مي شود .

در قوچان غلات به صورت آبي و ديم كشت مي شود و محصول آن از لحاظ كميت و كيفيت قابل توجه است . شهرستان با تنوع كشت زراعي 29 نوع و تنوع باغات 17 نوع ، رتبه اول و دوم در كشت علوفه غلات ، سيب زميني ، حبوبات و انگور و گردو را در استان داراست و در جمع توليد رديف هفتم از شهرستانهاي استان را دارد .

موقعيت جغرافيايي قوچان
قوچان يكي از شهرهاي مرتفع شمال شرقي خراسان است،طول شرقي اين شهر 58 درجه و30دقيقه عرض شمالي آن 37درجه و7دقيقه است.اين شهر را ارتفاعات اصلي البرز كه تاكنون هزار مسجدامتداد يافته وبارشته كوه ديگري تا شمال تبادكان ادامه دارد ،محصور كرده است.

كوههاي معروف قوچان

كوههاي معروف قوچان عبارتنداز:
آق كمر، سنجربيگ ، آسلمه ، علي بلاغ درشمال وهمچنين كوههاي شاهداغي ، امام داغ‌. كوههاي قوچان عموماً محل يلاق دامداران است ، در اين كوهها (( گون )) كه ازساقه كتيرا استخراج مي شود به حد وفوريافت مي شود ويكي از منابع درآمد مردم و روانه شدن محققان گياهان دارويي به كوههاي مذكور مي باشد.
به دليل وجود ارتفاعات هزارمسجد، آلاداغ وشاه جهان به سبب ريزش متوالي برف وباران ، منطقه قوچان داراي چشمه سارهاي فراوان ورودخانه هاي محلي است ، مهمترين رودخانه قوچان رود اترك است كه ازشرق قوچان يعني ازحوزه آبريزلايه رويان ، يدك والهيان سرچشمه گرفته وپس از تلاقي به آبهاي دروخانه يادگار، عمارت وبادخوردرنزديكي قوچان دربستريتنگ جريان گرفته وپس ازگذشتن ازفاروج وشيروان ومشروب ساختن قسمت عمده اي از آباديهاي خود به سمت شمال بجنوردجاري مي گردد وپس از مخلوط شدن با رودخانه هاي محلي وارد منطقه گرگان شده ومرزايران وتركمنستان را بعنوان مرزطبيعي تشكيل مي دهد .اين رودخانه در((چات)) به رودخانه ديگري موسوم به سومبارمي پيوندد وبا شيبي ملايم به درياي خزرمي ريزد.طول اين رودخانه 500 كيلومتروعرض متوسط آن 20 متر مي باشد درتابستان اغلب كم آب و دربيشترقسمتها خشك مي باشد.

رودخانه هاي قوچان

رودخانه هايي كه از قوچان سرچشمه گرفته وبه شهرهاي ديگر جاري مي شوند وبا مصرف ديگر كشاورزي مي رسند عبارتنداز:
1- اترك ، فرق ، رشوانلو
2- رود استاد وخسرويه ، داغياني ، چري ، قره شاهوردي ورودخانه شارك ودوربادام كه واردخاك تركمنستان مي شود.وجود همين رودخانه ها وكم آبي وخشكسالي روزافزون موجب مي شود كه درامر احداث سدهاي خاكي وسدهاي ديگر همت شود تا آب اين سرماية حياتي منطقه ، ازدست كشاورزان محروم خارج نشود وبه مصرف بهينه منطقه برسد.

نقاط ييلاقي قوچان
قوچان باداشتن هواي معتدل وباغهاي فراوان ازجمله شهرهاي ييلاقي خراسان محسوب ميشود.
ازاختصاصات اين شهر نداشتن بيماريهاي بومي است كه اين خود ناشي ازمعتدل بودن آب وهواي اين منطقه است.

ييلاقات معروف قوچان درخارج از حوزه شهري عبارت است از:
خسرويه ـ قره شاهوردي ـ يوسفخان و …
دره شارك ـ دره دوربادام ـ دره شمخال و…

پوشش دره ودامنه ها
سراسردره هاي اين منطقه پوشيده از گياهان مختلف مي باشد كه براي دامداران محل مطلوبي است ، گياهان دارويي اين منطقه نيزعبارتند از : كتيرا ، درمنه تركي ، شه تره ، ترنجبين كه عرقيات گياهي قوچان بهمين دليل معروف وداراي خواص گوناگون است .

خاك
نوع خاك اين منطقه زراعي است وازجنس رسي شني ـ شني رسي ـ هوموسي ودربعضي نقاط سياه مي باشد.
خاك نواحي كوهستاني شمال سياه وازلحاظ كشاورزي بسيارمناسب است .

گياهان روغني قوچان
محصول نباتي روغني قوچان درحال حاضر لوبياي به نام سويا، آفتابگردان ، گلرنگ وگلزاراست .

صادرات قوچان
هم اكنون مهمترين صادرات قوچان كشمش ، برگه زردآلو، شره انگورمي باشد كه همه ساله دربسته هاي استاندارد شده به كشورهاي خارجي صادر مي گردد.

دامپروري قوچان
گله داري ودامپروري ازفعاليتهاي مهم توليد مردم قوچان مخصوصاً ايل زعفرانلو وطوايف آن است.
كيفيت بالاي لبنيات قوچان ( شير ، ماست خشك و انواع ماست ، كشك ، دوغ ، كره ، پنير، روغن زرد يا حيواني و… ) حاصل توجه كشاورزان ودامداران اين منطقه ومرهون مراتع سرسبز، گياهان معطروخوشبوي كوهساران است كه به مصرف تغذيه گوسفندان ودامهاي منطقه مي رسد وبدين لحاظ لبنيات قوچان بسيارمعروف است .

دامپروري در شهرستان قوچان
پرورش گوسفند كردي كه مخلوطي از نژادهاي كردي وگرگاني وبلوچي است درنواحي سرد سيرشمال خراسان بخصوص قوچان رايج است .
گوسفند كردي نژادي گوشتي است وازنظر پرواركردن اهميت دارد واين مهم ازلبنيات گرفته تا فرآورده هاي ديگر دامي منطقه محتاج توجه بيشتر وسرمايه گذاري صنعتي دراين منطقه است .

صنايع دستي قوچان
ازنظر صنايع دستي درشهرقوچان صنعت پوستين دوزي ، نمد مالي وسفالگري رونق خاصي دارد ، گليم بافي وچارقدوزي ( نوعي كفش ) ، ساغري ، گيوه و… هنوزمعمول ومتداول است وحيف وصد حيف كه اگر بي توجهي ادامه يابد رو به اضمحلال مي رود.

نمدمالی در شهر قوچان
زنان روستايي اين شهر اغلب قالي وقاليچه كردي كه به اصطلاح محلي (( خرسك )) مي گويند بطوريكه اخيراً توليد وفروش استاندارد با كيفيت مطلوب به مظورصادرات توسط كميته صنايع جهاد كشاورزي وهمچنين توجهات ويژه كميته امداد امام ((ره)) به بافندگان محروم رونق خاصي پيدا كرده وازنظر رده بندي درسطح استان جزوبالاترين نوع بافت ودرسطح كشورنيزشاخص مي باشد.

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

معرفي كتاب هاي كردي و كرمانجي

فوریه 15, 2008

به درخواست يكي از بازديدكنندگان وبلاگ در اين پست چند كتاب كوردي را معرفي مي كنيم. اميدواريم در پست هاي بعدي كتاب هاي بشتري درج كنيم و رضايت خاطر شما عزيزان را جلب نماييم.

قصه‌های کردی

  • مم و زین
  • لاس و خزال
  • خج و سیامند
  • زنبیل‌فروش
  • شیخ فرخ و خاتون استه
  • قلعه دم‌دم
  • رشته مروارید
  • بهرام و گلندام
  • بهنسا
  • احمد شنگ
  • دوره هفتوانه
  • دوره دامیار
  • رستم‌نامه
  • رستم و زردهنگ
  • شیرین و شفیع
  • گوران‌شاه
  • میرامه
  • یوسف و سلیم
  • رساله‌ی عشق شرح ادبی ـ عرفانی منتخبی از اشعار سید عبدالرحیم تایجوزی مشهور به مولوی کرد، اثر دکتر سوران کردستانی محقق و نویسنده کرد

رمان‌ها

  • درد ملت (ژانی گه‌ل)
  • شهر (شار)
  • گل شوران (گولی شوران)
  • غروب پروانه (ئیوارهٔ په‌روانه)
  • روشن مانند عشق، تیره مانند مرگ (روونی مینا ئه‌وینه تاری مینا مِرنه)
  • پساب (کورده‌ره) نوشته خسرو جاف
  • کدخدا سیوه (کویخا سیوه) نوشته عزیر ملای رش
  • گرگ و بز (گورگ و بزن) نوشته عزیز ملای رش
  • پیشمرگ نوشته رحیم قاضی
  • مسئله وجدان نوشته احمد مختار جاف
  • آشتی کردستان نوشته محمد صالح سعید
  • گدازش (توانه‌وه) نوشته غفور صالح عبدالله
  • منبع بلا (کانگهٔ به‌لا) نوشته حسام برزنجی
  • اتاق نشیمن (دیوه‌خان) نوشته محمد رشید فتاح
  • بوهجین نوشته نافع ئاکره‌یی
  • پرستشگاه عشق (په‌ریستگه‌یی دلداری) نوشته اسماعیل رسول
  • نازه نوشته اسماعیل روژبیانی
  • صعود به سوی چکاد (هه‌لکیشان به‌ره‌و لوتکه) نوشته عبدالله سراج

کتاب‌های دینی

در میان ایزدی‌ها متون کوتاه مختلفی خوانده می‌شود که بیشتر نام «قول» دارند، مانند «قول ملک طاووس »، «قول شور راستی»، «قول شیخ سین» و غیره.

  • سرانجام
  • کتاب جلوه

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

چند خبر فوري

فوریه 12, 2008

1- اولين مطلب درباره وبلاگ و موسسه رندی سا رندی است.

 موسسه رندي سا رندي

اطلاعاتي درباره اين موسسه كه در وبلاگ درج گرديده است:

ما جمعی ازفعالان فرهنگی در انجمن فرهنگی هنری جیک سا(ستاره سحر) قصد داریم تا با تاسیس یک صندوق اعتباری به امور فرهنگی هنری کردهای خراسان تحرک بخشیم وفعالیتها  را منسجم تر و هدفمندتر سازیم .

ما  از همه عزیزان کردزبان خراسان و همه دوستداران فرهنگ اصیل کردی می خواهیم که ما را در این امر یاری رسانند.

 عزیزان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر در روزهای آتی به  این پایگاه اطلاع رسانی مراجعه نمایند یا ازطریق  ایمیل    soinda_sakurd@yahoo.com  یا با همراه : ۰۹۳۵۷۹۷۶۱۴۶ تماس حاصل نمایند.

به جهت استراتژی انجمن در راستای جذب مشارکت شما عزیزان است تقاضا داریم که به جای واریز یک مبلغ کلی یک مبلغ جزئی واریز نمایند ولی به صورت ماهانه. لطفا پس از واریز از طریق ایمیل یا تلفن به ما اطلاع دهید تا رسید مبلغ واریزی شما برایتان ارسال شود. همچنین محل هزینه وجهی که پرداخته اید برایتان ارسال شود.

امید است با پاسخ مثبت به فراخوان ما ؛ ما را در شکوفایی هر چه بیشتر فرهنگ و هنر کردی این دیار یاری نمایید. 

  شماره حساب جهت جذب کمکهای شما:  ۰۱۰۰۴۸۵۱۷۳۰۰۲  مهر کارت بانک کشاورزی به نام علی قلیچ زاده.

در ضمن با تماس با ما اگر پروژه فرهنگی-هنری در دست انجام دارید این انجمن را برای کمک متقابل مطلع سازید.

پي نوشت: به نظر ما حركت خوبي است اميدواريم كه با كمك ما و شما دوستان به سرانجام برسد.

آدرس: وبلاگ انجمن رندي سا رندي

 

  2- موسسه اي ديگري به نام انجمن كرد هاي مقيم مركز شروع به برگزاري كلاس هاي آموزش زبان كرمانجي و كردي كرده است. و از همه دوستداران زبان شيرين كرمانجي و كردي خواسته است براي حفظ اين زبان به اين كلاس هاي آموزشي مراجعه كنند.

براي اطلاعات بيشتر و شركت در اين كلاس ها مي توانيد به آدرس پست الكترونيك زير پيام بفرستيد :

kirmashanekem@gmail.com  

و هم چنين مي توانيد به آدرس زير نيز پيام بدهيد.

 gola.urmiye@gmail.com

   3- بوسله يكي از خوانندگان وبلاگ خبري به دست ما رسيده مبني بر اين كه در برخي نقاط خراسان شمالي نوارها و سي دي هاي كرمانجي و كردي جمع آوري شده است . كه البته از صحت و سقم اين خبر اطلاع چنداني نيست.

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

اشعار كرمانجي از آقاي ياسر قلي و آقاي عيسي رحيمي

فوریه 12, 2008
 پي نوشت: بسيار ممنونيم از آقاي رحيمي كه اصلاح شعرشان را به ما اطلاع دادند.
در برخي پست هاي وبلاگ اشعار كرمانجي را درج مي كنيم تا شما دوستان بتوانيد به راحتي با اين زبان آشنا شويد. و حظ وافري از فرهنگ كرمانجي ببريد. اميدواريم كه امانت دار خوبي باشيم. اگر اشكالي در درج اشعار هستند از اين دوستان شاعر مي خواهيم كه براي اصلاح آن اقدام كنند. 
نخستين شعر از آقاي عيسي رحيمي از شهرستان اسفراين است . اگر پيامي براي ايشان داريد به آدرس زير برايشان بفرستيد.
 eisa_aut@yahoo.com
چاو له ره مه وه گرری وا چا وه ته بوو یینم
چشم به راهم برگردي چشم هاي تو را ببينم
ژه د ه فته ری عشقی ته چه ند که لا مان بو خوینم
از دفتر عشق تو چند كلامي بخوانم

تو ک له من ناف کری چاو حسترن بوویینی

 تو به من نمي نگري تا چشم هاي پر از اشك را ببيني
مه گه وه وی خوه ندنا منظوری خوه بگینم

 مگر با خواندن شعرم بتوانم منظورم را (به تو) برسانم

وه قس ک من گوتیه له هر ده ره گه رری یه

 آنقدر که تکرار کرده ام ، همه جا پیچیده است

وا گّّّپا ک تو گولی ژه عشقی ته أز دینم

اين سخن كه تو گلي واز عشق توست که ديوانه ام

هر ده ر که هررم تو ژه خاطری من دور ناوی

هر جا كه مي روم تو از خاطرم دور نمي شوي
فه قه وه من را بو وژ سه ر رویه کو هلینم

فقط به من بگو سر به شیدایی تو به کجا بردارم

شعر كرمانجي

شعر بعدي توسط  آقاي ياسر قلي سرايده شده است. اگر پيامي براي ايشان داريد به آدرس زير ارسال نماييد.

Yasergholi@yahoo.com 

 کدا چو باو کاله شیرین زوانه
 

jail.gif

کدا چو باو کاله شیرین زوانه
مره مرو چیه سر وه دومانه

خولو جان تو وخا به وا چه درده
گر دژه شوانو پزه بر ده
مرکانی ژی دوره تواوو
هر چه کیوی هوون کله بلاوو
خولو جان تو وخا به از چره گم
سا کی درده دله خا از فره کم
سا مرگانه کو عمرکه او له رفانو؟
سا گریه کو عمرکه او بی شوانو؟
خولو جان از کو مامه تو وخا به
له کی یورده خفت ژه مه جدا به؟

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

جا ذبه هاي تاريخي و گردشگري خراسان شمالي

فوریه 10, 2008
 مكان هاي تاريخي و گردشگري
ارگ تاريخي بلقيس در اسفراين , بناي سنگي اسپاخور در مانه و سملقان , قلعه جلال الدين جاجرم ,آينه خانه و عما رت مفخم بجنورد, چها ر تاقي تيموري شيروان و امامزاده سيد حمزه فاروج از آثا ر تاريخي شاخص اين استان مي با شد بخش قابل توجهي از پا رك ملي گلستان روستاي زيباي در كش در مانه سملقان , رويين در اسفراين , گليان در شيروان و بش قارداش بابا امان و اسفيدان در بجنورد از جا ذبه هاي گردشگري استان بشمار مي رود.
استان خراسان شمالي نگين سر سبزشمال شرق ايران پس از ارائه لايحه دولت آقاي محمد خاتمي با مصوبه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و تاييد شوراي نگهبان در بهار سا ل1383رسما به عنوان يكي از استانهاي كشور ايران تاسيس گرديد.
خراسان شمالي با 28/100كيلومتر مربع وسعت و850000نفر جمعيت داراي 6شهرستان (بجنورد . اسفراين .شيروان . جاجرم . مانه و سملقان و فاروج ) 15بخش 40دهستان و بيش از 1000 روستاي داراي سكنه مي باشد. اين استان از شمال كشوربا تركمنستان (با 270كيلومتر مرز مشترك ) از شرق و جنوب با استان خراسان رضوي از جنوب غربي با استان سمنان و از مغرب با استان گلستان هم مرز است.ارتفاعا تي همچون آلاداغ , سا لوك , مي سي نو يا مان داغي از مهمترين ارتفاعات و رود اترك به عنوان تنها روزخانه دائمي وپر آب شمال شرق كشور دراين استان جريان دارد.تاريخ و فرهنگ

وجود 606اثر تاريخي و محوطه هاي با ستاني متعد د با سابقه چندين هزار سا له بيانگر غناي تاريخي اين استان مي با شد اين سرزمين د رزمان اشكاانيان از بلاد مهم نساء و اقوام پا رت بوده و در طول تاريخ گذرگا ه حكومت هاي متعددي بود ه است .
خراسان شمالي (گنجينه فرهنگ ها ) با قوميت هاي مختلف كرمانج , فارس (تا ت) ,ترك ,تركمن , كرد و اقليتهاي بلوچ ,عرب ,لر , ترك ها و فارسهاي مهاجر ديار وفاق مذهب و قوميت مي با شد.

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل

قطعه شعري درباره زبان كرمانجي

ژانویه 29, 2008

کرمانج زمانه من کرمانج پرچمه من  

کرمانج ناموسا من

از زانه مه تو کو کرمانجی سا چه کو کرمانجی کپ ناکی

اوینم کرمانجی کپ ناکی باوی خه یه کرمانج ناس ناکی

کرمانج راه گوموی سا چرا کپ ناکی کرمانجی ساچرا

ته ژه وی زمانا چه دیه کپ ناکی کرمانجی سا چیه

ته چه دیه ژه وی زمانا راه گوم کریه ته وی خزانا

کرمانجی کو ناموسا ته یه ژه ده باوان میراثا ته یه

زمان کو چو تو ژی امری ژه ناو خلکه تو ژی افری

وگر ژه وی ری یا توبه که زو وی عادته ژه بیر که

وگر سر عوجاقی ده باوان عوجیق بمال وه بریو چاوان

ریشه ده باوان وه ندا مه که چریه رینال خوا مه که

کرمانج سا مرا افتخاره له تاریخ او یادگاره

افتخار دکم کو کرمانجم خیال مه که له کس محتاجم
پیش کش له حواله نه ره ونداکره ژه طرفه حواله وه چیه گلیل
منبع: وبلاگ كرمانج ترين كرمانج

مطالب وبلاگ در ايميل شما دريافت كليه مطالب وبلاگ بوسيله ايميل